*به خبرگزاری حوزه خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷ \ ۶ ذو الحجة ۱۴۳۹ \ Saturday, August 18, 2018
کد خبر: 409058 | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۱۲/۱ - ۱۱:۱۲ | سرویس: علمی، فرهنگی 85
یادگاه شهیدان علم (۱۹۹)
دعای طلبه شهید در قنوت نمازش
حوزه/در زمان طاغوت که معلمان زن با پوششی بد در کلاس حاضر می شدند از ادامه تحصیل در این مدارس منصرف شد و می گفت: ممکن است دینم به خطر بیفتد و به همین علت برای ادامه تحصیل وارد مدرسه علمیه کرمانیها در قم شد.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، شهید حجت الاسلام سید محمد نقیب پور در سال 1338 درکشکوئیه رفسنجان  و در خانواده ای روحانی دیده به جهان گشود ،این شهید قهرمان ، از همان کودکی الفبای تقوا را در خانوادة  خدا جویش آموخت و در سن هفت سالگی قدم در راه مدرسه و تحصیل گذاشت و با بهره مندی از هوش و استعداد خوب ،  دوره ابتدایی را با نمره های عالی و رتبه ممتاز در زادگاه خود به پایان رساند .

و بعد از گذراندن دوره ابتدایی ، سال اول و دوم راهنمایی را در همان زادگاه خود «کشکوئیه رفسنجان» سپری نمود.

امّا به علت این که پدر بزرگوار این شهید از روحانیون مبارز در رژیم شاهنشاهی و تحت تعقیب ساواک بود ، همراه پدر به شمال «عباس آباد تنکابن» منتقل شد و سال سوم راهنمایی را در آنجا گذراند .

ایشان دوران دبیرستان خود را در شمال ادامه نداد ، چرا که در  زمان  طاغوت ، معلمان زن با پوششی بد در کلاس حاضر می شدند و می گفت: ممکن است دینم به خطر بیفتد و به همین علت برای ادامه تحصیل وارد مدرسه کرمانیها در قم شدند و به آموزش دروس دینی و معارف اسلامی مشغول تحصیل شدند.

سید محمد ، هنگام شروع انقلاب ، با شور و اشتیاق زاید الوصفی وارد صحنه های انقلاب شد و به طور جدی با درون مایه غنی اعتقادی در صفوف انقلابیون در عرصه ای گوناگون انقلاب حضور پیدا کرد و به عنوان عنصری پر تلاش ، نوجوانان و جوانان محل را به مبارزه برضد رژیم ترغیب می کرد و در پخش اعلامیه های حضرت امام(ره) تلاش مستمر و بی وقفه داشت و در تظاهرات و راهپیمایی ها کار ساماندهی را انجام می داد ، به طوری که در این دوران ، دو مرتبه توسط مامورین ساواک دستگیر و مورد شکنجه واقع شد . دفعه اول در روستای کشکوئیه و دفعه دوم در قم) .

  بعد از پیروزی انقلاب و همزمان با شروع جنگ ،در واحد فرهنگی جهاد سازندگی کرمان ، ، مشغول به خدمت شد و مرتب در جبهه های جنگ حق برضد باطل حاضر می شد و با این وجود ، به تحصیل نیز ادامه می داد .

 در سال 1360 نیز زندگی مشترک خود را آغاز کرده و صیغه عقدشان نیز توسط امام خمینی (ره)خوانده شد . بعد از ازدواج دوباره به شهر مقدس قم برگشت و هم ادامه تحصیل می داد و هم در جبهه حضور پیدا می کرد ، تا این که با پیام حضرت امام، تمام وقت خود را در جبهه ها به سر می برد ، به طوری که زندگی خود را به اهواز منتقل کرد و در واحد تبلیغات تیپ امام رضا«ع» در جمع بچه های تخریب و همچنین در تیپ 38 ذوالفقارمستقر گردید و در عملیات های مختلفی از جمله والفجر 8 و کربلای 5 و4 ایفای نقش کرد و سرانجام  در کربلای 5 بر اثر شلیک گلوله تانک همانند جد بزرگوارش حسین بن علی «ع» به فیض عظیم شهادت نائل آمد و سرو جان در گرو محبوب و معشوق نهاد و به جمع خیل عشاق پیوست .

*خاطراتی دربارۀ شهید:

 دوستان شهید می گویند : شهید بزرگوار بسیار ساده وبی آلایش سخن می گفت و این سادگی او باعث می شد که مردم او را بسیار دوست داشته باشند و به خاطر همین سادگی که در بیان داشت ، حرفهایش را از ته دل می زد و بر دل هم می نشست و هدفش در تبلیغ فقط برای خدا بود و به خاطر خدا تبلیغ می کرد و همیشه هم موفق بود .

حجه الاسلام اسماعیل سعادت نژاد از روحانیان نهاد نمایندگی ولی فقیه در نیروی دریایی سپاه پاسداران می گوید: زمانی که  فعالیت انقلابی درشهر مقدس قم فراگیر شده بود ، در یکی از راهپیمایی ها که طلاب به صورت جمعی و گروهی داشتند ، این شهید بزرگوار بعنوان پرچمدار و جلودار بود شعارهایی بر ضد شاه می داد که باعث خشم و عصبانیت گارد شاهنشاهی شد و ماموران تعداد اندکی از آنها از جمله این شهید بزرگوار را دستگیر کردند.  

فرازی از وصیت نامه شهید :

بسم الله الرحمن الرحیم

پروردگارا ، خود می دانی که این بنده ات اگر گناهکار و روسیاه است ، ولی همیشه آرزو داشته از بندگان شایسته تو باشد و طبق خواسته و رضایت تو زندگی کند و همیشه سعی داشت در قنوت نمازش بخواند :«اللهم وفقنا لما تحب و ترضی» تا این توفیق را به او عنایت کنی . خدایا ؛ از آن زمانی که معنای شهادت را یافتم ، آرزویم این بود که مرگم شهادت در راه تو باشد ، چرا که «اکرم الموت القتل» و دعایم در نماز این بود «اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک» حال از تو می خواهم ای عزیز مهربان ، من را به این آرزویم برسانی و لیاقتی به من بدهی تا انتخاب شوم و تو را در حالتی چون حسین بن علی (ع) یعنی با بدنی خون آلود و جسم تکه تکه شده در راه احیای دین تو ملاقات کنم تا فردای قیامت مشمول شفاعت ائمه اطهارعلیهم السلام باشم ان شاءالله.

اللهم انی اسالک التوبة قبل الموت و الراحة عند الموت و المغفرة بعد الموت و العفو عند الحساب .         

عروج :

سرانجام این مرغ بلند پرواز آسمان عشق و ولایت در کربلای 5 از عالم خاک به افلاک پرکشید و به شهادت رسید .

سلام بر او و همۀ شهیدان راه حق باد .

 ستاد کنگره شهدای روحانی استان کرمان  

ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال
نمایش نظرات
اوقات شرعی