*به خبرگزاری حوزه خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷ \ ۱۳ صفر ۱۴۴۰ \ Monday, October 22, 2018
کد خبر: 447941 | تاریخ مخابره :۱۳۹۷/۲/۳ - ۲۰:۵۰ | سرویس: علمی، فرهنگی 75
خاطرات طلبگی (۲۵)؛
از «خوسه آنتونیو» تا «حسین» همراه با یک مبلغ فعال آمریکای لاتین
حوزه/ شبکه های صهیونیستی اسپانیولی زبان در آمریکای لاتین ، تا بحال بیش از ۱۲ مستند در مورد حسین و مسلمان شدنش ساخته اند و در آن دروغ پردازی های زیادی کرده اند و تلاش کردند که چهره مسلمانان را در این کشور منطقه آند مخدوش کنند، این رسانه ها با نگرانی اعلام می کنند که بیم آن هست که با مسلمان شدن حسین ...

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، انتشار خاطرات تبلیغی و طلبگی طلاب و روحانیون، یکی از برنامه های این خبرگزاری است. آنچه در ذیل می خوانید خاطره تبلیغی حجت الاسلام شیخ قمی از مبلغین فعال در دانشگاه های آمریکای لاتین است که در نشستی با طلاب مدرسه فیضیه بیان کرده است.

 گاهی سوال می کنند جمهوری اسلامی در بخش بین المللی آیا موفقیتی داشته است یا خیر؟ در این رابطه دو خاطره را از منطقه آمریکای لاتین بیان می کنم که  نکته اول این است که انقلاب یک نهاد پویاست که از طریق قلبها و وجدان های پاک مردم دنیا آنها را جذب می کند؛ لذا این تفکر که طرفداران انقلاب اسلامی ایران به علت حمایت های اندک مادی از آنها جذب شده اند، فکر باطل و وسوسه دشمنان خارجی و منافقین داخلی است.

یکی از دوستان تازه مسلمان که از منطقه آمریکای لاتین به ایران آمده بود، وقتی در مورد اسمش  پرسیدیم در جواب گفت «حسین»، وقتی دلیل نامگذاری اش را پرسیدیم در پاسخ گفت: ابتدا نام من «خوسه آنتونیو» بود. بعد از مسلمان شدن نام حسین را برای خودم گذاشتم و اکنون هم آمده ام با اسلام آشنا شوم و جوانان و نخبگان کشورم را به مکتب امام حسین علیه السلام دعوت کنم.

«حسین» می گفت آمریکایی ها خیلی به ما ظلم کردند. یکبار علیه آلودگی محیط زیست شرکت های استخراج معادن آمریکایی با جمعی از کارگرها راهپیمایی کرده بودیم، آمریکایی های مسلح که خود را ارباب ما می دانند در کشور و شهر خود ما به طرف ما تیراندازی کردند و زخمی شدم.

پایش را بالا زد زخم کهنه یک تیر را نشان می داد می گفت، این است چهره بدون نقاب وحشی آمریکای استعمارگر. ما از امام حسین علیه السلام یاد گرفتیم در مقابل ظالم و مستکبر ذلت نپذیریم، اسلام به ما عزت داده است.

حسین در یک منطقه کوهستانی دورافتاده درست در محل حکومت امپراتوری سرخپوستان در بالای رشته کوه های آند زندگی می کند. بالای یک کوه بسیار مرتفع در یک شهر کوچک که تنها 30 هزار نفر بومی در آن زندگی می کنند. در مورد شغلش سوال پرسیدم، گفت که در کار ساخت و ساز ساختمان است و بیش از صد نفر کارگر به همراه او کار می کنند که اکثر آنها الان مسلمان هستند و حتی ماه رمضان روزه می گیرند.

حسین حتی توانسته بود یکی از عرفای مسیحی که یک فرقه پر جمعیت دارد را به اسلام دعوت کند. نکته جالب این است که بعد از مسلمان شدن حسین و تعداد دیگری از جوانان دانشجو آنقدر آمریکایی ها نگران شده اند که پنجمین پایگاه نظامی خود را در این شهر کوچک بناکرده اند.

 شبکه های صهیونیستی اسپانیایی زبان، تا بحال بیش از 12 مستند در مورد حسین و مسلمان شدنش ساخته اند و در آن دروغ پردازی های زیادی کرده اند و تلاش کردند که چهره مسلمانان را در این کشور منطقه آند مخدوش کنند، این رسانه ها با نگرانی اعلام می کنند که بیم آن هست که با مسلمان شدن حسین جمعیت بیشتری از جوانان بومی به اسلام انقلابی گرایش پیدا خواهند کرد.

از حسین پرسیدم ناراحت نیستید که این همه علیه شما دروغ پردازی می کنند؟  نگاه مردم به شما منفی نشده است؟ گفت: منطقه ما اینقدر دورافتاده است که مردم کشورم حتی اسم این شهر را نشنیده اند و ما هر وقت علیه شرکت های استخراج معادن نقره آمریکایی تظاهرات می کردیم و آمریکایی ها با بیرحمی با ما برخورد می کردند، هیچ کس از مردم و مسئولین محلی به ما توجهی نمی کردند، حالا به برکت اسلام مرتب در رسانه ها حضور داریم و ما به لطف خدا امروز دیده می شویم و بعد از این تبلیغات و هجمه ها علیه ما بیش از 200 گروه و تشکیلات مردمی که آنها هم از حضور آمریکایی ها در کشورم ناراحت هستند با ما تماس گرفتند و اعلام حمایت کرده اند و به لطف خدا هر هفته چندین نفر مسلمان می شوند و همه اینها را مدیون امام حسین( ع) و مسیر روشن ایشان هستیم.

این جوان مسلمان گفت؛ جوانان وقتی می فهمند می توانند دیندار باشند و نظام استکبار را نپذیرند برایشان بسیار جالب است؛ چون سالها کلیسا به ما آموخته بود که اگر سیلی به یک طرف صورتت زدند طرف دیگر صورتت را هم بیاور و اجازه بده باز به تو سیلی بزنند و معنای ایمان را گذشت و تسلیم در برابر دشمنان می گفتند؛ ولی امروز با یک الگوی معنوی در کربلا آشنا شدیم که مسیر عدالت و مقاومت است و به استکبار جهانی و آمریکا نه می گوید.

حسین خیلی به آیـت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب  علاقه مند است و هر وقت یک نفر مسلمان می شود یک عکس از رهبری را به ایشان هدیه می دهد.

* ما قبلا یتیم بودیم، اما دیگر یتیم نیستیم، چون سید علی خامنه ای را داریم

از حسین پرسیدم شما در این کشور که اینقدر آمریکا حضور دارد و حساس هست چرا این کار را می کنی؟

به نظرت بهتر نیست که در مورد رهبر جهان اسلام(مقام معظم رهبری) کمتر در ملا عام صحبت کنی؟ گفت: شما نمی فهمید که معنای داشتن یک رهبر مومن و انقلابی چیست! ما قبلا یتیم بودیم، اما دیگر یتیم نیستیم، چون سید علی خامنه ای را داریم. هم رهبر معنوی ماست و هم الگوی مقاومت در برابر استکبار.

یکی از کارهای جالب حسین این بود که تصویر «امام و رهبری» را روی تیشرت های سفیدی چاپ کرده بود و هر جوانی که مسلمان می شد به ایشان یک تیشرت هدیه می داد و از او می خواست که در هنگام حضور در مراسم مرکز اسلامی به تن کند. وقتی به ایران آمده بود در سفر به شهر مقدس مشهد، وقتی از زیارت امام رضا علیه السلام برگشتیم در میدان آب قرار گذاشته بودیم، دیدم دورش چند نفر جمع شدند و با صدای بلند دارند بحث می کند، چند تا جوان با ظاهری کاملا غربی دارند با انگلیسی با او صحبت می کنند.

متاسفانه این جوانها داشتند به انقلاب اسلامی انتقاد می کردند و به او اعتراض داشتند که چرا مسلمان شده است!! حسین محکم جواب می داد و استدلال می کرد، می گفت شما در کشتی هستید و نمی فهمید وقتی کسی در اقیانوس تنها و بی کس رها شده باشد چه بلاهایی سرش می آید و از هر طرف کوسه های گرسنه می خواهند او را بدرند، شما نعمت امنیت و استقلال دارید شما معنای زورگوئی آمریکایی ها را ندیدید.

این مسلمان آمریکای لاتین  ادامه داد: ندیدید که وقتی صبح سر مزرعه ات بروی و ببینی که یک شرکت آمریکایی به زور زمین کشاورزی که از پدرانت به ارث برده ای را به زور تصاحب کند و بعد آب رودخانه را آلوده کند و هرچه فریاد بزنی تنها جوابشان کتک زدنت باشد، چقدر در آور است. ایران بهشت مومنین است؛

ما چون مسلمان شدیم تحت فشار هستیم؛  چون یاد گرفتیم برای امام حسین (ع) عزاداری کنیم متهم هستیم؛ شما آزادید هر جور خواستید زندگی مومنانه داشته باشید؛ من حسرت دارم که روزی دو فرزندم را به یک مدرسه اسلامی بفرستم که در مدرسه به او آموزش های جنسی و غیر اخلاقی ندهند.

در آخرش چشمهایش پر از اشک بود و می گفت: قدر رهبر را بدانید رهبر همه ما هست رهبر مسلمانان و همه مستضعفین هست اگر روزی شما رهبر را تنها بگذارید ما او را تنها نخواهیم گذاشت. (البته معمولا وقتی تازه مسلمانان ایران می آیند مواردی از این قبیل هر از چند گاهی پیش می آید و برخی جوانان غربزده تلاش می کنند با ایشان بحث کنند که چرا غرب را رها کردید و مسلمان شدید و به مسلمان شدن این افراد اعتراض می کنند.)

* کشوری که تا به حال هیچ روحانی در آن پا نگذاشته است

آنها فهمیده اند که تنها راه موفقیت مبارزه با آمریکاست. جالب است بدانی که در این کشور تا بحال هیچ روحانی ایرانی پا نگذاشته است، ولی حقانیت اسلام آنقدر روشن است که گروه گروه جوانان این کشور در شهرهای مختلف حلقه های مطالعاتی شهید مطهری تشکیل دادند و در خانه هایشان نماز جماعت و مراسم افطاری ماه رمضان و نیز عزاداری برای امام حسین (ع) برگزار می کنند.

سال گذشته گزارشی در کنگره آمریکا درباره مسلمانان این کشور منتشر شد. نماینده سازمان سیا در شورای روابط خارجی سنای آمریکا بسیار مضطرب گزارش می داد: «اینها شیعه شدند، مسلمان عادی نیستند، معتقدند که علی(ع) پس از حضرت محمد (ص )امام اول ایشان است. اینها از ایران خط می گیرند، نمی توان اجازه داد که در آمریکای لاتین چنین گروه هایی شکل بگیرد.»

این حسین هیچ کمکی هم از ایران دریافت نمی کند، برخلاف مطالب خلاف واقعی که گفته می شود که ایران دارد هزینه می کند اینها دروغ پردازی غربی ها است. عربستان و ترکیه هر سال میلیون ها دلار هزینه می کنند و مسجد می سازند و چندصد نفر روحانیون جماعت تبلیغ پاکستانی و شیوخ الازهر هر ساله با هزینه های گزاف به سراسر دنیا به ویژه آمریکای لاتین اعزام می شوند و حتی در برخی موارد ما اطلاع داریم که سفارت ایالت متحده آمریکا مستقیما از ایشان حمایت می کند و سفیرآمریکا از مساجد ایشان بازدید می کند، اما حقیقت این است که در قاره ای که مردم ظلم و ستم استعمار را با گوشت و پوست خود لمس کرده اند، اسلام سکولار و صهیونیست وهابی جواب نمی دهد و نمی تواند جوانان را جذب کنند، لذا گروه های جوانان مومن در همان مراکز وهابی شکل می گیرد که به دنبال مطالعه آثار شهید مطهری هستند و عاشق انقلاب اسلامی و رهبری عزیز می شوند.

متاسفانه در عرصه فرهنگی در آمریکای لاتین ضعف های زیادی وجود دارد حتی در بسیاری از این کشورها ایران حتی یک سفارت خانه و یا رایزنی فرهنگی ندارد و آنچه هست اکثرا توسط خود مردم بومی تاسیس و اداره می شود و الحمدلله مرکز تخصصی تربیت مبلغ آمریکای لاتین تحت اشراف یکی از علماء که سالهاست در آمریکای لاتین حضور تبلیغی داشته است شکل گرفته و صدها نفر طلبه زباندان مسلط به اسپانیایی و پرتغالی تربیت کرده است. لذا باید دانست همه ما می توانیم برای تحقق دستور رهبر عزیزمان جهت «آتش به اختیار» در فعالیت های فرهنگی به ویژه در تبلیغ اسلام اصیل انقلابی و تفکرات عمیق رهبر عزیز انقلاب تلاش کنیم و مطمئن باشیم که  این عشق و محبت به حق و حقیقت است که ایشان را به اسلام و مکتب اهل بیت علیه السلام جذب می کند لذا نباید نگران کم لطفی برخی مسولین و عدم حمایت مالی ایشان باشیم چون آن چیزی که افراد را به اسلام جذب می کند، پول نیست بلکه اخلاص و تلاش خستگی ناپذیر مبلغین زباندان است.

حجت الاسلام شیخ قمی به خاطره دیگری اشاره کرد و گفت:

یک جوان تازه مسلمان دیگر ایران آمده بود که نام او نیز «حسین» بود می گفت اسم کامل ابراهیم حسین است. که اسم ابراهیم را وقتی در مسجد اهل سنت مسلمان شده برایش انتخاب کرده اند و اسم حسین را خودش روز اربعین انتخاب کرده است.  می گفت من با اهل سنت پاکستان می رفتم آمریکا و کار می کردم و بین آنها مسلمان شدم. یک بار مرا فرستادند در جامعه دمشق که درس وهابیت فرا بگیرم. آنها یاد داده بودند که تمام مشکلات جهان زیر سر شیعیان است و اینها مسلمان نیستند و کافرند.

از او پرسیدم چطور از درس های وهابیت شیعه شدی، گفت: بعد از دوره که گذشت بچه ها گفتند یک سر به بیروت برویم. گفتیم خب آنجا که هوا خوب است و عروس خاورمیانه است و برویم و یک سری بزنیم. در بیروت یکی دو نفر از مغازه دارها را دیدم که  شیعه هستند و برایم جالب بود که می گفتند ما مسلمانیم. بعد که بیشتر آشنا شدیم، گفتند ما در ضاحیه برنامه ای داریم بیا باهم برویم. رفتیم و دیدم سیاهی به در و دیوار زده اند. گفتم جریان چیست قضیه را تعریف کردند که اربعین امام حسین (ع) است که پسر پیامیر (ص) بوده است. من تعجب می کردم که اصلا امام حسین (ع) کیست.  این برنامه را شرکت کردم و دلم شکست و یک سیدی که انگلیسی بلد بود 50 شب نشست برای من صحبت کرد. دیدم تصاویری از سه سید نصب کرده اند. پرسیدم این ها چه کسانی هسستند؟ گفتند امام خمینی و امام خامنه ای و سید نصرالله هستند.

همین آقای ابراهیم حسین اکنون حوزه ای تاسیس کرده است و جوانان مسیحی را در طرح های مطالعاتی اسلامی راهنمایی می کند و گروه هایی از نخبگان که مسلمان می شوند در همانجا با کمک تعدادی از عرب ها و لبنانی ها دروس مقدماتی حوزه را تدریس می کنند.

یکی از دوستان طلبه فاضل که برای تبلیغ به این مرکز اسلامی سفر کرده بود، چند وقت گذشت دیدم ابراهیم حسین پیام داده که ما این را نمی خواهیم. خیلی نگران شدیم پرسیدیم آیا مشکلی دارد؟ حسین گفت: راستش یک نفر از تازه مسلمانان آمده مسئله شرعی بپرسد، ایشان پرسیده مقلد چه کسی هستید؟ مگر ما غیر از آیت الله خامنه ای کس دیگری را داریم؟ برای ایشان توضیح دادم که ما به لطف خدا در قم مراجع زیادی داریم که به برکت وجود ایشان حوزه های علمیه و انقلاب اسلامی شکل گرفته است و همه ایشان انقلابی و وجود های نورانی هستند و مانعی ندارد که جوانان با ایشان آشنا شوند و خودشان از هر مرجعی که خواستند تقلید کنند و این خودش برکات زیادی دارد و البته من خودم مقلد مقام معظم رهبری هستم و اگر کسی سوال کند اینطور جواب می دهم.

* تحلیلی جالب از یک جوان تازه مسلمان شده درباره مرجعیت

وقتی به حسین درباره مراجع توضیح دادم گفت نه حاج آقا ظاهرا شما هم توجیه نیستید که در این کشور ما نیاز داریم که یک مرجع را معرفی کنیم که هم مرجعیت دینی داشته باشد هم زعیم سیاسی باشد و شروع کرد به من توضیح دادن که چرا بر معرفی رهبری به عنوان مرجع اصرار دارد. برای من خیلی جالب بود که یک نفر تازه مسلمان چنین تحلیل هایی داشته باشد، گاهی این مسائل در قم در حوزه فقط مطرح می شود که طبیعتا نظرات مختلف هست ولی اینکه یک نفر تازه مسلمان چنین تحلیلی داشته باشد برای خود من جالب بود.

بسیاری از مردم دنیا امروز از استکبار جهانی خسته شده است، دنبال رها شدن از ظلم و استکبار و نظام سلطه هستند، نخبگانی که تحقیقات وسیع انجام می دهند بعد از سالها مطالعه علی رغم همه تبلیغات ضد اسلامی و ضد ایرانی تنها الگوی مقابله در برابر نظام استکبار را الگوی موفق انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام و مقام معظم رهبری می داند و همه دنیا امروز منتظرند که با الگو گیری از حضرت سید الشهدا علیه السلام راه را برای ظهور آماده کنند.

هر سال صدها نفر با پس انداز حقوق کم خود تلاش می کنند در مراسم عظیم پیاده روی اربعین شرکت کنند.

ما در حوزه های علمیه نباید رسالت خطیر انقلابی خود را فراموش کنیم و این مسیر به لطف الهی روشن است و پیروزی مومنین را خدا اراده کرده است و اگر امروز در حمایت از اسلام و انقلاب و رهبر عزیز و مجاهدمان و نیز عمل به تکلیف انقلابی در حوزه ها کوتاهی کنیم و اجازه بدهیم که سکولارها در حوزه ها نظریه پردازی کنند و متحجرین و ضد انقلابها حوزه را از انقلاب و سیاست جدا کنند، تاریخ از ما نخواهد گذشت.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّـهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚذَلِكَ فَضْلُ اللَّـهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿٥٤﴾

 

 

 

 

 

 

ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال
نمایش نظرات
احمدرضا هدایتی:

علما نباید فقط به حضور در مساجد اکتفا کنند نبرد و نزاع بین جبهه حق و باطل از بدو خلقت بشر وجود داشته و هم‌اکنون نیز شیاطین زمانه با تمام قوا و با استفاده از تمام ابزار و روش‌های نوین و در عین حال متنوع و متفاوت، تلاش دارند تا با غلبه بر نسل بشر، انسان‌ها را در مسیر انحراف و انحطاط قرار دهند. در جریان این مصاف نابرابر و ظالمانه، هیچ‌گاه شیطان و پیروانش به این بسنده نکرده‌اند که فقط اهل فسق و فجور و کسانی که مثلاً وارد مراکز فساد و فحشا می‌شوند، را جذب و مرید خود نمایند، بلکه همواره در هر موقعیت و در هر مکانی در پی آن بوده و هستند، تا افراد بیشتری را به گمراهی و ضلالت بکشانند، چرا که در واقع رجوع افراد به این اماکن، حاصل کار شیاطین و نتیجه نهایی عمل آنها است. این نبرد از آن جهت نابرابر و ظالمانه است که اولاً؛ امروز اصحاب جبهه باطل با ابزاری مانند؛ ماهواره و فضای مجازی حتی به حریم خصوصی یعنی خانه‌های مردم نیز وارد شده‌اند و ثانیاً؛ در عمل دیده می‌شود که زرق و برق زندگی مادی و دنیوی و ابزار و شگردهای کاذب مورد استفاده شیاطین، از جذابیت و زیبایی ظاهری بیشتری برای مخاطبین و مریدان شیطان برخوردار است. یعنی نه تنها روزبه‌روز ابزار و روش‌های مورد استفاده شیاطین برای ایجاد انحراف در مسیر انسان‌ها تنوع و افزایش یافته، بلکه با پیچیدگی بیشتری همراه شده است و فلسفه و رسالت حضور پیامبران، ائمه(ع) و علمای دین در بین مردم به‌عنوان حجت خدا بر روی زمین نیز؛ بر همین امر یعنی نشان دادن مسیر حق و جلوگیری از فریب انسان‌ها استوار بوده است. حال صرفنظر از اصول و شیوه‌های تبلیغ که در جای خود حائز اهمیت فراوان است و باید کاملاً ضابطه‌مند، منطقی و متناسب با نیاز روز جامعه باشد، این سؤال مطرح است که آیا در چنین شرایطی، طلاب و سایر علمای دین، می‌توانند برای ارشاد و راهنمایی جامعه صرفاً به حضور در مساجد و محافل مذهبی که مخاطبین آن عمدتاً از هدایت‌شدگان و تربیت‌یافتگان مکتب ائمه(ع) هستند، اکتفاء نمایند؟ سؤال دیگر این‌که؛ در دنیای کنونی که افراد جامعه پیوسته با انواع تهدیدهای فکری و ذهنی و انواع ابزار و روش‌های مخاطره‌آمیز شیطانی و همچنین ناهنجاری‌های اخلاقی و رفتاری همنوعان خود مواجه و دائماً و به طُرق مختلف در معرض تبلیغات و سمپاشی‌های رسانه‌های خارجی و انواع وسوسه‌های شیطانی قرار دارند، چه تعداد از افراد (حتی کسانی که با نام و ارزش‌های اسلامی ناآشنا نیستند) حاضر می‌شوند، بدون هدایت دیگران در مساجد و محافل مذهبی گام گذاشته و از فضائل علمی و اخلاقی علمای اسلام و آثار معنوی این اماکن بهره ببرند. استاد اندیشمند، شهید مرتضی مطهری درباره سیره تبلیغی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می نویسد: «پیامبر اسلام، در کار تبلیغ اسلام تحّرک داشت؛ به طائف سفر کرد. در ایّام حج در میان قبایل می‌گشت و تبلیغ می‌کرد. یک بار علی علیه السلام و بار دیگر مَعاذ بن جَبَل را به یمن برای تبلیغ فرستاد. مُصعَب بن عُمیر را پیش از آمدن خودش برای تبلیغ مردم مدینه به مدینه فرستاد. گروه فراوانی از یارانش را به حبشه فرستاد. در سال ششم هجری، به سران کشورهای جهان نامه نوشت و نبوت و رسالت خویش را به آن‌ها اعلام کرد. در حدود صد نامه از ایشان باقی است که به شخصیتهای مختلف نوشته است.» (پایگاه اطلاع رسانی حوزه) البته شاید این نکته مطرح شود که در بدو پیدایش اسلام، مسجد و منبری وجود نداشته و لذا مبلغین با حضور در جماعات مختلف به کار تبلیغ مبادرت می‌کردند، اما در ادامه به این موضوع اشاره خواهد شد که اکثر علما به‌نوعی این استدلال را رد می‌کنند، با این توصیف، بار دیگر این سؤال مطرح می‌شود که اکنون و با توجه به شرایط امروز جامعه، نقش و وظیفه طلاب و روحانیون بزرگوار در این خصوص چیست؟ به‌طور کلی با استناد به آیات و روایات اسلامی و بیانات بزرگان و علمای دین، چنین استنباط می‌شود، که به دور از افراط و تفریط، دو وظیفه و نقش اصلی را می‌توان برای طلاب و روحانیون (مبلغین دین) برشمرد. در گام نخست و مهمترین وظیفه یک طلبه و یا عالم دینی، تحصیل علم و تهذیب نفس در حد اعلای آن است. بدیهی است که؛ علم‌آموزی و تهذیب نفس برای یک روحانی و طلبه دینی حد و مرزی ندارد و فقط به مسائل مذهبی و اعتقادی یا دانش خاصی محدود نمی‌گردد. در واقع ضرورت‌های تعامل با مردم در جهان معاصر اقتضاء می‌کند، که اگر یک عالم دینی به علت وسعت مرز دانش نمی‌تواند بر تمام علوم اِشرافیت پیدا کند، باید برای ایجاد ارتباط مؤثر با مردم و مخاطبین خود، حداقل در موضوعاتی مانند؛ مدیریت، جامعه‌شناسی، سیاست، اقتصاد و حتی صنعت وکشاورزی و یا موضوعاتی مانند؛ زبان خارجی، ورزش، هنرهای هفتگانه و دانش مربوط به رایانه و فضای مجازی، از یک اطلاعات نسبی و به روز برخوردار باشد. رهبر معظم انقلاب (دامت برکاته) در این خصوص ضمن تأکید فراوان بر ضرورت ارتقاء فضائل اخلاقی طلاب، در موارد مختلف اهمیت و ضرورت آگاهی روحانیون از دانش روز و آشنایی ایشان با ابزار نوین تبلیغ را نیز مورد تأکید قرار داده‌اند؛ از جمله در یکی از سخنرانی‌هایشان می‌فرمایند: «امروز جمهوری اسلامی به کسانی که بتوانند به زبان های زنده دنیا صحبت کنند و معارف الهی و پیشرفتهای فکری و فرهنگ اسلامی را به مردم دنیا برسانند، احتیاج دارد» و در جای دیگر فرمودند: «هنر، بهترین و رساترین وسیله تبلیغ است.» آیت الله مکارم شیرازی(دامت توفیقاته) نیز در این رابطه می‌فرمایند: «تمام خواهران و برادران طلبه، امروز باید مجهز به سلاح سخن و قلم باشند تا بتوانند به خوبی سخنرانی کرده و خوب بنویسند.» (مجله فکری تحلیلی حوزه و روحانیت) اما همان‌گونه که اشاره شد، کسب فضائل معنوی و علم و دانش فردی، هنگامی مفید و ارزشمند است، که اثر و انعکاس بیرونی داشته و منجر به افزایش معرفت و بصیرت عمومی شود، بنابراین؛ در گام دوم، نقش یک طلبه متوجه وظیفه‌ای است که در قبال کل جامعه بر عهده دارد. البته این نقش‌آفرینی ممکن است برای یک عالم دینی با به حداکثر رساندن تلاش‌ها برای رسیدن به حد اجتهاد و برای یک روحانی دیگر از طریق تألیف و تدریس در محیط‌های آموزشی مثل؛ حوزه و دانشگاه، برای طلبه‌ای دیگر با حضور در مساجد به عنوان امام جماعت و برای گروهی با قبول مسئولیت و خدمت در دستگاه‌های مختلف اداری بروز ظهور پیدا کند، اما قطعاً هیچ‌یک از این موارد نافی وظیفه اصلی آنها یعنی حضور در بین آحاد مردم و هدایت و ارشاد افراد جامعه نیست. به این ترتیب؛ میزان حضور تبلیغی و ارشادی هر روحانی و عالم دینی در جامعه و میزان رجوع آنها به مردم می‌تواند متفاوت باشد، اما به‌نظر می‌رسد این نقش در هیچ شرایطی منتفی نیست، آیت‌الله سبحانی(دامت افاضاته) در این رابطه می‌فرمایند: «طلاب باید بدانند که درس را برای هدایت دیگران می‌خوانند و اگر از این مقوله استفاده نکنند درس خواندن فایده‌ای ندارد.» (مجله فکری تحلیلی حوزه و روحانیت) در این رابطه خداوند در آیات مختلف از جمله در آیه 128 سوره توبه می‌فرماید؛ «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ»؛ به یقین، رسولى از خود شما به‌ سویتان آمد که رنج‌هاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است! در این آیه صریحاً، حضور پیامبران در بین مردم مورد اشاره قرار گرفته است و آیات و روایات مربوط به امر به معروف و نهی از منکر نیز بر این دلالت دارد که مبلغین و مروجین دین باید در متن و بطن جامعه حضور فعال داشته باشند، تا امکان اجرای کامل و فراگیر این فریضه اسلامی فراهم شود. رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز به پیشوای پارسایان حضرت علی(ع) فرمود: «ای علی! اگر خداوند به دستان تو انسانی را هدایت کند، از آن چه خورشید بر آن تابیده برای تو بهتر است». همچنین در روایت دیگری چنین نقل شده است: «روزی داوود پیامبر علیه السلام، به تنهایی به صحرا رفت. خداوند به او وحی فرستاد: ای داوود! چرا تو را تنها می بینم؟ داوود گفت: «خدایا! اشتیاق من به دیدار تو زیاد شده و خَلق تو میان من و تو فاصله انداخته است. خداوند به او وحی فرستاد: «به سوی مردم بازگرد که اگر بنده گریز پایی را نزدم آوری، نام تو را در لوح به زیبایی ثبت خواهم کرد.» امام راحل(قدس سره) وظیفه قشر روحانی را ایفای نقش در امور سیاسی و اجتماعی جامعه و مردم می‌دانند و در این باره چنین می‌فرمایند: «پیغمبر سفارش کرده است که باید اهتمام (به) امور مسلمین (داشته باشید) اهتمام به امور مسلمین فقط همین است که ما بگوییم نماز چند رکعت است و شک بین کذا چی است؟ این اهتمام به امور مسلمین است؟ مسئله‌گویی که اهتمام به امور مسلمین نیست. امور مسلمین عبارت از امور سیاسی مسلمین است، امور اجتماعی مسلمین است، گرفتاری‌های مسلمین است و کسی که اهتمام به این نکند، به حسب آن روایت: «فَلَیسَ بِمُسلِم» و ما امیدواریم که لااقل از این دنیا نرویم و مشمول این نشویم که (بگویند) شما مسلم نبودید.» (شیعه در اسلام، جلد 17، ص 40) ایشان در سخنرانی دیگری می‌فرمایند: «ما موظفیم برای تشکیل حکومت اسلامی جدیت کنیم، اولین فعالیت ما را در این راه، تبلیغات تشکیل می‌دهد. بایستی از راه تبلیغات پیش بیاییم. البته مسائل عبادی را باید یاد بدهید، اما مهم مسائل سیاسی اسلام است، مسائل اقتصادی و حقوقی اسلام است اینها محور کار بوده و باید باشد. وظیفهء ما این است که از حالا (قبل از انقلاب اسلامی) برای پایه ریزی یک دولت حقه اسلامی کوشش کنیم» (ر.ک، ولایت فقیه،امام خمینی(قدس سره)، ص 151.) مقام معظم رهبری نیز، در تاریخ 23/10/1383 در جریان دیدار مسئولان عقیدتی، سیاسی نیروی انتظامی در این رابطه می‌فرمایند: «ما باید مثل پیامبر سراغ افراد برویم. درباره‌ی پیغمبر گفته شده است: « طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ»؛ پیغمبر مثل یک پزشک دوره‌گرد حرکت می‌کرد. پزشکان در مطب خود می نشینند تا مردم به آنها مراجعه کنند؛ اما پیغمبران نمی‌نشستند تا مردم به آنها مراجعه کنند؛ آنها به مردم مراجعه می‌کردند. در کیف دارویشان، هم وسیلهی مرهمگذاری داشتند، هم وسیلهی نشترزنی داشتند، هم وسیله‌ی داغ‌ کردن زخم داشتند؛ آن جایی که احتیاج به داغ کردن داشت.» ایشان در موردی دیگر، یادآوری می‌کنند: «اگرچه درس خواندن و آشنایی به معارف و خودسازی و پرداختن به درون و باطن، خود یکی از فرایض مهم بلکه مهم‌ترین فرایض است، اما این فریضه مهم نبایستی ما را از جریاناتی که در کشور می‌گذرد و وظایفی که در مقابل این جریانات داریم و نیز از حضور در صحنه‌های اجتماعی و کمک به پیشرفت انقلاب و شناخت توطئه‌های دشمنان انقلاب و پیگیری شیوه‌هایی که این توطئه‌ها را خنثی می‌کند و لبیک گفتن به نیازهای عمومی جامعه و رفتن در جبهه‌های خطر و احیاناً جانبازی کردن و جان دادن غافل کند.» (حوزه و روحانیت، ج 1، ص208) حضرت آیت الله خامنه ای در تاریخ 26/2/95 در دیدار جمعی از مدیران، مدرسان و طلاب حوزه های علمیه تهران، پس از تبیین هدایت دینی و هدایت سیاسی، به سومین وظیفه مهم روحانیت یعنی «حضور هدایتگر و نیز میدانی در عرصه خدمات اجتماعی» پرداختند. ایشان افزودند: «حضور طلاب در خدمات رسانی به مردم، مدرسه سازی، بیمارستان سازی، کمک به مردم هنگام حوادث و دیگر عرصه ها، نیروهای مردمی را نیز به صحنه می آورد و منشأ خدمات خواهد شد.» مقام معظم رهبری در سخنانی دیگری می‌فرمایند: «تبلیغ، یعنى رساندن. ابزار رساندن، به حسب شرایط متفاوت است. یک‏ وقت هست که شما مى‌‏خواهید چیزى را به اتاق بغلى برسانید؛ مى‌‏شود آن را در مشت گرفت و به آنجا برد؛ اما گاهى یک فرسخ فاصله هست؛ گاهى تا آن طرف دنیا باید بروید؛ گاهى حجاب‌ها و دیوارها هست؛ گاهى از کوه‌ها و گردنه‌‏ها باید عبور کنید؛ گاهى آنچه را که بردید، طرف طوعاً و رغبتاً مى‌‏پذیرد؛ گاهى باید با لطایف الحیل آن را به او بدهید؛ گاهى دیگرى آنجا ایستاده و نمى‌‏گذارد آن چیزى که شما بُرده‏‌اید، به او برسد؛ بنابراین، تبلیغ انواع و اقسامى دارد. در هر شرایطى، نحوه‌‏ى رساندن به گونه‌‏یى است. آن چیست که تشخیص مى‌‏دهد ابزار و نحوه‌‏ى رساندن کدام است؟ آن، ابتکار و ذوق و سلیقه و فهم و سرعت انتقال شماست.»( اداره ارتباطات دبیرخانه شورای عالی حوزه‌های علمیه،۱۳۹۰،ص۴۴۲). ایشان حتی گفتن را رفع تکلیف نمی‌دانند و خطاب به روحانیون می‌فرمایند: «تکلیف ما [ائمه جمعه] این نیست که بگوییم: «ما گفتیم؛ هر کس می‌خواهد، عمل بکند». این مربوط به این دوره نیست که حکومت به دست مسلمین است؛ دوره یی که بار اداره ی جامعه بر دوش ماست؛ بخصوص دوره یی که دشمن این همه تلاش می‌کند، تا مفاهیم اسلامی را از ذهنها بزداید. تکلیف ما فقط این نیست که حالا مطلبی را گفتیم؛ شد، شد؛ نشد، نشد؛ ما فقط بایستی حرفمان را بزنیم؛ این گونه نیست. ما بایستی حرف خود را به دلها برسانیم؛ «و ما علی الرّسول الّاالبلاغ». این که چیزی را در هوا پرتاب کنیم، کسی گرفت، گرفت؛ نگرفت، نگرفت؛ به جایی رسید، رسید؛ نرسید، نرسید؛ این قبول نیست. من این را به عنوان یک مشکل مشاهده می کنم.» (بیانات در دیدار ائمه‌ی جمعه‌ی سراسر کشور 25/6/1370) رهبر انقلاب، مسجد را یکی از مراکز مهم برای فعالیت‌های اجتماعی معرفی می‌کنند، اما در عین حال با تأکید بر ضرورت بسط فعالیت‌های مسجد به بیرون از آن فرمودند: «روحانی محترم اگر بخواهد مسجدی پویا داشته باشد لازمه‌اش بسط دادن فعالیت‌های مسجد به بیرون از آن و در بین جوانان است.» مقام معظم رهبری در ادامه می‌فرمایند: «یکى از چیزهائى که به نظر من به شما کمک مى‏کند، این چیزى است که در مورد نبى مکرم، امیر المؤمنین فرمود: « طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَى مَوَاسِمَه‏» (شریف رضی،۱۴۱۴،ص,۱۵۶). و مجدداً متذکر می‌شوند: «نباید پشت میز و توى اتاق حبس شد. شکل ادارى پیدا کردنِ ما مجموعه‏‌ى روحانى‏ و مجموعه‌‏ى آخوند، به نفع ما نیست. هر مسئولیتى هم در هرجا داریم، این حالت طلبگى خودمان، حالت آخوندى خودمان، حالت روحانى‏ خودمان را - که اُنس با مردم، رفتن میان مردم، گفتن به زبان مردم، شنیدن درددل مردم است- باید از دست ندهیم».( پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله العظمی سید علی خامنه‌ای،۱۳۸۹). مقتدای مسلمین جهان معتقدند: «روحانی خوب آن کسی هست که همیشه مردمی هست. وقتی روحانی می‌بینه یک جوانی غمگین نشسته چه اشکالی داره برود پیشش بنشیند و باهاش حرف بزند و درد و دلش را بشنود و کمکش کند شاید آن جوان خجالت میکشه که با یک روحانی حرف بزند ،اینجاست که یک روحانی باید نقشش را ایفا کند و سعی کند که جوان با اون راحت باشد.» (سایت افسران جوان جنگ نرم) شهید بهشتی نیز این موضوع را در سخنرانی‌های مختلف مورد توجه قرار داده‌اند، از جمله؛ در سخنرانی مراسم سالگرد شهادت استاد مطهری می‌فرمایند: «روحانیت، نقش بیان اسلام اصیل را برای جامعه بر عهده داشت. اگر مردم می‌خواستند بفهمند دینشان، اسلامشان، قرآنشان، كتابشان، سنتشان، عقاید اسلامی و احكام اسلامی و اخلاق اسلامی چه گفته است، به روحانی مراجعه می‌كردند. روحانیان كم حركت‌تر، آنهایی بودند كه در ایفای این وظیفه می‌نشستند، تا مردم به آنها مراجعه كنند. روحانیان پر حركت‌تر و مسئولیت شناس‌تر، آنهایی بودند كه نزد مردم می‌رفتند تا رسالت خداوند را تبلیغ كنند.» ایشان تأکید می‌کنند که؛ «روحانیون هر قدر در مناطقشان به مردم بیشتر خدمت كنند، خدمت روحانیت‌شان را، بهتر انجام داده‌اند، خوب یادم می‌آید عده‌ای از طلاب پر تلاش عزیز ما به روستاها می‌رفتند. و همان كاری را می‌كردند كه امروز جهاد سازندگی می‌كند. پیشگام و پیشتاز جهاد سازندگی، طلاب متعهد و متحرك و با ایمان و خداپرست و خلق دوست و مردم دوست حوزه‌ها بودند. مسئله، مسئله افتخار كردن نیست. در جامعه كسی قصد تقسیم افتخارات ندارد. مسئله، مسئله به یاد آوردن و بیاد آمدن است. روحانیون در نقش خدمت به مردم، بهتر می‌توانند پیام اسلام را تبلیغ كنند. حمام می‌ساختند، راه می‌ساختند، به بینوایان كمك می‌كردند، درمانگاه می‌ساختند، غسالخانه می‌ساختند، مدرسه می‌ساختند، حتی در آن اواخر شاید درحدود هفت‌، هشت‌، ده سال قبل رفته بودند سراغ اینكه با خودیاری مردم‌، برق و روشنائی برای مردم درست كنند و امثال اینها. یك خدمت دیگر روحانیت كه در این خدمت بسیار هم حساس عمل می‌كند و باید هم حساس عمل بكند، روشنگری برای مردم بود، در جهت شناساندن انحرافات فكری كه به نام اسلام تحویل مردم داده می‌شود. روحانیون در بیدار كردن مردم نسبت به افكار انحرافی، نقش بسیارمؤثری داشته‌اند. در فرهنگ و آموزش و پرورش و دانشگاه و تدریس و مدارس؛ البته، جای شماست خودتان را برای تدریس ممتاز مؤثر در یكی از شاخه‌های مورد نیاز در مدارس و دانشگاه‌ها آماده كنید و به آنجا بیائید انقلاب فرهنگی كه وظیفه امروز ماست و انقلاب اقتصادی كه هنوز موفق نشده‌ایم و آن هم وظیفه امسال ماست‌.» اهمیت تأثیر حضور در بین مردم در حدی است که مرحوم شهيد مطهرى فرموده بود: «اگر مقامات به من اجازه بدهند من به سينماها مى‏روم و سخنرانى مى‏كنم براى جوانانى كه به مسجد و پاى منبر نمى‏آيند، ولى تشنه فهميدن هستند.» آیت‌الله مصباح نیز همین شیوه را تأیید نموده و در صفحه 40 کتاب خود تحت عنوان «مباحثي درباره حوزه» می‌نویسد: «براى اينكه جامعه در مسير خود جهت صحيحى داشته باشد و دچار انحراف نشود، ضرورت دارد كه همواره كارشناسان دينى و مذهبى در جامعه وجود داشته باشند تا بتوانند مسير جامعه را تصحيح كنند و معارف صحيح را در دسترس اجتماع قرار دهند و مردم را از نعمت‌هاى عظيم معنوى كه خداى تعالى به وسيله انبيا در دسترس بشر قرار داده است بهره‌مند كنند. در اين بين، روحانيت است كه بايد نظام ارزشى اسلام را به شكل صحيح به جهانيان عرضه كند؛ بايد نظام اقتصادى، حكومتى و سياسى و بين‌المللى اسلام و ساير بخش‌هاى معارف اسلامى را كه تمام شؤون زندگى بشر را فرا مى‌گيرد تبيين نمايد.» ایشان در صفحه 52 همین کتاب این‌گونه آورده‌اند: «ارزش وجودى روحانيت در اين نيست كه بتواند در يك جمعى در روستا مسأله بگويد يا در مسجدى براى چند پيرمرد و پيرزن روضه بخواند، مسأله بقاى اسلام در دنيا مطرح است كه بار آن امروز بر دوش روحانيت است. يكى از مسائل قابل بحث و اظهار نظر مسأله جايگاه روحانيت در بين مردم است. در جامعه شناسى اثبات شده است كه در هر جامعه اى تقسيم كار بيشتر صورت گيرد، پيشرفت كار بهتر خواهد بود.» ( همان منبع - ص 52) آیت الله صافی گلپایگانی نیز معتقدند؛ «یک روحانی باید همیشه با مردم بوده و ملجأ و پناهگاه آنان در مشکلات دینی، اجتماعی و فکری مردم باشد و همیشه و در همه حال، خودش به یاد حضرت بقیة الله الاعظم ارواح العالمین له الفدا بوده و مردم را نیز به آن امام عزیز و مهربان دعوت نماید.» (مجله فکری تحلیلی حوزه و روحانیت) البته قطعاً آنچه در مراوده با مردم بیش از هر چیز دیگری تأثیرگذار خواهد بود، رفتار عملی و عامل بودن به آن چیزهایی است که مردم از انجام آنها نهی و یا به انجام آنها ترغیب و تشویق می‌شوند. احمدرضا هدایتی کارشناس ارشد مدیریت 27/1/97 نشانی الکترونیکی: ARH110@yahoo.com نشانی سایت: rahtooshe.com - تلفن تماس 09126101373

شما قبلا به این نظر رای داده اید

0

0

احمدرضا هدایتی:

با سلام ثناء؛ ضمن دعوت از شما برای بازدید سایت ره توشه RAHTOOSHE.COM ، لطفاً بفرمایید چگونه می توانم یک مقاله در مورد ضرورت حضور بیشتر طلاب در جامعه برایتان بفرستم. لطفا کلمه امر به معرموف و نیز رسالت حوزه را در سایت جستجو بفرمایید. با تشکر: هدایتی

شما قبلا به این نظر رای داده اید

0

0

اوقات شرعی