*به خبرگزاری حوزه خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
سه شنبه ۳۰ آیان ۱۳۹۶ \ الثلاثاء ٢ ربيع الأوّل ١٤٣٩ \ Tuesday, November 21, 2017
کد خبر: 416328 | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۳/۱ - ۱۹:۲۱ | سرویس: بین الملل 130
رییس مرکز اسلامی هامبورگ در همایش ضد تکفیر:
خواهان ارجاع فتاوای مخرب به مراجع قانونی جهان اسلام هستیم/ تکفیر تنها حق خدا است
حوزه/ حجت الاسلام والمسلمین رمضانی در همایش ضد تکفیر و افراطی‌گری در دانمارک با بیان اینکه خواهان ارجاع پرونده فتاوای مخرب به مراجع قانونی جهان اسلام هستیم گفت: حوزه کفر و ایمان تنها در مرز ضروریات دین و انکار اصول دین تعیین می شود.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، حجت الاسلام والمسلمین رضا رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ در سخنانی در همایش «خطر تکفیر و افراط بر صلح و همزیستی بشر» در مسجد امام علی(ع) دانمارک به بیان نکاتی پیرامون افراط و راه های مبارزه با تکفیر پرداخت.

متن سخنان حجت الاسلام والمسلمین رمضانی با عنوان «نه» به تکفیر و افراط به این شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كونوا قَوّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ  وَلا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ عَلىٰ أَلّا تَعدِلُوا اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوىٰ المائده/8

در ابتدای کلام، نخست لازم می­دانم از حضور همۀ عالمان بزرگوار فریقین و روحانیون مذاهب اسلامی از برادران سنّی و شیعه و نیز نویسندگان، نخبگان و صاحب نظران ادیان مختلف تشکّر و قدردانی نمایم و به طور ویژه، از نمایندگان معزّز مراجع معظم تقلید که بر اتحادیه منّت گذارده و به نحو شایسته حضور یافتند، سپاسگزاری کنم.

به پیشنهاد هیأت رئیسه­ی محترم کنفرانس حاضر با عنوان خطر تکفیر و افراطی‌گری برای صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز در نظر گرفته شده و اینجانب مقاله­ام را با نام «نه­ی بزرگ به تکفیر و افراط» بنادارم با استفاده از تجارب بیش از یک دهه حضور در اروپا مطالبی را ان شاء الله تقدیم نمایم.

طبق آیه شریفه­ای که در صدر کلام تلاوت شد، خروج از خط عدالت و اعتدال به هیچ وجه حتی از باب عطف به رفتار طرف مقابل جایز نیست. در تفسیر وزین المیزان، علامه طباطبایی رضوان الله علیه ذیل این آیه­ی شریفه می­نویسد: «مبادا به جهت بغض و دشمنی عدالت را ضایع کنید.» و آیت الله مکارم در تفسیر نمونه ذیل آن می نویسد: «نباید کینه ها و عداوتهاى قومى و تصفیه حسابهاى شخصى موجب تجاوز به حقوق دیگران گردد.»

و صاحب تفسیر کشاف می­نویسد: و المعنی لا یحملنکم بغضکم للمشرکین علی أن تترکوا العدل فتعتدوا علیهم بأن تنتصروا منهم و تتشفوا بما فی قلوبکم من الضغائن بارتکاب ما لا یحل لکم من مثلة أو قذف أو قتل أولاد أو نساء أو نقض عهد أو ما أشبه ذلک (اعدلوا هو أقرب للتقوی) نهاهم أولا أن تحملهم البغضاء علی ترک العدل ، ثم استأنف فصرح لهم بالأمر تأکیدا و تشدیدا ، ثم استأنف فذکر لهم وجه الأمر بالعدل و هو قوله (هو أقرب للتقوی) أی العدل أقرب إلی التقوی ، و أدخل فی مناسبتها.  و فیه تنبیه عظیم علی أن وجود العدل مع الکفار... إذا کان بهذه الصفة من القوة ، فما الظن بوجوبه مع المؤمنین...؟

* تکفیر و افراط درد مشترک دیروز و امروز جامعه بشری است

حضّار محترم! مسأله تکفیر و افراط از مباحث دیرین و بسیار مهمی است که لازم است همواره به گونه‌های مختلف و به حسب ظروف مکان و زمان به آن پرداخته شود، زیرا درد مشترک دیروز و امروز جامعه بشری است که در سالهای اخیر تهدید آن ابعاد منطقه ای و  بین المللی یافته و سایه شوم خود را بر سر همه افراد بشری افکنده است و هراس، ترس و وحشت را در اقصی نقاط جهان پدید آورده است. از این جهت مقابله با آن به یک مطالبه عمومی تبدیل شده و ما امروز گرد هم آمده ایم تا به سهم خود با روشن گری صریح و آشکار از سوی علمای فریقین سنّی و شیعه، به وظیفه ی اسلامی و انسانی مان عمل نماییم. 

همه ما بخوبی می‌دانیم به حسب عقل و تجربه، مخاطرات فکری همیشه زمانی به یک تهدید بالفعل تبدیل می شوند و مصائب خود را بر جامعه تحمیل می‌کنند که به قدرت­ و امکانات مادی قابل اتکایی متصل گرددند. در طول تاریخ، تفکرات، بینش ها و گرایش­های باطل عقیدتی و اخلاقی اندک نبوده، ولی مادام که که با قدرت و سرمایه و سیاست پیوند نخورده خطر و تهدید چندانی به دنبال نداشته است یا سطح تهدید آن محدود و نازل بوده است.

 با کمی تأمل و درنگ نسبت به این نکته، در مقیاس کلان، ظهور و بروز اجتماعی خیلی از مسائل روشن می‌شود، زیرا پرسش­های مهمی را برای اندیشه ورزی پیش روی ما می­گشاید و آن این که: جریان تکفیر و افراط که امروزه در هیچ جای جهان کسی از دست آن در امان نیست، سلاح­های پیشرفته و نوین و منحصر به فرد خود را از کجا تهیه می‌کند؟ چه گروهی هزینه هنگفت تأمین نیروی انسانی آن را تأمین می‌کند؟ حمایت اطلاعاتی، امنیتی و مستشاری از آنان در سطح منطقه و بین الملل از چه کانالهایی صورت می­گیرد؟ جذب، آموزش و سازماندهی مدرن تشکیلات مخوف جریان افراط  در کجا و توسط چه کسانی عملی می شود؟ در جبهه­ی رسانه­ای چگونه موفق می شوند آزادانه و به صورت نامحدود و بدون هر گونه مزاحمت قانونی در طراز جهانی به فعالیت بپردازد؟ و دهها پرسش دیگر.

* متن و روح اسلام به صورت اکیداً مطلق با تکفیر و افراط بیگانه است

حضّار محترم! ما به عنوان علمای فریقین در اینجا جمع شده ایم تا پیام روشنی را به همه دنیا مخابره کنیم که متن و روح اسلام به صورت اکیداً مطلق با تکفیر و افراط بیگانه است و مسلمان، چه شیعه باشد یا سنّی از تکفیر و افراط در همه اشکال آن بیزار و منزجر است و از آن تبرّی می جوید، چه نسبت به مسلمانان و چه نسبت به غیر مسلمانان، چه در آسیا چه در اروپا یا هر جای دیگر، چه به شکل فردی و چه به شکل سازمان یافته و چه به شکل دولتی و حکومتی.

اینجانب در اینجا با اجازه همۀ شرکت کنندگان در این همایش مهم و حیاتی برای بشریت، نکاتی را به شرح زیر تقدیم می کنم و امیدوارم مجموعه مباحثی که در این همایش مطرح می‌شود برای همه و نیز مسمانان و غیر مسلمانان اروپا مفید و مؤثر واقع شود. ان شاء الله.

نکته اوّل: به لحاظ تاریخی، جریان تکفیر و افراطی‌گری در طول تاریخ به شکلهای مختلف مورد حمایت صاحبان قدرت و ثروت برای رسیدن به مطامع و منافعشان قرار گرفته و باعث شده جامعه را با چالشهای جدّی از جمله رعب و وحشت مواجه سازد. و البته در میان مسلمانان خصوصاً در سده اخیر این جریان به صورت های گوناگکون مدیریت و هدایت ‌شده و همین باعث تشدید اختلافات و بروز و ظهور کشمکش­ها و جنگ­ها میان پیروان مذاهب مختلف گردید و بلکه گاهی با شیطنت بیشتر باعث نزاع میان پیروان یک مذهب شد و مشکلات فراوانی را برای امنیت جامعه مذهبی پدید آورد. مجموعه ی این عوامل امت اسلامی را از درون با تهدیدهای جدّی مواجه ساخت و باعث شد جامعه مسلمانان به جای وحدت و انسجام دینی میان خود از هم فاصله بگیرند و به یک سلسله درگیری‌های عقیدتی، فکری، سیاسی و اجتماعی بی حاصل و خانه خراب کن مشغول شوند و از رشد و توسعه و ترقی بازبمانند.

تبیین کمی و کیفی مدیریت پیچیدۀ آن فرآیند نامبارک، مستلزم پژوهش های گسترده ای است که اکنون در مقام بیان آن نیستم و به همین مقدار بسنده می کنم که نتیجه اسفبار واگرایی امّت اسلامی عبارت بود از: از دست رفتن سیادت و اقتدار جمعی و مرکزیت ثقل پیشرفتها و نوآوری­های علمی، اقتصادی، سیاسی و... که روزگاری پیش، بلاد مسلمین را مرکز ثقل علوم و قدرت اقتصادی و سیاسی دنیا ساخته بود. و این درسی است که باید بار دیگر از قرآن کریم بیاموزیم که: وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ. لذا این نکته به راحتی قابل فهم و هضم است که اختلاف و تفرقه به هر شکلی در میان مسلمانان در جهت منافع صاحبان زر و زور و تزویر است و همواره این مسلمانان هستند که باید هر روز سست و ضعیف شوند و قربانی بدهند.

* دیالوگ بین ادیان برای تعامل و هم افزائی از اولویت‌های جامعه بشری است

نکته دوم: از نظر اثباتی، همان طور که گفتگوهای درون دینی مسلمین از نیازهای مبرم ماست، دیالوگ بین ادیان برای تعامل و هم افزائی از اولویت‌های مهم جامعه امروز بشری است. آثار و فوائد این دیالوگ احترام به آموزه‌های ادیان و مقدسات آنهاست و باعث می‌شود که پیروان ادیان به پیامبران الهی احترام بگذارند و به بهانه آزادی بیان اهانت و توهین به مقدسات را جایز نشمرند. از جمله اموری که به دیالوگ بین ادیان آسیب می زند جریان اسلام هراسی و بلکه اسلام ستیزی است که گاهی با ترویج و انعکاس افراطی گری و تفکّر تکفیری، و گاهی هم با راهبردهای و راهکارهای دیگر در حال انجام است و در نتیجه این ذهنیت را در میان ملت‌های غیر مسلمان ایجاد می‌کند که اسلام دین هرج و مرج و خشونت و رعب و وحشت است و ذاتا امکان و ظرفیت گفتگو با مخالف در اسلام وجود ندارد. چنین ذهنیتی از اسلام و مسلمانان قطعا به نفع جامعه اسلامی نیست و با مقابله با افراطی گری می توان فضای دیالوگ ادیان را گسترش داد و از ثمرات آن بهره مند گردید.

نکته سوم: از نظر متن تعالیم قرآن کریم، طبق آنچه که از صریح آیات الهی استفاده می‌شود نبی مکرّم اسلام (ص) نبی رحمت و وحدت بوده است: « وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ »[1]، چنان که خود آن حضرت در این زمینه فرمود: «انما بعثت رحمة» و «انما بعثت معلّما». آن حضرت با مدیریت اخلاقی خود که با وصف «انک لعلی خلق عظیم» از سوی خدای متعال ستود شد، بر اساس رحمت الهی مردم را حول محور توحید جمع فرمود: « فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ »[2]. همین مدیریت اخلاقی بود که توانست قبائل جنگجو را که گاهی بیش از صد سال در حال تخاصم و جنگ بودند به هم نزدیک کند و عقد اخوت و برادری میان آنها ایجاد کند. با چنین نکرش و مدیریتی حداکثر تلاش پیامبر اعظم بر این مهم استوار گشته بود که تا جایی که امکان دارد از نزاع و جنگ و خونریزی جلوگیری نمایند و حتی در صورت وقوع جنگ از تعداد کشته ها و شدّت آلام جنگ بکاهند، چنان که در حدود 80 غزوه و سریه که از سوی معاندان عنود و لجوج بر آن حضرت تحمیل شد، میانگین کشته شده‌ها از دو طرف لشکر از 3000 نفر تجاوز نکرد، در حالی که در قرن بیستم در دنیای پر از ادّعای حقوق بشر بیش از صد میلیون نفر انسان کشته شده­اند.

* تکفیر نسبت به اهل قبله به هیچ بهانه ای جایز نیست

نکته چهارم: از نظر حکم شرعی و فتاوای علمای فریقین، اختلافی در این مسأله وجود ندارد که تکفیر نسبت به کسی که اهل قبله است و لااله الا الله بر زبان می آورد به هیچ بهانه ای جایز نیست. به عنوان نمونه، ابوحنیفه بن نعمان بن ثابت می­گوید: « وَلا نُكَفِّرُ أَحَدًا مِنْ أَهْلِ القِبْلَةِ بِذَنْبٍ مَا لَمْ يَسْتَحِلَّهُ» و احمد بن زاهر سرخسی شاگرد ویژه ابوالحسن اشعری می‌گوید: شیخ ابوالحسن اشعری استاد ما، در خانه من بستری بود. آن گاه که احساس کردم که مرگ او فرا رسیده است به من گفت تمام شاگردان و علاقه‌مندان مرا احضار کن؛ من همه را خبر کردم و آنان همگی گرداگرد استاد جمع شدند. او گفت: «إشهدوا علیّ أنّی لا أقول بتکفیر أحد من أهل القبله بذنب، لأنّی رأیتُهم کلَّهم یشیرون إلی معبود واحد و الإسلام یشملُهم ویعمُّهم»؛ گواه باشید من أحدی از اهل قبله را بخاطر گناهی که از آن‌ها سر می‌زند تکفیر نمی‌کنم زیرا من می‌بینم همگان به معبود یگانه اشاره می‌کنند و اسلام همگان را در بر می‌گیرد (شعرانی، الیواقیت و الجواهر، ص 50.)

و خود ابوالحسن اشعری از علمای بزرگ اهل سنت و رئیس فرقه اشاعره گفته است: «سجِّلوا عنی او انقلوا عنی اننی لا اکفر من قال لا اله الا الله او لا اکفّر مسلما» از طرف من ثبت کنید که من هرگز کسی را که «لا اله الا الله» می‌گوید به هیچ مسلمانی را تکفیر نمی‌کنم.

نکته پنجم: به لحاظ عملی، در سراسر تاریخ اسلام به جز جمعی از خوارج و نیز جریان‌ نوظهور تکفیری در چند قرن اخیر، فرقه‌ای بین مسلمانان وجود ندارد که سایر مسلمین را تکفیر کرده باشد و با چنین استنادی خون و مال و نأموس اهل قبله را مباح شمرد. لذا آنچه که به بهانه دعوت به توحید و مبارزه با مظاهر شرک در چند صده اخیر توسط عده ای جامد الفکر دنبال شده و موجب به خاک و خون کشیده شدن مسلمانان و تخریب بناها و آثار اسلامی و نمادهای هویت تمدنی و دینی گشته، فاقد سابقه اصیل بین مسلمانان و مذاهب اصلی و رسمی اسلامی می باشد و هیچگاه مورد تأیید رؤسای فریقین شیعه و سنی نبوده است.

* شاهد رشد و گسترش جریان‌های تکفیری در گوشه و کنار دنیا هستیم

البته علمای بزرگ اسلام تاکنون تلاشهای زیادی برای مقابله با این تفکّر انحرافی انجام داده اند ولی با این حال به دلیل مدیریت قوی پنهان جریان افراط و تکفیر با اتکا به مراکز قدرت و ثروت، مع الاسف شاهد رشد و گسترش جریان‌های تکفیری در گوشه و کنار دنیا هستیم و هر روزه توسط آنان جنایت‌هائی به ثبت می رسد که در تاریخ کمتر کسی به آن دست یازیده، مانند سر بریدن، آتش زدن، مثله کردن، تجاوز به نوامیس، نابودی اموال و تخریب بناهای مقدس و ... آنان با خروج از عقلانیت دینی و شریعت اسلامی، به تکفیر هم قانع نیستند و تا کنون برخی از علمای بزرگ اسلام را ترور کرده و و اعمال بسیار شنیع و حرام قطعی مانند آنچه که جهاد نکاح نامیده اند مرتکب می­شوند.

امروزه کم و بیش نمونه های بسیاری از گروههای تکفیری را در همه جای جغرافیای کشورهای اسلامی می‌توان یافت که هر یک به نوعی از وجود یک نوع بحران معنایی در فهم اسلام در طبقه جوان و نسل جدید نشان دارد، گروه‌هایی مانند جبهة النصرة، داعش، القاعده، جندالعدل، و حزب التحریر در آسیا و گروه‌هایی همانند بوکوحرام، الشباب، انصارالسنه و انصار الشریعه در آفریقا.

* رسانه­ها نقش اساسی در تولید و استمرار اسلام هراسی و اسلام ستیزی داشته اند

 نکته ششم: پروژه اسلام هراسی و اسلام ستیزی یک واقعیت ملموس است که رسانه­ها با دست مایه­ی جریان های تکفیری و با برخورد پوپولیستی نقش اساسی در تولید و استمرار آن ایفا کرده اند. در این رابطه باید سهم گروهها و قدرتها و عوامل داخلی و خارجی دخیل به درستی مورد شناسائی قرار گیرد. بی شک از عوامل داخلی اسلام هراسی که در درون جامعه مسلمانان تولید می گردد سلسله فتاوای تکفیری است که بر اساس آن به جواز قتل مسلمان حکم می دهند.

* فتوای جواز قتل مسلمان با تکیه بر کدام اجتهاد روشمند و منطقی است

پرسش اساسی که علمای دین و مراکز علمی و دانشگاهی باید به آن همت گمارند این است که این فتوا که به صورت علنی و صریح اعلام می گردد با کدام مدرک و مستند و با کدام آیه و روایت به دست آمده است؟ با تکیه بر کدام اجتهاد روشمند و منطقی و طبق کدامیک از مذاهب اسلامی است که به تخریب زیارتگاه‌های اسلامی یا ریختن خون بی گناهان فتوا داده می شود؟

تا کی باید بنشینیم و کنایه های کسانی را شاهد باشیم که خود آتش بیار معرکه اند و با طعنه می­گویند: در چین 500 دین و آئین به طور مسالمت آمیز کنار هم زندگی می‌کنند ولی مسلمانان با یک دین و یک خدا و یک پیامبر و یک کتاب با هم می‌جنگند و هر گروهی کشته خود را شهید می‌دانند؟!

آیا موقع آن نرسیده است که به صورت قاطع، غیر علمی بودن این فتاوا اعلام گردد و در محاکم شرعی یا نزد مراجع قانونی بین المللی، صاحبان این نوع فتاوی مورد بازخواست قرار گیرند و عواقب فتاوای خطرناک خود را بر گردن گیرند؟

* خواهان ارجاع پرونده فتاوای مخرب به مراجع قانونی جهان اسلام هستیم

بر این اساس ما خواهان ارجاع پرونده چنین فتاوای مخربی به مراجع قانونی جهان اسلام و نهادهای بین الملل هستیم تا ریشه تفکر تکفیری به عنوان یک اقدام غیر قانونی و مخل امنیت جهانی خشکانده شود.

* تکفیر تنها حق خدا ست/ حوزه کفر و ایمان تنها در مرز ضروریات دین و انکار اصول دین تعیین می شود

نکته هفتم: عرفی شدن جریان تکفیر دنباله خطرناکی است که بعد از صدور فتواهای تکفیری پدید آمده و بر اساس آن حکّام جابر منطقه به خود اجازه می دهد مخالفان سیاسی را به دلایل واهی کافر بخواند تا جایی که گاهی حتی در موارد اختلاف میان مردم و حکام، به شهروندان معترض و بی پناه نسبت کفر می دهند و با کینه پروری در صدد تهدید جان و مال آنان بر می آیند.  این در حالی است که مقولۀ تکفیر تنها حق خدا ست و کسی حق ندارد مطابق اغراض سیاسی اجتماعی یا امیال و منافع شخصی یا گروهی خودش دیگری را به خاطر داشتن عقائد مذهبی اش تکفیر نماید. در اسلام حوزه کفر و ایمان تنها در مرز ضروریات دین و انکار اصول دین تعیین می شود و در غیر این مورد هیچ توجیهی برای نسبت دادن کفر یا شرک وجود ندارد.

از این رو، باید برخی از اختصاصات مذاهب مانند اعتقاد به توسل، شفاعت، زیارت، واسطه فیض و امثال آن در حوزه اعتقادات و عملیات فرق اصلی اسلامی مورد بازخوانی و تبیین قرار گیرد تا باشند هیچ منافات و تعارضی با اعتقاد به توحید ندارد. و از سوی دیگر به قدرتهای سیاسی حاکم اجازه بازی و سوء استفاده از واژهای شرعی داده نشود و از دخالت غیر متخصصین در حوزه دین و مسائل دینی جلوگیری به عمل آید. اعدام شیخ نمر و محاکمه شیخ قاسم عیسی و صدها نمونه دیگر مصادیق چنین سوء استفاده هایی است که هر روزه توسط قدرتهای حاکم منطقه دنبال می گردد.

* ارتقاء آموزش های اصیل اسلامی از عوامل ایستادگی در مقابل جریانهای تکفیری است

نکته هشتم: یکی از عوامل ایستادگی در مقابل جریانهای تکفیری ارتقاء آموزش های اصیل اسلامی در درون و بیرون جامعه اسلامی است. مسأله آموزش و تربیت راه حل مهمی برای مقابله بلند مدت با گروههای افراط گرا به شمار می رود چرا که بر اساس فهم عمیق از اسلام و آیات کلام الله مجید روشن می شود که خشونت و افراط و آن چه که وجهه همت تکفیریون گشته است هیچ سنخیتی با اسلام حقیقی ندارد. چگونه می توان به پیروان حقیقی پیامبر رحمت نسبت خشونت داد، در حالی که او خود می فرماید: و الذی بعثنی بالحق لقد امرنی ربی بمداراة الناس. در این رابطه به نظر می رسد دانشگاهها بزرگ اسلامی از جمله جامعه المصطفی و جامعه الازهر باید نقش اساسی را ایفا کنند تا اعتدال و عقلانیت بتواند جای افراط و تکفیر را پر کند.

* منابر و رسانه های دینی باید مصالح امت اسلام را بر مصالح قومی و قبیله‌ای ترجیح دهند

نکته نهم: از دیگر عوامل مؤثر برای کنترل افراطی گری، گسترش پژوهش ­های اسلامی در میان علمای اسلام مبتنی بر متد عقلانی و منطقی و نیز ترویج نتایج آن در قالب کنفرانس ها و جلسات متعدد و گسترده در مساجد و مراکز اسلامی و منابر وعظ و خطابه و نمازهای جمعه و جماعات و گسترش آن به فضاهای رسانه ای و تولید فیلم و کارتن و برنامه تلویزیونی در راه مقابله با افراط است. منابر و رسانه های دینی باید از ارائه مطالب اسلامی به شکل سطحی پرهیز کنند و مصالح امت اسلام را در هر زمانی بر مصالح قومی و قبیله‌ای با هر نگاهی ترجیح دهند و از شدّت بخشیدن به تعصب‌های مذهبی پرهیز کنند. باید با فرهنگ سازی، اعتدال و عقلانیت و نفی خشونت و تندروی و سایر مفاهیم فرا ملیتی نهادینه گردد و روح تعاون و همکاری و دفاع از حق حیات به عنوان یک اصل قرآنی و عقلانی ترویج گردد.

نکته دهم: برخی از قدرتهای بزرگ جهانی و برخی از قدرت های منطقه ای و رسانه های بین المللی و کسانی که به اسلام هراسی دامن می زنند و به نوعی آب به آسیاب افراطیون و تکفیریون می ریزند و مجال توجیه را برای آنان نسبت به اقدامات غیر انسانی باز می کنند باید بدانند که ادامه مدیریت خشونت و صنعت جنگ و بحران در نهایت به نفع آنان نیز نخواهد بود و همان طور که شعله های جنگ در برخی کشورهای اسلامی افروخته شد ممکن است نا امنی و تعصبات به سایر نقاط دنیا نیز کشیده شود و این تلخاب چیزی نیست که کام کسی به آن شیرین گردد.

* خط روشن عقلانیت و اعتدال به نفع همه مذاهب و همه ادیان و همه فرهنگ هاست

خط روشن عقلانیت و اعتدال به نفع همه مذاهب و همه ادیان و همه فرهنگ هاست. مسلمانان با وجود اختلافات سیاسی در ادوار مختلف قرن ها در کنار هم زندگی کرده اند و با وجود تهدیدها ونزاع ها هیچگاه مشکلات بین آنان به این سطح که منجر به تکفیر و قتل و عام گردد نرسید و تعرض و تعدی و تجاوز و ناامنی و وحشت به گستره­ی وسیع موجود پدید نیامد. این دخالت مدیریت جهانی نظام سلطه است که در قالب تأیید و تسلیح و تجارت مرگ، دنیا را از نفرت پر کرده و مجالی برای رحمت و اخلاق باقی نگذاشته است. لذا امت اسلام باید به خود آید و به کسانی که به دنبال برانگیختن تعصبات مذهبی و مروج گفتمان خصمانه اند راه نفوذ را بربندند. به نظر می رسد برگزاری جلسات آشتی بین امت اسلام پیشنهاد سازنده ای است که باید با وساطت علمای فریقین سر بگیرد تا آتش کینه ها و انتقام ها را خاموش سازد و ملت ها و دولت ها را آشتی دهد. ان شاء الله.

در پایان بار دیگر از حضور و بذل توجّه دانشمندان حاضر در جلسه تقدیر می نمایم و به طور ویژه از دبیر محترم همایش جناب حجت الاسلام و المسلمین خادمی امام و مدیر مسجد امام علی علیه السلام کپنهاگ و دوستان و عوامل اجرایی تشکّر و قدردانی به عمل می آورم و نیز از دولت دانمارک و خصوصاً مسؤولین کپنهاگ به خاطر فراهم آوردن زمینه ساخت و تأمین امنیت این مرکز اسلامی سپاسگزاری می نمایم.  

 

[1] . انبیاء، 107.

[2] . آل عمران، 159.

ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال
نمایش نظرات
اوقات شرعی