*به خبرگزاری حوزه خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷ \ ۹ ذو القعدة ۱۴۳۹ \ Monday, July 23, 2018
کد خبر: 407583 | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۱۱/۱۶ - ۱۱:۲۲ | سرویس: گفتگو 31
گفتگوی خبرگزاری حوزه با مولف جوان کتاب‌های قطور ادبیات عرب:
مشکل ادبیات عرب در حوزه متن نیست؛ روش‌ها باید اصلاح شود/ مرکز مدیریت حوزه باید از نخبگان حمایت جدی کند
حوزه/ امروزه تدریس ادبیات عرب در حوزه‌های علمیه با دو مشکل مواجه است، روش‌مند نبودن تدریس با اینکه استاد از توانمندی بالا برخودار است و دوم اینکه مطلب برای خود گوینده و مُدرس جا نیفتاده است.

خبرگزاری «حوزه»؛ ضَرَبَ، ضَرَبا، ضَرَبوا، ضَرَبَت، ... از جمله کلماتی است که طلاب، خاطرات بسیاری از آن داشته و دروس حوزوی خود را با آن آغاز کرده اند.

تسلط بر ادبیات عرب از جمله ابزارهای مورد نیاز و ضروری یک طلبه است که آغاز آن با ضَرَبَ، ضَرَبا، ضَرَبوا بوده و پایان آن نیز همانند سایر علوم بر اصحاب علم مشخص نیست.

استاد قرائتی در یک خاطره طنز بیان می کردند:

شخصی طلبه شد و فرار کرد؛ پرسیدند:«چرا فرار می‌کنی؟» گفت:«بزن بزنه». گفتند: «یعنی چه؟»، گفت: «ضَرَبَ یعنی یک مرد غایب زد، دو تا شدند ضَرَبا، جمع شدند، شد ضَرَبُوا، یک خانم پیدا شد ضَرَبَتْ، دوتا شدند، شد ضَرَبَتا، با هم شدند، شد ضَرَبْنَ. این چه حوزه ای است که با کتک‌کاری شروع می‌شود؟».

حجت الاسلام محمدرضا رضوانی خراسانی از جمله فضلای خوش ذوق و موفق در عرصه ادبیات عرب حوزه است که کتاب های خوبی در این زمینه به رشته تحریر درآورده و امروز جزو اساتید این علم به شمار می آید.

خبرنگار خبرگزاری «حوزه» به سراغ این فاضل خوش ذوق رفته تا گزارشی از تألیفات، ایده ها و پیشنهادات وی را تقدیم مسئولان، اساتید و طلاب حوزه های علمیه نماید.حجت الاسلام محمدرضا رضوانی خراسانی

*ضمن تشکر از جنابعالی؛ در ابتدا خودتان را معرفی بفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

اینجانب، محمدرضا رضوانی خراسانی، متولد 1361، از سال 1375 وارد مدرسه علمیه الهادی قم شده و تا پایان دروس مقدماتی را در آن مدرسه ، زیر نظر اساتیدی همچون حجج اسلام والمسلمین متقی، یوسف زاده گیلانی و ... پشت سر گذاشته و از همه اساتید تقدیر و تشکر دارم.

*نوشتن را از چه زمانی آغاز کردید؟

 از همان سال های ابتدای طلبگی، نوشتن مباحث مربوط به ادبیات عرب را آغاز کردم. یکی از اتفاقاتی که سبب شد، نوشتن را از پایه سوم آغاز کنم، همکاری با گروهی پیرامون تفسیر سوره های «الرحمن» و «یاسین» بود که در آن زمان بخش ادبیات را به بنده محول کرده بودند.

پس از اتمام آن کار نیز به توصیه اساتید، نوشتن تجزیه و ترکیب جزء 29 و 30 قرآن کریم را آغاز کردم که هنوز منتشر نشده و برای آن زمان، کار بدی نبود.

*نخستین کتاب خود را از چه سالی آغاز کردید؟

کارهای مختصر سبب شد پایه ریزی فعالیت های گسترده تر صورت گرفته و از دی ماه سال 1380 شروع به ترکیب کل آیات قرآن کریم نموده و تا اوائل سال 1383، کل قرآن را ترکیب کردم. سپس در ادامه شروع به پاک نویس نوشته جات کرده و کتاب پنج جلدی «اعراب القرآن الکریم» را به چاپ رساندم.

این کتاب به صورت سلیس و روان به رشته تحریر درآمده و از آغاز تا پایان دارای نظم منطقی است.

*از مشکلاتی که پیش روی نوشتن این کتاب برای شما وجود داشت، بفرمایید.

زمانی که شروع به نوشتن این کتاب کردم، 19 سال سن داشتم و تا زمان چاپ نخستین جلد، زمان زیادی نگذشته بود.

چاپ این کتاب هم هزینه سنگینی داشت و تعداد صفحات هر جلد به 800 در نشستی علمی پیرامون روش شناسی تفسیر تمدنی صفحه می رسد و از طرف مقابل چون شناخته شده ای نبودم، از بنده حمایت نشد و هیچ شخص یا نهادی حاضر نبود این کار را برای من انجام دهد.

معمولا ناشران به دنبال آثاری می روند که کم حجم بوده و سود مناسبی برای آنان داشته باشد و اگر هم اثر پرحجمی باشد، نویسنده اش باید شناخته شده باشد تا آن را به چاپ برسانند.

پس از اتمام نخستین جلد از کتاب «اعراب القرآن الکریم» رایزنی هایی را انجام دادم تا یک انتشاراتی یا مؤسسه‎ای آن را به چاپ برساند؛ اما به نتیجه نرسید. سپس مقرر شد با همکاری شخصی دیگر این کار را انجام دهیم و بنده مبلغ مورد توافق را پرداخت کردم، اما کار از سوی آن شخص انجام نشد و پنج ماه طول کشید تا توانستم اصل پول خود را پس بگیرم.

در طول این مدت، با بازار نشر، ناشران، صحافی و ... آشنایی اجمالی پیدا کرده و بنا گذاشتم به تنهایی جلد اول کتاب را به چاپ برسانم. در آن زمان سرمایه ابتدایی بنده برای چاپ این کتاب، یک وام یک میلیونی و یک وام 500 هزار تومانی بود که اقساط این دو وام از کل شهریه بنده بیشتر بود.

هنوز مقداری از پول چاپ جلد اول را کم داشتم و برای چاپ مجبور شدم ما بقی آن را چک بدهم.

جلد اول با تمام مشکلات به چاپ رسید و با تبلیغاتی که انجام شد، خوشبختانه استقبال مناسبی صورت پذیرفت و توانستم برای چاپ جلدهای بعدی نیز اقدام نمایم. برخی از مراجع عظام تقلید نیز در این راه به ما کمک کرده و با خرید تعدادی از آثار و اهدای آن به برخی از مراکز، حمایت و تشویق شایانی انجام دادند.

پنجمین جلد این کتاب در سال 1387 به چاپ رسید و در مجموع استقبال خوبی از این کتاب شد و تا به امروز 6 مرحله به چاپ رسیده است.

*از مشکلات چاپ کتاب برای ما بفرمایید.

یکی از مشکلات عمده برای نویسندگانی مثل بنده، چاپ این کتب است. متأسفانه مراکزی که زیر مجموعه مدیریت حوزه های علمیه هستند، تعامل و همکاری با ما نداشته و نوشتن کتاب از یک طرف و چاپ و عرضه آن از طرف دیگر، معضلات زیادی را به همراه خواهد داشت.

اگر مراکزی باشند که این کارها را انجام دهند، مشکلات موجود بر روی دوش نویسندگان نیافتاده و آنان با خیالی آسوده ممحض در نوشتن کتاب با کیفیتی بالاتر خواهند شد.

*گلایه ای هم از عدم تدریس در حوزه داشتید. آیا کرسی تدریس برای شما فراهم نشده بود؟

بنده برای نوشتن این کتاب، وقت بسیاری صرف کرده و در ریز مباحث ترکیبی قرآن کریم کار کرده بودم. از طرفی کلاس هایی را برای تعدادی از طلاب برگزار کرده و همین نوشته جات سبب شده بود تا تدریس بنده عمق پیدا کند و استقبال مناسبی شود؛ اما تدریس رسمی در حوزه نداشتم.

در یکی از روزها جلد اول کتاب خود را خدمت یکی از مسئولان وقت حوزه برده؛ تقدیم ایشان کرده و درخواست تدریس رسمی در حوزه را بیان نمودم مورد قبول واقع نشد؛ اما به تلاش خود ادامه داده و دست از کار و نوشتن نکشیدم.

*از کتاب های دیگر خود برای ما بفرمایید.

در اثناء نوشتن کتاب «اعراب القرآن الکریم»، کتاب «المعجم المفهرس لأدوات القرآن الکریم» را نیز آغاز نمودم.المعجم المفهرس

جرقه نوشتن این کتاب از آنجا زده شد برای پرنمودن نقیصه و رسیدن به هدف خود در نوشتن کتاب که ایجاد نظم و چارچوبی خاص بود، به دو کتاب بسیار مراجعه می کردم.

کتاب نخست، «المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم» نوشته محمد فؤاد عبدالباقی بود که تمام افعال و اسامی قرآن کریم را در این کتاب به ترتیب حروف الفبا جمع آوری نموده و به عنوان مثال برای کلمه «الله»، تمام آیاتی که این کلمه در آن وجود داشت را در ذیل آن آورده بود در آن زمان کاری مناسب بوده است؛ البته امروز نرم افزار آن بیرون آمده و کارها راحت تر شده است.

کتاب دیگر، اگر اشتباه نکنم، «المعجم المفهرس لأدوات و الضمائر فی القرآن» بود که حدود 40 سال قبل در یکی از کشورهای عربی نوشته شده بود و بنده آن را از یک دست فروش در کنار پاساژ قدس خریداری کرده بودم.

در این کتاب هم أدات و ضمائر قرآن به ترتیب حروف الفبا گردآوری شده و ذیل هر کدام، آیاتی که دارای آن أدات یا ضمائر بود، آورده بودند، لذا به این دو کتاب زیاد مراجعه می کردم و همیشه در کنار دست من بود.

یادم می آید در یکی از مباحث به «إن مخففه» برخورد کردم. به یکی از کتاب ها مراجعه کردم و دیدم که در برخی از جاها، «إن» را واجبه الاهمال گرفته و در چند جای دیگر، برای آن عمل گرفته بود. واجبه الاهمال و عمل گرفتن، دو مطلب متضاد است و یکدفعه برای بنده سوال شد خود من در ترکیب ها برای «إن» چکار کردم؟ آیا عامل گرفتم یا نگرفتم.

لازمه دستیابی به پاسخ، آن بود در مباحث «إن» جستجو کرده و به عنوان مثال، «إن» های مخففه را پیدا نموده و با مراجعه به نوشته های خود، هماهنگ سازی ها را انجام دهم. برای این کار، وقت بسیاری از بنده گرفته شد و در اواسط کار، این مسئله به فکر بنده خطور کرد، وقتی از من که در متن کار قرار داشته و با آن سروکار دارم، به این مقدار وقت گرفت، برای اشخاص دیگر تا چه میزان زمان می برد؟ به همین دلیل شروع به تفکیک أدات نموده و آیات مرتبط را در ذیل آن آوردم.

به عنوان مثال، در کتب قبلی، یک کلمه «إذ» نوشته می شد و تمام آیات ذیل آن می آمد؛ اما بنده در این کتاب، آیات «إذ» ظرفیه را جدا و آیات «إذ» غیرظرفیه را جداگانه آورده و شماره سوره و شماره آیه نیز قید شده است.

پس از اتمام کتاب «المعجم المفهرس لأدوات القرآن الکریم» بسیاری از اساتید از بنده تقدیر کرده و جملاتی همچون: «کار محققین و مفسرین را راحت کردی» یا «این یک حلقه مفقوده در بحث ادبیات بود» را به من گفته بودند.

*یکی از نقدهایی که می توان به این مدل کتاب ها وارد کرد، این است که به عنوان مثال نظرات درباره فلان «إذ» در فلان آیه زیاد است و شاید با نظر شما مطابقت نداشته باشد. برای این مشکل چه کاری انجام داده اید؟

یک مقداری اختلاف وجود دارد؛ البته اختلافات کمتر است؛ اما مطلب آن است بسیاری قائلند که می توان هر سه مدل را گرفت؛ البته به غیر از آیاتی که قرائنی در آن وجود دارد.

یکسری از نظرات را می توان مشترک آورد و اتخاذ هر نظر، مشکلی ایجاد نخواهد کرد؛ اما یکسری از نظرات نیز اختلافی بوده و دو نظر مجزا وجود دارد.  بنده در این کتاب یک قول را پذیرفتم و آن را آورده ام و این نقص و نقیصه وجود دارد.

این کتاب چون به صورت جدولی به رشته تحریر در آمده، نمی توان نظرات گوناگون را آورد؛ ولی اگر به صورت نرم افزاری دربیاید، می توان اقوال گوناگون را نیز پوشش داد.

*از فوائد این کتاب برای ما بفرمایید.

در گذشته برای هر موضوعی، جزوه یا صفحاتی نوشته می شد؛ اما امروز با مقایسه میان مثال ها، می توان به بسیاری از مسائل و مباحث بدون نیاز به جزوات، دست پیدا کرد. اساتید و طلاب با استفاده از این کتاب به راحتی می توانند مثال های بسیاری را پیدا نموده و با مقایسه آنان، به تفاوت ها رسیده و مطالب جدید و مورد نظر خود را کسب نمایند.

این کتاب برای محققین و مفسرین نیز می تواند مفید باشد؛ به این نحو که اگر یک محقق قصد داشته باشد میان شرط هایی که با «إن»، «لو» یا «إذا» آمده یا مسائل دیگر، مقایسه ای انجام دهد، با مراجعه به این کتاب، به راحتی می تواند به نتایج مورد نظر خود دست پیدا کند.

*آیا استقبال مناسبی از این کتاب صورت پذیرفته است؟

امروز اطلاع رسانی ها مخصوصا در مسائل مذهبی؛ خصوصا در مباحث حوزوی و به ویژه در کتب حوزه بسیار کم است و برای این کتاب هم اطلاع رسانی مناسبی صورت نپذیرفته و از زمان چاپ تا به امروز هنوز چاپ اول است.

همچنین کسادی بازار نشر، گرانی کتب، روی آوردن مخاطبان به نسخه های دیجیتال و کم رنگ شدن استفاده از کتاب از دیگر دلائلی است که این کتاب به چاپ دوم نرسیده است.

*از دوره های 25 جلسه ای که برای طلاب برگزار کردید، بفرمایید

بنده به دلیل بیان مناسب، از اوائل طلبگی تدریس خود را آغاز کردم و استقبال هم می شد؛ چراکه روی اصل بحث و مدل بیان مباحث، وقت می گذاشتم.

در ادامه مباحث ترکیبی را شروع نموده و کلاس ها به صورت کارگاهی برگزار می شد؛ به این نحو که در ابتدا، قواعد و قوانین مدنظر برای یک آیه را بیان و در ادامه آن را برروی آیه مورد نظر پیاده می کردم که بازخورد مناسبی هم داشت و طلاب بهتر متوجه می شدند.

در ابتدا کلاس های خود را با یک یا دو نفر آغاز کردم و چندین سال به همین منوال گذشت. عدم خستگی و پشتکار از عوامل موفقیت است و بنده نیز همین راه را در پیش گرفتم و قائل بودم گذر زمان بسیاری از مسائل را درست خواهد کرد.

با پیشنهاد دوستان در ماه مبارک رمضان سه سال گذشته، کلاس ها را به صورت عمومی در یکی از مدرس‌ها برگزار کردم و مدرس امام خمینی(ره) در مدرسه علمیه فیضیه به بنده داده شد تا بتوانم کلاس ها را در آنجا برگزار کنم؛ اما با حضور در محل تدریس، با اینکه در ایام امتحانات بود و ماه رمضان را نیز در پیش داشتیم، با جمع بسیاری از طلاب مواجه شدیم که مشتاق حضور در کلاس بوده و مدرس مورد نظر گنجایش این جمعیت را نداشت؛ به همین دلیل خادم مدرسه فیضیه، مدرس حضرت معصومه(س) را در اختیار ما قرار داد و کلاس ها با حضور پرشور طلاب برگزار شد؛ چراکه دوره با عنوان «یادگیری ترکیب در 25 جلسه» تبلیغ شده بود و برای طلاب جذابیت داشت و آنان نیز مشتاق حضور در چنین دوره هایی بودن در چون مدت زمان آن کم بود و می توانستند مشکلات ادبیاتی خود را مرتفع نمایند.حجت الاسلام محمدرضا رضوانی خراسانی

همچنین با پیشنهاد یکی از دوستان، صوت تمام کلاس ها، ضبط و در پایان به یک سی دی صوتی نیز با عنوان «آموزش سریع و آسان نحو کاربردی و ترکیب» تبدیل شد.

تا به امروز بالغ بر 30 دوره 25 جلسه ای برای طلاب علاقمند برگزار کرده ایم که مطالب این کلاس، به کتاب «نحو کاربردی و ترکیب بر اساس آیات قرآن» تبدیل و سی دی صوتی نیز ضمیمه این کتاب شد.

ضمنا دو سال است که کلاس ها را در ماه مبارک رمضان در مؤسسه صادقین برگزار می کنیم که ضبط تصویری آن نیز از سوی این مؤسسه با کیفیت بالا انجام و «دی وی دی» تصویری آن نیز به بازار عرضه شد.

*آیا حوزه برای شما کاری هم انجام داده است؟

ما اصطلاحی عام و خاص را می توانیم برای حوزه به کار ببریم، حوزه عام، حوزه ای است که بازگشت آن به زمان امامان معصوم(ع)، أصحاب، عصر غیبت و عالمان دین برگشته و ما مدیون همان حوزه هستیم. تمام افتخار ما این است که در این حوزه بوده و به عنوان طلبه همین حوزه مشغول به فعالیت بوده و وامدار آن هستیم و طلبی هم از این حوزه نداریم.

اما حوزه خاص، مرتبط با مرکز مدیریت حوزه های علمیه است که تا به امروز تمام فعالیت های خدماتی که برای سایر طلاب عزیز داشته، برای ما نیز انجام داده اما مطابق با فعالیت ها، خدمات مناسبی از این مرکز دریافت نکرده ایم.

*برخی از انتظارات خود را بیان کنید.

رصد نخبگان حوزه، ایجاد فضای مناسب برای ادامه مباحث علمی نخبگان، استفاده از نخبگان در فعالیت های گوناگون علمی و پژوهشی، شناساندن نخبگان به جامعه علمی کشور و ... بخشی از انتظارات ما از مرکز مدیریت حوزه های علمیه است.

*نظر خود را درباره کتب ادبیات عرب حوزه و اساتید آن بفرمایید.

امروز دو مشکل در بحث تدریس ادبیات عرب در حوزه های علمیه وجود دارد. مشکل اول آن است که مطلب برای گوینده درس، جا نیفتاده و سال ها به طول می انجامد تا با تدریس آن را بدست آورد.

مشکل بعدی آن است بسیاری از اساتید روش ندارند. تدریس باید همراه با روش باشد. امروز قدرت علمی استاد ما بالاست؛ اما چون روش ندارد، کیفیت ارائه بحث را پایین می آورد.

کتاب هم از مباحث مهم در مسائل آموزشی است. کتاب مهم است؛ اما نیازمند لوازمی است که اگر آن لوازم نباشد، چه کتب سابق و چه کتب جدید خروجی مناسبی نخواهد داشت، یکی از آن لوازم، فعالیت های کارگاهی در جلسات زیاد است و اساتید باید از طلاب کار بخواهند تا طلبه بتواند بر مباحث مسلط شوند.

به نظر بنده، مشکل امروز ادبیات عرب در حوزه های علمیه، متن نیست؛ مشکل روش و اساتید ما هستند.

*به عنوان سؤال پایانی، علاقمندان آثار شما را از کجا می توانند تهیه کنند؟

انتشارات دارالعلم، مراکز بوستان کتاب در سراسر کشور، انتشارات نهاوندی، کتابفروشی علیزاده و ... از جمله مکان هایی است که کتاب های بنده در آن موجود می باشد.

 

ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال
نمایش نظرات
اوقات شرعی