*به خبرگزاری حوزه خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
پنج شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ \ ۹ شعبان ۱۴۳۹ \ Thursday, April 26, 2018
کد خبر: 412180 | تاریخ مخابره :۱۳۹۷/۱/۱ - ۰۰:۰۴ | سرویس: حوزه علمیه قم 3

علت آنکه امام هادی(ع) زیارت نامه مفصل جامعه کبیره را انشاء فرمودند چیست؟
حوزه/ عضو انجمن حدیث حوزه گفت: در پاسخ به این سوال که چرا زیارت جامعه کبیره طولانی است باید برگردیم به اوضاع اجتماعی جامعه در زمان امام هادی (ع)، زمانی که امام به جهت خفقان و فشاری که مخصوصا از جانب معتصم و متوکل وارد شده بود تحت فشار بودند.

حجت الاسلام  علی توحیدی نژاد در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه»، اظهارداشت: متوکل خلیفه بسیار سختگیر بود  و مشقت‫های فراوانی را برای شیعیان به وجود آورده بود و به حدی اهل بیت(ع) را اذیت و آزار می داد که حتی مورخان به ستوه آمده بودند.

وی افزود: خوارزمی، یکی از مورخانی که نزدیک به ۵۰ سال بعد از متوکل است، می گوید وضعیت اهل بیت(ع) در حالی بود که یک خانواده فقط دارای یک لباس است و متوکل در آمد بیت المال را صرف ختنه کردن فرزندش می کرد و به رقاصه‫ها مبالغ سنگینی می داد  در حالیکه خاندان پیامبر(ص) نانی برای خوردن نداشتند.

این محقق حوزوی ادامه داد: این فضای خفقان را در نظر بگیرید، فضایی که امام در آن به سر می برند و نمی توانند ترددی داشته باشند، اصحاب امام احتیاج به برقراری ارتباط با امام دارند و از طرفی عده ای با عنوان غالیان ظهور کرده و جامعه را به انحراف می کشند و معتقدند امام، خدا است و صفات خداوند را به امام نسبت می دهند. می گویند نماز لازم نیست بخوانیم، لازم نیست روزه بگیریم و عقاید خرافی و اباحه گری را نشر می دهند، در این فضا امام معصوم می خواهد یک بسته کاملی را در معرفی دین، جایگاه خدا، مرز رابطه امام با خدا، تبیین کند، بهترین راه کار اینست که در قالب دعا ویژگی های همه معصومان (ع) و جایگاهی که معصوم در عالم خلقت نسبت به خداوند دارند را تبیین کند، لذا می بینیم بر خلاف اینکه بگویند ” نه ” ما اینطور نیستیم ، ما معبود نیستیم، خالق نیستیم ، فقط نفی این جریان را مطرح می کنند، امام را معرفی می کنند و می فرمایند؛ امام کسی است که علم غیب را از جانب خدا دارد و جایگاه امامت را به نحو صحیح تبیین می کند.

وی به جریان های انحرافی دوران امام هادی (ع) اشاره کرد و گفت: در دوران امام از لحاظ فرهنگی وضعیت به گونه‌ای بود که افکار و اندیشه‌های مختلفی در میان مسلمانان رواج یافته بود که اسلام ناب را تهدید می‌کرد. اندیشه‌های منحرفی که اصل اسلام را مورد هدف قرار می‌داد. امام هادی(ع) در عین اینکه به ‌شدت تحت نظر بودند و روابط و اقدامات ایشان کنترل می‌شد وظیفه هدایت جامعه و مقابله با انحرافات و بحران‌ها را هم به عهده داشتند.

حجت الاسلام توحیدی نژاد افزود: افکار انحرافی که از خارج به اسلام وارد می‌شد از یک طرف و برخی از فرقه‌های انحرافی که در میان خود شیعیان به‌وجود می‌آمد، از سوی دیگر شرایط را دشوار می‌کرد. فرقه‌هایی مانند غالیان، مشبه و … که هر کدام از این‌ها انحرافی را وارد دین می‌کردند و لازم بود که امام با همه اینها مقابله کند و این شرایطی بود که امام هادی(ع) با آن مواجه بودند. مهم‌ترین وظیفه امام هادی(ع) در این دوران هدایت و نجات جامعه مسلمانان از بحران‌ها بود، یعنی نجات جامعه از انحرافات عقیدتی که در میان مسلمانان و به‌ویژه شیعیان منتشر شده بود.

وی گفت: انحراف جبر و تفویض یکی از این مسائل انحرافی بود، مسئله جبر و تفویض دو اندیشه انحرافی است که در مسائل کلامی مطرح بود و عده‌ای قائل به جبر و عده‌ای قائل به تفویض بودند. یکی از یاران امام هادی(ع) در این باره نامه‌ای به حضرت نوشتند و راه چاره طلبیدند که امام(ع) در پاسخ ابتدا به ثقلین به عنوان مقدمه اشاره کردند. امام تمسک به ثقلین را راه‌حل ریشه‌ای و اساسی جامعه و مشکلات معرفی کردند و با استناد به سخنان ائمه پیشین و خصوصا امام صادق(ع) فرمودند: «لا جبر و لا تفویض و لکن امر بین الامرین: نه جبر است و نه تفویض، بلکه چیزى میان این دو است» و دیگر سخنان حضرت(ع)، هردو نظریه (جبر و تفویض) را باطل کردند و فرمودند ما معتقدیم خداوند مقتدر خلق را با نیروی خود آفریده و توانایی پرستش خود را به آنها داده و آنها را به آنچه می‌خواهد امر و نهی کرده است.

این محقق حوزوی بیان داشت: امام(ع) پیروی یا نافرمانی از امر خداوند را به خلق واگذار کرده است. به این شکل هم پاسخ انحراف را داده و هم راه حل را بیان فرموده‌اند. ویژگی امام این است که ابتدا اصل انحراف را به طور کامل تبیین و مشخص می‌کنند که چیست و بعد راه درست را معرفی می کنند و نشان می‌دهند.

وی افزود: گروه دیگری که در زمان امام هادی(ع) در میان مسلمانان بودند غالیان بودند. غالیانی که متاسفانه به اسم شیعه باعث بدنامی شیعیان و اهل بیت‌(ع) می‌شدند و هرکدام از ائمه(ع) به نوبه خود با اینها مبارزه کرده‌‌اند و البته بحث غلو مختص مسلمانان نیست و در مسیحیت و دیگر ادیان نیز وجود داشته است.

حجت الاسلام  توحیدی نژاد ادامه داد: امام هادی(ع) به صورت قاطع و صریح با غالیان مقابله می‌کردند و جواب افرادی که گزارش غالیان را به امام می‌دادند، فرمودند که این‌ها از شیعیان ما نیستند و از آنها دور کنید و در جایی دیگر با صراحت آنها را لعن کردند. مشبّهه و مجسمه نیز از دیگر گروه‌هایی بودند که در آن دوران انحرافاتی را ایجاد کردند و امام هادی(ع) با آنها هم به‌شدت مقابله کردند . گروهی دیگر صوفیان بودند که امام با این‌ها هم به مقابله پرداختند و به شیعیان دستور دادند که از نزدیکی با آنها پرهیز کنند.

وی اظهارداشت: جریان فرهنگی انحرافی دیگری که در آن دوران صورت گرفته بود و از عصر مامون آغاز شده و تا زمان امام هادی(ع) ادامه یافته بود به «محنه القرآن» معروف است. اصل جریان مذکور بر این اساس بود که عده‌ای می‌گفتند که قرآن مخلوق است؛ امام هادی(ع) در این باره فرمودند: برای چیزی که برای سوال کننده و پاسخ دهنده فایده‌ای ندارد، بی‌جهت خود را به زحمت نیندازید و وارد این مسائل نشوید.

این محقق حوزوی در پاسخ به این سوال که چرا با توجه به اینکه جریان های انحرافی زیادی در دوران امام بوده است اما در تاریخ بیشتر به بحث جریان انحرافی غالیان اشاره شده است و غالیان چه کسانی هستند؟ پاسخ داد: منظور از “غُلات ” اهل غلو است و از آن با تعبیر “غالیان” نیز یاد می شود. منظور از معنای اصطلاحی غُلو، ” غُلو در دین” است و جنبه اعتقادی این قضیه است. در اسلام این پدیده بیشتر در مورد اهل بیت (ع) دیده می شود و به جهت اینکه در این بزرگان برجستگی های خاصی بروز و ظهور داشته در مورد ویژگی های ایشان غُلو کرده اند .

وی ادامه داد: در دوره امام هادی (ع)علاوه بر غالیانی که از قبل بودند و تقریبا از شیعه مستقل شده بودند افراد دیگری نیز بودند که خودشان جریان غلو در این زمان را تاسیس می کردند و یا به آن دوباره دامن می زدند.

این محقق حوزوی گفت: امام هادی (ع) به پنج روش در برابر غُلات ایستادند. روش اول اینکه حضرت، وکلای اصیل خودشان را در قبال این غالیان تقویت می کردند. در روش دوم بحث استخفاف غُلات (یعنی عدم توجه به اینها ) بود. روش سوم در تنگنا قرار دادن غُلات بود و آنها را از خودشان می راندند. در روش بعد حضرت لب به لعن آنها باز می کرد و در نهایت حکم قتل غُلات بود که در تاریخ به آن اشاره شده است.

انتهای پیام   313/17

ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال
نمایش نظرات
اوقات شرعی