*به خبرگزاری حوزه خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸ \ ۱۸ رمضان ۱۴۴۰ \ Friday, May 24, 2019
کد خبر: 444817 | تاریخ مخابره :۱۳۹۷/۱/۲۱ - ۰۶:۴۰ | سرویس: علمی، فرهنگی 85
یادگاه شهیدان علم(۲۳۱):
طلبه شهیدی که ساده زیستی مرامش بود
حوزه/ مادر بزرگوار شهید می گوید: "ساده زیستی مرام پسرم بود. کفش نو نمی پوشید و از کفش کهنه برادرش استفاده می کرد. سعی می کرد نمازش را در مسجد و با جماعت بخواند. به نماز شب اهمیت به سزایی می داد مثل اینکه نماز شب برایش واجب بود."

خبرگزاری«حوزه» در مناجات نامه اش نوشت: "بار خدایا! از خون ما دریایی تشکیل ده تا تمام دشمنان اسلام و بشریت را در کام خود فروببرد."

تولد طلبه شهید عباس محمدقلی زاده در سال 1350 شمسی در روستایی از توابع بابل مازندران اتفاق افتاد. مادرش می گوید: "در همان طفولیت و موقعی که در گهواره بود، اطرافیان می گفتند: این پسر به جایی می رسد."

مسیر تحصیلی اش را پس از دوره راهنمایی به سمت فراگیری علوم دینی تغییر داد و به مدرسه جعفریه آیت الله ایازی در رستمکلای مازندران رفت و با ذهن سرشار خود مشغول کسب دانش شد.

خصوصیات روحی

مادر بزرگوار شهید می گوید: "ساده زیستی مرام پسرم بود. کفش نو نمی پوشید و از کفش کهنه برادرش استفاده می کرد. سعی می کرد نمازش را در مسجد و با جماعت بخواند. به نماز شب اهمیت به سزایی می داد مثل اینکه نماز شب برایش واجب بود."

پدرش می گوید: "شهید عزیز ما از کلاس پنجم ابتدایی نماز شب می خواند. نیمه های شب او را در حال خواندن نماز و گریه کردن می دیدم. او به امام خمینی (ره) علاقه وافری داشت."

فتح الباب حضور

در حوزه طلبه ای خوش فکر و درس خوان بود ولی فضای معنوی خانواده و نیز حوزه علمیه سبب شد تا او هم مثل دیگر برادرانش به جبهه برود. سن اندک و جسم کوچک اگر چه مدتی مانع رفتنش می شد ولی او بالاخره رفت. مادرش می گوید: " اگر به من اجازه رفتن ندهی، فردای قیامت نزد حضرت زهرا (سلام الله علیها) از شما شکایت می کنم! از این حرفش تنم لرزید و گریه ام گرفت. گفتم: برو، تورا به امام حسین (علیه السلام) می سپارم."

با اجازه والدین دوبار در جمع رزمندگان اسلام حاضر شد و عاقبت نیز در اسفند سال 64 در عملیات والفجر 8 که به فتح شهر فاو انجامید، به شهادت رسید.

پدرش می گوید: "آخرین بار که میخواست برود، به او گفتم: پیش ما باش می خواهیم برای تحویل سال نو به مشهد برویم. گفت: من الآن می روم و قول می دهم که عید برگردم. ایشان رفت و موقع عید خبر شهادتش را آوردند."

از نوشته های شهید

بارالها! به حق حبیبت اول پاکم کن و بعد خاکم کن.

ولاتحسبن الذین الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا...

ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال
نمایش نظرات
اوقات شرعی