*به خبرگزاری حوزه خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ \ الثلاثاء ١ جمادى الثانية ١٤٣٨ \ Tuesday, February 28, 2017
کد خبر: 405062 | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۱۰/۲۰ - ۱۶:۲۳ | سرویس: علمی، فرهنگی 75
نگاه فقه به اداره جامعه(۸)
مسجد، مصداق کامل نهاد تصمیم ساز و فراگیر محله است
حوزه/ تنها مرکزی که مصداق کامل نهاد تصمیم ساز و فراگیر محله دارد، مسجد است که بر محوریت یک امام جماعت و هیأت امناء، تمامی تصمیم سازی پیش رو محلی و رهبری سیاسی، معنوی، اجتماعی را عملا و علنا ایفا می کند.

خبرگزاری ««حوزه» در راستای انتشار نگاه فقه به اداره جامعه، هشتمین جلسه از درس فقه الإدارۀ حجت الاسلام والمسلمین سید صمصام الدین قوامی را منتشر می کند.

خلاصه ای از بحث قبل

در فتوای امام راحل از «محله» یاد شده که تشکیل دهنده کلان شهر است. یعنی کلان شهر یا بلاد کبیره از محله ها تشکیل شده و مرجع تشخیص محله، شهر یا کلان شهر، عرف است. بهتر است عرف و محله به عنوان دو موضوع کلیدی مفهوم شناسی شود تا بتوانیم نهایتا به تعریف عرفی محله مسجدمحور دست پیدا کنیم. تعریف عرف از دید لغویین، فقهاء و حقوقدانان تبیین گشت. ضمن آشنا شدن با عرف عام و خاص و مشخصه های محله، معلوم شد که از جمله عناصر و ارکان تشکیل دهنده محله عبارتند از:

1- نهاد تصمیم ساز و ناظر بر قوانین محلی؛

2-تشکل ها، اجتماعات محلی و پیشروان محلی.

باید دید مصداق واقعی این دو عنصر کدامند؟ آیا مصادیق این دو، شورای محلی، فرهنگسرا، اداره ای خاص،  شهرداری یا مسجد است؟

به نظر می رسد که شورای محلی در حد یک محله به شکل تاریخی و سنتی وجود نداشته است حتی شوراهای اسلامی که طبق قانون اساسی تشکیل می یابند و انتخابات خاص خود را دارند در حد فرامحله ای تعریف شده اند و در محله ها نیز اخیراً «شورا یاران» را تعریف کرده اند که ضمن موفق نبودن این طرح، ترکیب آن از معتمدین محل می باشد که سامان نیافته است؛ فرهنگسرا پدیده جدیدی است که به یک مرکز تصمیم ساز تعریف نمی شود و عمدتا تفریحی، سرگرمی و هنری است.

در «اداره خاص» نیز تصمیم سازی برای یک محله وجود ندارد. بلکه اداره به عنوان یک مرکز خدمت آن هم در بُعدی خاص از خدمت رسانی می باشد؛ نظیر: خدمات پستی، مخابراتی، انضباطی، امنیتی و ... .

شهرداری و بخشداری که نهادی تصمیم ساز یا تصمیم گیر هستند، در یک محله تعریف نشده اند بلکه موقعیتی فرامحله ای دارند.

مساجد تنها گزینۀ اجتماع ریش سفیدان و پیشکسوتان است که مرجعی برای حل اختلافات محلی بوده و هیچ گاه به یک نهاد و تشکّل تبدیل نگشته است، بلکه همیشه در همین مکان موجودیت داشته است.

تنها مرکزی که مصداق کامل نهاد تصمیم ساز و فراگیر محله داشته، مسجد بوده که بر محوریت یک امام جماعت و هیأت امناء، تمامی تصمیم سازی پیش رو محلی و رهبری سیاسی، معنوی، اجتماعی را عملا و علنا ایفا می کند.

* مسجد، سازمانی مردم نهاد

مسجد، مرجعی برای حل اختلافات و نیز مرکزی برای اجتماعات یک سازمان کاملا مردم نهاد و مرجعی برای توثیقات افراد برای ازدواج و اشتغال و معاملات بوده است. اگر هم عنوان رسمی تصمیم سازی یا تصمیم گیری نداشته است، عملا این نقش جامع را ایفا کرده است.

مرکزی ترین شخصیت محله، امام جماعت منتخب و مقبول مردمی بوده که مردم او را با توثیق علمای بزرگ شهر بر می گزیده اند؛ هیئت اُمنا نیز مردم نهاد بوده و مرکب از معتمدین مردم، مسجد را به یک نهاد مرجع تبدیل کرده اند به گونه ای که هیچ بدیل و رقیبی برای آن متصور نیست.

از لحاظ ساختمان و سازمان و برنامه و ... نیز کاملا مهیا و مردم نهاد، محل اجتماع روزانه و شبانه همه مردم محل است. مسجد با چنین ترکیبی، همه جنبش های سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی را امامت و رهبری کرده است. نمونه چنین تصمیم سازی ای، انقلاب اسلامی است که از همین مساجد سامان داده شد و هیچ مرکزی توان و امکان این امر را نداشت.

منبر و محراب و مراکز متنوع مسجد مثل بانک قرض الحسنه و فروشگاه های موقوفه مسجد، اجتماع اصناف و کسبه و ... از مسجد یک مرکز بی بدیل ساخته است. یک امام جماعتِ جامع الشرائط همیشه توانسته است نقش قاضی، مجری حدود، معرفی افراد برای مناصب و یا معرفی شریک تجاری برای تاجران و یک مبیّن احکام شرع به ویژه در امور اقتصادی و کسب و کار و تجارت و بازار و ... را ایفا کند.

با توجه به اینکه احکام اسلام به منزله قانون زندگی است در حقیقت امام مسجد، قانون دان، قانون خوان و ایجادکننده سبک زندگی قانونمند مردم محله است که آنها را به حلال و حرام آشنا می کند و با استخاره و استشاره هایش بسیاری از معضلات مردم را در ابعاد گوناگون حل می کرده است. امام جماعت بر منبر اخلاق رفته و رفتارها را اصلاح می کرده، با موعظه و حکمت و جدال احسن، مردم را تربیت می کرده است؛ در حقیقت وی نقش مربی، معلم، پدر و رهبر را داشته است.

به راستی کدامین نهاد و تشکل در محل چنین جامعیتی را داشته و دارد؟ آنچه که در عمل نشان داده شده است مسجد، تنها مرکز، سازمان، نهاد و تشکل تصمیم ساز بلکه تصمیم گیر بوده است. لذا باید مسجد، محورِ محله قرار گیرد. زیرا محورِ محله نیاز به رهبر دارد، چه رهبری جامع تر از امام جامع الشرائط و چه ساختمانی آماده تر و کامل تر از مسجد؛ و چه کادری قوی تر و امین تر از هیئت امناء منتخب؛ و چه سازمانی متشکل تر از مسجد که همه اقشار اجتماع را در خود جمع و سازمانی طبیعی و غیر پیچیده به آنها می دهد.

در تقسیماتی مثل هیئت مذهبی، کانون قرآنی و کلاس های عقیدتی، سیاسی، بسیج و .... نیاز به بودجه دارد. چه بودجه ای پاک تر و با برکت تر از وجوهات که پشتوانه بسیاری از فعالیت های گره گشا و محرومیت زداست و چه بر نامه ای جامع تر از برنامه هایی که شارع مقدس برای مسجد ریخته است؛ اعم از تربیتی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، معنوی و ....؛ چه سالنی از شبستان مسجد که به زمان مدیریت شده، چندین نوبت مردم را در صف منظم جمعه می کند با ندای اذان، امام جماعت، واعظ و رییس هیئت امنا با تریبون آماده بتواند انواع توجیهات را داشته باشد.

مسجد عملکرد یک حزب کامل را دارد ولی به معنای حزب مصطلح نیست که هیچ گاه اعتماد عمومی را نتواند جذب کند؛ نتیجه این می شود که مسجد محور بی بدیل محله است.

 

ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال
نمایش نظرات
اوقات شرعی