*به خبرگزاری حوزه خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸ \ ۲۰ شوال ۱۴۴۰ \ Monday, June 24, 2019
کد خبر: 492472 | تاریخ مخابره :۱۳۹۸/۲/۳۱ - ۲۳:۳۵ | سرویس: علمی، فرهنگی 75

سیره عملی امام خمینی‌ (ره) در ماه مبارک رمضان
حوزه/ امام دائماً با قرآن مأنوس بودند و مطالعه اصلی‌شان تلاوت قرآن بود و شبانه روز هفت نوبت قرآن تلاوت می‌کردند و این سنت حسنه تا آخر حیات طیبه‌شان استمرار داشت. در ماه مبارک رمضان، خصوصاً در ایامی که نجف بودند هر روز ده جزء قرآن تلاوت می‌کردند و در هر سه روز یک دوره قرآن ختم می‌کردند.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» علما و بزرگان دین در ماه مبارک رمضان برنامه های خاصی داشته اند که بخشی از سیره امام خمینی(ره) را تقدیم نگاه شما خوبان خواهیم کرد.

 

* سیره عملی امام خمینی قدس سره در ماه مبارک رمضان

 

1. دوران طلبگی

در شبهای ماه رمضان با دوستان و هممباحثههای خود جلسات دعا و عبادت داشتند، در این جلسات ابتدا قرآن تلاوت و سپس کلمات و بیانات ائمه معصومین علیهم السلام، را از متن کتاب «عبقات الانوار» خوانده میشد، این جلسات معنوی تا نزدیک سحر ادامه مییافت.(1)

 2. دوران تدریس

همه ساله امام قبل از تعطیلات دروس حوزه به مناسبت حلول ماه رمضان و هجرت طلاب به روستا و شهرها برای تبلیغ دین، جلسه درس را به موعظه، نصیحت و توجه به آداب سیر و سلوک در ماه رمضان اختصاص میداد. در یکی از جلسات خود فرمود: «به آداب اولیه روزه عمل نمایید و همانطور که شکم را از خوردن و آشامیدن نگه میدارید، چشم و گوش و زبان را هم از معاصی باز دارید. از هماکنون بنا بگذارید که زبان را از غیبت، تهمت و بدگویی و دروغ نگه داشته، کینه، حسد و دیگر صفات زشت شیطانی را از دل بیرون کنید. اگر توانستید که «انقطاع الی الله» حاصل نمایید و اعمال خود را خالص و بیریا انجام دهید، آن وقت از شیاطین انس و جن متقطع شدید.(2)

یک روز در نجف قبل از تعطیلات ماه رمضان همانند گذشته، سخنان اخلاقی درباره تهذیب و تزکیه نفس بیان میکرد، بیانات شور آفرین و شوق آور و انسانساز امام بهگونهای بود که جمعیت را دگرگون ساخت و صدای گریه، فضای مسجد شیخ انصاری را فرا گرفت.(3)

تابستان سال 1321 که مصادف با ماه مبارک رمضان بود، به شهرستان محلات مسافرت کرد. از سوی برخی علما امامت جماعت مسجد جامع شهر به ایشان پیشنهاد شد، اما ایشان در یک مسجد دور افتاده و متروک که امام جماعت نداشت، به اقامه نماز جماعت پرداخت تا سنت احیای مساجد را یادآور شود. به پیشنهاد و اصرار بزرگان و علمای محلات، هر روز عصر، سه ساعت قبل از افطار در مسجد جامع شهر، کنار یک ستون مینشستند و برای مردم درس اخلاق بیان میکردند.(4)

 3. تربیت دینی فرزندان

امام به تربیت فرزندان و حتی نوادگان و تقید آنها نسبت به رعایت آداب شرع و تکالیف دینی توجه خاصی داشتند. آنان را قبل از سن بلوغ، برای تشرف به سن عبادت و نماز و روزه آماده میکردند، اما هیچگاه سختگیری نمیکردند تا دچار مشقت نشوند و سعی داشتند که ذائقه فرزندان را در اجرای تکلیف دینی و امور شرعی تلخ نکنند.

در یک شب زمستانی وقتی حاج آقا مصطفی را برای سحری بیدار کردند، ایشان بر اثر استنشاق گاز ذغال کرسی ناگهان وسط اتاق بر زمین افتاد و بیهوش شد! امام خیلی نگران شد و وقتی او را به هوش آوردند، به ایشان فرمود: به صلاح شما نیست که فردا روزه بگیرید، پس از ماه رمضان، قضای آن را بهجای آورید.(5)

ماه رمضان یکی از سالها که مصادف با تابستان گرم قم بود، یکی از دختران امام به سن تکلیف رسیده بود. امام به او فرمود که امسال را باید روزه بگیرد، فرزند امام روز اول را با سختی و مشقت بسیار به پایان رساند. امام بهعلت گرمی هوا و نبودن امکانات خنککننده، همان شب برنامه مسافرت خانم و فرزندان را فراهم ساخت تا به تهران بیاید و قرار شد فرزندان، قصد اقامت نکنند تا در زمستان، قضای روزهها را به‌‌جای آورند.(6)

 4. انس با قرآن

امام دائماً با قرآن مأنوس بودند و مطالعه اصلیشان تلاوت قرآن بود و شبانه روز هفت نوبت قرآن تلاوت میکردند و این سنت حسنه تا آخر حیات طیبهشان استمرار داشت. در ماه مبارک رمضان، خصوصاً در ایامی که نجف بودند هر روز ده جزء قرآن تلاوت میکردند و در هر سه روز یک دوره قرآن ختم میکردند. در اواخر عمر شریفشان در ماه مبارک رمضان سه بار قرآن را ختم میکردند. در ایامی که نجف بودند چشمشان ناراحت بود، پزشک پس از معاینه به ایشان گفت: شما چند روز استراحت داشته باشید و قرآن نخوانید! امام با لبخندی خطاب به دکتر فرمودند: من چشمم را برای قرآن خواندن میخواهم. چه فایدهای دارد که چشم داشته باشم و قرآن نخوانم.(7)

 5. رعایت نوافل و مستحبات

در گرمای پنجاه درجه بالای صفر نجف و روزهای بلند تابستان که تقریباً حدود هفده الی هیجده ساعت روزه بودند، نماز جماعت ظهر و عصر را در مدرسه آیتالله بروجردی همراه با نوافل و تعقیبات ظهر و عصر بهجای میآوردند که برای جوانان هم سخت بود. نماز مغرب و عشا را هم با نوافل آن انجام میداد. سپس با یک عدد تخم مرغ و دو استکان چای یا بعضی روزها با نیمی از کتلت و مقداری نان افطار میکرد.(8)

در سالهای آخر عمر شریفش به دلیل بیماری و کهولت سن و مصرف دارو برنامه روزه ایشان تغییر یافت، اما نوافل و مستحبات و تعقیبات را بیشتر ادامه میدادند.

 6. عبادت، تهجد و مناجات

امام که رهرو خستگیناپذیر وادی عشق و فنای فی الله بود، در طول زندگی، خصوصاً چند دهه آخر عمر مبارکشان کلیه برنامههای درسی، علمی، تحقیقی و ملاقاتهای عمومی و خصوصی غیر ضروری‌‌شان را در ماه مبارک تعطیل میکردند و در برابر تقاضاهای ادامه برنامهها و یا در پاسخ به علت تعطیلی آنها، با یادآوری اعمال و عبادات ماه رمضان، میفرمود: خود ماه رمضان هم کاری است.(9)

تابستان یکی از سالها (قبل از سال 1341) که مصادف با ماه مبارک رمضان بود و امام به مشهد مسافرت کرده بودند، بارها مشاهده میشد که شبها، امام در مسجد گوهرشاد میان جمعیت عبای خود را روی زمین میانداختند و تا سحر به تلاوت قرآن، نماز، دعا و مناجات میپرداختند.(10)

عبادات و اعمال و تهجد شبهای ماه رمضان امام، با سایر ایام و لیالی تفاوت بسیار داشت علاوه بر این که بیشتر شب را به تلاوت قرآن، ادعیههای ماه رمضان و خصوصاً به قرائت دعای ابوحمزه ثمالی میپرداختند، انابه و تضرع امام به درگاه الهی بیشتر میشد. حاج احمد آقا نقل میکند که در نجف، ماه رمضان شبی روی پشت بام خوابیده بودم که از صدای گریه و مناجات امام بیدار شدم، دیدم امام در تاریکی شب در حال نماز خواندن، دستها را به طرف آسمان بلند کرده و گریه میکند. در ماه رمضان سالهای آخر عمر شریفشان نیز پرستاران و مراقبان امام، از صدای گریه نیمه شب ایشان از خواب بیدار میشدند.(11)

یکی از محافظان امام میگوید: در یکی از شبهای ماه رمضان نیمه شب برای انجام کاری مجبور شدم که از کنار اتاق امام عبور کنم. هنگام عبور صدای مناجات و گریه امام را شنیدم که در فضای اتاق پیچیده بود و مرا شدیداً تحت تأثیر قرار داد.(12)

خانم حاج احمد آقا نقل میکند که ماه رمضان قبل از رحلت ملکوتیشان، هنگامی که سحرگاهان برای اقتدای نماز صبح خدمتشان میرسیدم، چهره مبارکشان را برافروخته میدیدم، چشمانشان سرخ بود، چنان اشک ریخته بودند که دستمال برایشان کافی نبود، حوله کنار دستشان میگذاشتند.(13)

مقام معظم رهبری معتقدند که سیر و سلوک معنوی و عرفانی و انقطاع الی الله امام در ماه مبارک رمضان هر سال در تکامل شخصیت عرفانی و نفوذ معنوی رهبری ایشان محسوس بود و این اوج ملکوتی و عرفانی امام که دستاورد تهجد و مناجات شبانه ماه رمضانها بود در موفقیتهای گوناگون انقلاب تأثیر داشت. ایشان میفرمایند: «شما خیال نکنید که امام سال 68 که به جوار الهی رفت، همان امام سال 57 بود که وارد ایران شد. نهخیر، امام خیلی جلو رفته بود، خیلی پیشرفت کرده بود، خیلی بالا رفته بود. درست است که منازل امثال آن بزرگوار را نمیتوانیم بفهمیم، اما از همین پایین که انسان نگاه میکند اوج آن باز بلند پرواز را میبیند. خدا شاهد است که بعد از هر ماه رمضان، گاهی که خدمت امام میرسیدم برایم محسوس بود که در این ماه رمضان، امام نسبت به گذشته بالاتر رفته، پرواز کرده و از [جهان] ماده دورتر شده است.(14)

در هر ماه رمضان، ایشان معمولاً هیچ ملاقاتی نداشتند و بیشتر به خودشان میپرداخت. بعد از ماه رمضان که انسان با ایشان ملاقات میکرد، محسوس بود که نورانیتر و معنویتر شدهاند. یقیناً بسیاری از موفقیتهای انقلاب و این ملت، ناشی از همان کانون جوشان منور بود.»(15)

..............................................

 پینوشتها

1. پا به پای آفتاب/ج3/ص309 خاطرات آیتالله بهاءالدینی، و ج5/ص184 (خاطرات آیتالله سیدمحمد صادق لواسانی)؛

2. جهاد اکبر یا مبارزه با نفس/ص62؛

3. پا به پای آفتاب/ج3/ص254 خاطرات آقای رحیمیان؛

4. همان/ج2/ص84 خاطرات آقای توسلی محلاتی و ج4/ص229 (خاطرات آقای سروش محلاتی) و ج6/ص7 (خاطرات شهید محلاتی) و سلسله موی دوست/ص107 (خاطرات آقای رسولی محلاتی)؛

5. همان/ج1/ص158 خاطرات فریده مصطفوی؛

6. همان/ج5/ص203؛ برداشتهایی از سیره امام/ج2/ص379؛ فرازهای فروزان/ص260 به نقل از صبیه حضرت امام؛

7. یک ساغر از هزار/ص542 خاطرات خانم طباطبایی؛

8. پا به پای آفتاب/ج5/ص151؛ خاطرات آقای قدیری/ج2/ص329 (خاطرات آقای حمید روحانی)/ج3/ص127 (خاطرات آقای مسعودی خمینی)/ج1/ص125 (خاطرات صدیقه مصطفوی)؛

9. همان/ج2/ص104 خاطرات آقای توسلی؛

10. همان/ج6/ص103 (خاطرات آقای واعظ زاده خراسانی)؛

11. همان/ج3/ص151 خاطرات آقای ناصری و ص139 (خاطرات آقای میریان)؛

12. جلوهای از خورشید/ص90؛

13. پا به پای آفتاب/ج1/ص 285 و 261 خاطرات خانم فاطمه طباطبایی؛

14. حدیث ولایت/ج6/ص249؛

15. همان/ج2/ص237 و 238.

 

ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال
نمایش نظرات
اوقات شرعی