*به خبرگزاری حوزه خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ \ ۱۷ شوال ۱۴۴۰ \ Thursday, June 20, 2019
کد خبر: 493270 | تاریخ مخابره :۱۳۹۸/۳/۵ - ۱۴:۰۵ | سرویس: علمی، فرهنگی 32
مقاله رسیده؛
خورشید در محاق
حوزه/ امسال ۱۴۰۰ سال از ۲۱ رمضان المبارک سال ۴۰ هجری که جسم امیرالمؤمنین از بین بشریت رخت بر بست می گذرد اما روح امام تا پهنای زمان هست باقی خواهد ماند و هدایتگری ره پویان راه حقیقت را در قامت فرزندش حجت ابن الحسن المهدی به دوش خواهد کشید.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، آقای مهدی دقیقی شاهرودی به مناسبت یکهزار و چهارصدمین سال شهادت خورشید ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام در نوشتاری به جایگاه رفیع پیشوای اول شیعیان جهان پرداخت که متن این آن  بدین شرح است:

 

خداوند متعال به جهت اثبات حقانیت پیامبران و سفرای خویش، و همچنین اظهار قدرت و عظمت ذات مقدس خود، انبیاءرا به انواع معجزات مجهز نمود و قرآن به عنوان کلام و وحی الهی از معجزات و امور خارق العاده که به دست انبیاء و اولیاء الهی صورت پذیرفته گزارش داده است.

گاه زنده کردن مردگان و شفای کور مادر زاد از حضرت عیسی (1)و شکافته شدن دریا(2) و اژدها شدن عصا (3) و نورانی شدن خیره کننده دست (4)،  و جوشیدن آب از سنگ و دیگر امور از حضرت موسی (5)و در اختیار گرفتن باد توسط حضرت سلیمان که او و همراهیان او را از محلی به محل دیگر منتقل می نمود،(6 ) و نرم شدن آهن برای حضرت داود(7) ، و تعداد پر شماری از معجزات دیگرهمه نشانگر این حقیقت است که انجام امور خارق العاده بهترین و یا از بهترین ابزار توجه دادن مردم به خداوند و حقانیت اولیاء خداوند می باشد.آری ! خداوند متعال در قرآن مجید، از این معجزات به عنوان آیه و نشانه یاد کرده است وفرموده است : وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ (8) یعنی به موسی نُه نشانه آشکار دادیم.وبا این بیان تصریح می کند معجزات نشانه های الهی برای بندگان زمینی است تا هدایت یابند.

تواریخ متواتر اسلامى نیز گواهی می دهد پیامبر اسلام چنین معجزاتى را ارائه داده است که برخی تعداد آن را افزون بر چهار هزار معجزه دانسته اند.(9) ودر این بین بدون شک خود قرآن یک معجزه روحانى و معنوى است و براى آنها كه اهل فكر و اندیشه اند بهترین گواه است. دلیل برتری قران بر همه معجزات دیگر را اینگونه ترسیم می کنند که  قرآن مرز" زمان و مکان" را در هم شکسته و ما فوق زمان و مکان قرار گرفته است، به خاطر اینکه معجزات پیامبران گذشته و حتی معجزات خود پیامبر اسلام غیر از قرآن، در محدوده معینی از زمان، و در نقطه مشخصی از مکان و در برابر عده خاصی از افراد صورت گرفته است، سخن گفتن نوزاد حضرت مریم و زنده کردن مردگان و مانند آن بوسیله مسیح در زمان و مکان و در برابر اشخاص معینی بوده و چنان که میدانیم، اموری که رنگ زمان و مکان به خود گرفته باشند، به همان نسبت که از آنها دورتر شویم، کمرنگ تر جلوه میکنند، و این از خواص امور زمانی و مکانی است.

اما اعجاز وحی الهی نازل شده بر قلب نورانی پیامبر بزرگ بشریت که در قالب قرآن نمود داده شده است بستگی به زمان و مکان ندارد، هم چنان به همان شاخصه و ابهتی که 1400 سال قبل در محیط تاریک حجاز تجلّی کرد، امروز بر ما تجلی میکند بلکه گذشت زمان و پیشرفت علم و دانش به ما امکاناتی ارزانی نموده که بتوانیم حظ بیشتری از این مائده پر فیض الهی نسبت به مردم اعصار گذشته ببریم، پیدا است هر چه رنگ زمان و مکان به خود نگیرد تا ابد و در سراسر جهان پیش خواهد رفت، بدیهی است که یک دین جهانی و جاودانی باید یک سند حقانیت جهانی و جاودانی نیز در اختیار داشته باشد. در این بین به وضوح در بین مخلوق انسانی در بیان پیامبر ناطق به وحی عنصری دیده می شود که در این "جاودانگی" پابه پای قرآن در کوچهِ کوچه ی تاریخ قدم زده است و پیامبر به معیت او با قرآن معظم مهر تایید نهاده است وآن را برای همه اعصار تا روز قیامت فریاد زده است که : «عَلِیٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِی لَا یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْض»؛ «علی با قرآن است و قرآن با علی است و آن دو از یکدیگر جدا نخواهند شد تا در کنار حوض به من برسند».(10)

این روایت در منابع شیعی(11) و اهل سنت(12) موجود و بدان اصرار ورزیده شده است. روایتی که علاوه بر اینکه عصمت مطلق امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) و برتری بی‌چون و چرای آن حضرت را بر تمام اصحاب و بلکه بر تمام امت ثابت می‌کند فاش می گوید که خدا جنس علی را از قرآن وجنس قرآن را از علی می داند و تولد قرآن و ولایت امیر المومنین در عالم تکوین وتشیع توامان است چنان که خود فرمود: «من نور وحی و رسالت را می‌دیدم و نسیم نبوت را استشمام می‌کردم. من به هنگام نزول وحی بر او [محمد] صدای ناله شیطان را شنیدم، از رسول خدا پرسیدم، این ناله چیست؟ فرمود: این شیطان است که از پرستش خویش مأیوس شده است.(13) و شکافنده علم انبیاء وخلف صالح حکومت اولیاء حضرت امام باقرعلیه السلام فرمود: «قرآن همیشگی و ابدی است، و ما پیوسته بر آن دلالت داریم و همراه آن هستیم(14) راز جاودانگی علی همان راز جاودانگی قرآن است اگر قرآن هدایت گر بشر تا همیشه تاریخ است وهر قومی را هدایت گری باید تا مسیر الهی را نشان گر باشند به حق باید گفت علی وولایت الهی او واهل بیت اش بال دوم این پروازند وباز باقر العلوم و مفسر معصوم وحی بر این اصل اصرار می  ورزد وحق جویان را راهنمائی می کند و در تفسیر آیه «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هاد) براى هر قومى رهبرى است»؛ (15) می‌فرماید: «منظور از منذر پیامبر است. و در هر زمانی از ما (اهل بیت) هدایت‌گری وجود دارد که آن اقوام را به سوی آنچه پیامبر(ص) آورده است[یعنی قرآن]، هدایت می‌کند، و این هادیان پس از پیامبر، علی(علیه السلام) و اوصیای پس از وی یکی پس از دیگری می‌باشد(16)

امیرالمومنین علی علیه السلام چنان در ایمان فرو رفته است که محور ایمان و علامت مومن و نفس ایمان شمرده شده است، ابن عباس می گفت: برای علی بن ابی طالب در کتاب خدا، نام هائی است که مردم نمی دانند، خداوند او را ایمان نامیده است و فرمود: و مَنْ یَکْفُرْ بِالْإیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ (17) هر کس با ایمان در افتد اعمالش تباه است و ایمان با خون و گوشت او عجین بود و خود یک تنه تمامی ایمان بود و آن همه آثار و عجائبی که از حضرتش ظاهر می شد همگی نشان از ایمان بی همتای او و بی همتا بودن او در ایمان بودن او دارد.این شاخصه های شخصیتی در امیر المومنین باعث گردید که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله وسلم) مکرر می فرمود اگر همه درختان قلم شوند و دریاها مرکب گردد و جن و انس نویسنده باشند، نمی توانند فضائل علی بن ابی طالب (علیه السلام) را شمارش نمایند(18).و فرمود: یا علی، اگر نه این است که می ترسم گروهی از امت من، در مورد تو، اعتقادی شبیه به اعتقاد مسیحیان در مورد عیسی (علیه السلام) پیدا کنند (یعنی تو را خدا بدانند) همانا در مورد تو می گفتم چیزی را که به هیچ گروهی عبور نکنی مگر آنکه زیر پای تو را (برای تبرک) بردارند. علی (علیه السلام)، اعظم آیات الهی و اظهر معجزات حضرت رسالت‌ پناهی (صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) است که در این کتاب‌ ها بازگو شده معجزه بزرگ رسول خدا تحویل دادن انسانی چونان علی به بشریت است شخصستی که علمای توانا، نویسندگان بزرگ، فرزانگان برجسته و نبغاء عالَم علم پیرامون او قلم فرسایی کرده و با این همه که گفتند و نوشتند، باب ابراز بلاغت، تألیف، تصنیف و ایراد خطابه و سخنرانی در فضایل و مناقب آن حضرت، همچنان بر روی دانشمندان و فضلای دوران باز است و هر کسی در این باغ پهناور وارد میشود، به میوه ای تازه دست می یابد؛ «کَشَجَرَهٍ طَیِّبَهٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ تُؤْتِی أُکُلَها کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها»( 19) و این همان حقیقت نفسِ قرآن بودن ورها بودن از محدوده زمان ومکان است؛ به همین خاطر است که رشته تألیف و تصنیف، درباره شئون و عظمت‌ های علی (علیه ‌السّلام)، نه فقط سرتاسر عالم اسلامی را از شرق تا غرب و از سنّی و شیعه گرفته، بلکه قلوب بیگانگان از ادیان و مکاتب دیگر را به این شخصیت ممتاز متوجه نموده و نویسندگان و مؤلفان آنها را به مدح، ستایش و تألیف کتاب‌ ها درباره این خورشید تابان انسانیت برانگیخته است و بدین سان جلوه ای دیگر از وجود نامحدود خود را به رخ عالم طبیعت کشیده است.

نکته قابل توجه در این بین اینست که این شخص شخیص و نفس نفیس یعنی على علیه السلام در سراسر عمر خود با مرگ دست به گریبان بود، از شب هجرت پیامبر (که لیله المبیت اش می خوانند) که در فراش آن حضرت (كه قرار بود شجاعان قبائل عرب آن را زیر شمشیرها بگیرند) آرمیده بود گرفته تا تمامی غزوات صدر اسلام و حوادث بعد از شهادت پیامبر همواره معرض دَم شمشیرومواجه با مرگ بود و حریفان و مبارزان مقابل وى نیز قهرمانان شجاع و مردان جنگ آورعرب بودند نه سفلگان وضعیف تنان، با این حال او می‌فرمود براى من فرق نمی‌كند كه مرگ به سراغ من آید و یا من به سوى مرگ روم و شوق خود به لقای الهی را مانند شوق طفل به سینه مادر قلمداد می نمود(20). او مرگ را کشته بود ومرک در دیدگان او خوار وخفیف جلوه می کرد آنچه در 21 رمضان سال 40 هجرت رخ داد مقهور کردن و به چنگ اوردن علی نبود علی سرافراز همیشه تاریخ وتمام پهنه جغرافیا مقهور کسی نمی گردد حقیقت این است که دشمن اش او را نکشت بلکه با شهادت آن بزرگوار، اسلام تنها نگهبان دلسوز و یگانه حامی حقیقی خود را از کف داد و اسلام از برکت وجود رزم آوری شجاع ، حاکمی بی نظیر،  پیشوایی محبوب، شخصیتی مسلط ، زمامداری عادل، امامی عالم، رهبری رؤوف و مهربان محروم شد، و امواج بلایا و فتنه‌ ها از هر سو آنها را احاطه کرد وتاریکی وظلمت از تیغ کین ظالمان زمان نصیب بشریت بی سرپناه گردید. ضربت «ابن ملجم مرادی» ضربتی بود که بر پیکر اسلام، عدالت، حرّیّت و فضیلت و بر پیکر تمام اهداف عالی انسانی وارد شد.فرق کسی شکافته شد که نظیر او در عملکرد الهی زاده نگردیده است .وجهان در یک هزار وچهارصدمین سالروز این واقع باید بر خود و نداشتن علی سخت بگرید.

فردای آن شب تاریک که تن خسته امیرمومنان حضرت علی علیه‌السلام را شبانه و مخفیانه به دامن خاک سپردند وخاک به عنوان بستر خلقت ابوتراب و پدر خویش را در آغوش گرفت، امام حسن علیه‌السلام به منبر رفته پس از گریه ای سوزناک چنین فرمود: «مردم! مردی از میان شما رفت که از پیشینیان و پسینیان کسی به مرتبه او نخواهد رسید. رسول‌اللّه پرچم را بدو می‌داد و به رزمگاهش می‌فرستاد و جز با پیروزی باز نمی‌گشت. جبرئیل از سوی راست او بود و میکائیل از سوی چپش. او بعد از خود تنها هفتصد درهم از مال دنیا برجای نهاد .....(21) از این رو است که در شب ۱۹ رمضان که از سویی یکی از شب‌های قدر است و از سوی دیگر شب ضربت خوردن امام المتقین شیعیان و حقیقت محوران عالَم هم اعمال شب‌های قدر را ملتزمند و هم صد بار زبان به این ذکر می گشایند که:: اللهم الْعَنْ قَتَلَةَ اَمیرِ المؤمنین (خدایا قاتلان امیرالمؤمنین را لعنت کن) و آن را یکی از اعمال خاص شب ۱۹ رمضان دانسته اند. (22) تا بگویند این لعن تا قیامت بر کشندگان مجرای حقیقت وحقیقت ایمان جاری است زیرا که آنها تیغ بر راه ورسم انسانیت وایمان کشیدند و عروه الوثقی الهی را از هم دریده و ارکان هدایت را پاره نمودند و شاخ شیطان از آستین ننگین انها بیرون خزید.و خبانت همیشگی انها به مسیر هدایت را فریاد بزنند.

حسن ختام را جملات محب دلباخته امیر المومنین یعنی صعصعة بن صوحان قرار می دهیم. وی در حالی که یک دست بر قلب خود گذاشته بود و با دست دیگر خاک بر سر می پاشید، می گفت: «... شهادت گوارایت باد! که تولدت پاک و شکیبایی ات نیرومند و جهادت بزرگ بود. بر اندیشه ات دست یافتی و تجارتت سودمند گشت. بر آفریننده ات وارد گشتی و او تو را با خوشی پذیرفت و ملائکه اش به گردت جمع شدند. در همسایگی پیغمبر جای گزین گشتی و خداوند تو را در قرب خویش جای داد و به درجة برادرت مصطفی رسیدی و از کاسه لبریزش آشامیدی...(23)

جاودانگی علی اراده خداست و هیچ اراده ای در مقابل ذات لایزال الهی یارای عرض اندام ندارد. امسال 1400 سال از 21 رمضان المبارک سال 40 هجری که جسم امیرالمومنین از بین بشریت رخت بر بست می گذرد اما روح امام تا پهنای زمان هست باقی خواهد ماند و هدایتگری ره پویان راه حقیقت را در قامت فزندش حجت ابن الحسن المهدی به دوش خواهد کشید. پس ظهور او را انتظار می کشیم و رجعت دین علی وحقیقت تامه را لحظه شماری می کنیم.

 

پی نوشتها:

1- آل عمران/49

2- بقره/ 50

3- طه/ 20

4- طه/ 22

5- اعراف/ ۱۶۰

6- نمل/16ـ19

7- سباء/10

8- 101 اسراء

9- مدینة المعاجز / سید هاشم بحرانی

10-المستدرك على الصحيحين ج 3 ص 134

11- مفید، محمد بن محمد، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة، ص 418، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق؛ طوسى، محمد بن الحسن، الأمالی، ص 460، قم، دار الثقافة، چاپ اول، 1414ق.

12- أبو القاسم طبرانی، سلیمان بن أحمد، الروض الدانی (المعجم الصغیر)، ج 2، ص 28، بیروت، عمان، المکتب الإسلامی، دار عمار، چاپ اول، 1405ق؛ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 134، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1411ق.

13- شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، ص 301، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق

14- صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد(ص)، ج 1، ص 414، قم،  مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ دوم، 1404ق.

15- رعد/7

16  -کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 191، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

17- مائدة، 5

18- لو انّ الرّیاض اقلامٌ و البحر مدادٌ و الجنّ حسابٌ و الانس کتابٌ ما حصوا فضایل علی بن ابی طالبٍ /بحار الانوار، ج ۲۸، ص ۱۹۷

19- ابراهیم، آیات ۲۵-۲۴.

20- الشریف الرضی، نهج البلاغة ت الحسون، ص ۵۰، خ ۵.

21- امالی صدوق، ص 192

22- عباس قمی، مفاتیح الجنان، بخش اعمال شب قدر، اعمال مخصوص شب ۱۹

23- بحارالانوار، ج 42، ص 295

ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال
نمایش نظرات
اوقات شرعی