*به خبرگزاری حوزه خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸ \ ۲۰ ذو القعدة ۱۴۴۰ \ Wednesday, July 24, 2019
کد خبر: 495546 | تاریخ مخابره :۱۳۹۸/۳/۳۰ - ۲۲:۲۳ | سرویس: حوزه علمیه قم 3
گزارشی از یک گفتگوی چالش برانگیز؛
نقد «شیخ انصاری» و «مکاسب»؛ کنش ها و واکنشهای حوزویان
حوزه / چندی قبل آیت الله محمد جواد فاضل لنکرانی در پایان دروس خارج فقه خود اظهاراتی بیان داشت که برخی واکنش های حوزوی را به دنبال داشت. رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) گفت: کسی شیخ انصاری را تخطئه کند به طریق اولی امام خمینی(ره) را تخطئه خواهد کرد...

به گزارش خبرگزاری حوزه چندی قبل آیت الله محمد جواد فاضل لنکرانی در پایان دروس خارج فقه خود اظهاراتی بیان داشت که برخی واکنش های حوزوی را به دنبال داشت. رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) گفت: کسی شیخ انصاری را تخطئه کند به طریق اولی امام خمینی(ره) را تخطئه خواهد کرد.

حجت الاسلام اکبرنژاد مدیر موسسه فقاهت و تمدن سازی در واکنش به این اظهارات گفت: شما که اصرار بر مکاسب دارید دست کم چرا این حقیقت را نمی‌پذیرید که مکاسب -علی فرض مطلوبیته- کتاب تخصصی است و اهل خودش را می‌خواهد و نباید برنامه الزامی همه طلبه‌ها باشد؟

در ادامه حجت الاسلام اهری از شاگردان آقای فاضل نیز در مقام پاسخ به آقای اکبرنژاد برآمد و خطاب به وی نوشت: برخی نقدها به شیوه و متد کنونی حوزه داشته‌اید که با بخشی موافق بودم و شجاعتتان را در نقد معیشت کنونی طلاب، نابرابری‌ها و ویژه‌خواری‌های برخی می‌ستودم. امّا از چندی پیش راه دیگری آغازیده‌اید و حق را به باطل آمیخته و در وادی‌ای قدم نهاده‌اید که بس خطرناک است.

 

خبرگزاری حوزه در راستای حمایت از تضارب آراء، روشنگری و آزاداندیشی گزارش کاملی از این اظهارات و واکنشها را در ادامه می آورد و اعلام می دارد که آماده است تا چنانچه این گفتگوی حوزوی ادامه یابد، این مطلب را به روز رسانی نماید.

 

اظهارات آیت الله فاضل لنکرانی (27 خرداد 98)

آیت الله محمد جواد فاضل در پایان دروس خارج فقه بحث صلاه مسافر درجمع طلاب حوزه علمیه قم با بیان این که  بیست و ششم خرداد مصادف با سالگرد ارتحال مرحوم  آیت الله العظمی محمدفاضل لنکرانی بود در سخنانی  پیرامون شخصیت  این مرجع فقید گفت: عشق به علم، فقه و احکام در وجود ایشان موج می‌زد و اساساً کسی تا عاشق این احکام نباشد، فقیه نمی‌شود.

وی افزود: دو دفتر از ایشان در کتاب الاجاره داریم، یک دفتر با مرحوم شهید حاج آقا مصطفی خمینی که قبل از سال 1340 شمسی در مدرسه فیضیه بحث کرده بودند  و دفتر دوم شرح اجاره تحریرالوسیله امام خمینی(ره) است؛ ایشان دوبارمباحث اجاره را از اول تا آخر نوشته اند، و این کشف از علاقه وافر وتسلط برفقه آیت الله العظمی فاضل لنکرانی دارد.

 استاد حوزه علمیه قم گفت: حوزه‌های  قدر امام خمینی  وشاگردانش را نشناخته اند، بعضی از بزرگان نقل می‌کنند، وقتی ما وارد مدرسه فیضیه می‌شدیم داد و قال این دو نفر فضای فیضیه را پر می کرد، معروف بود که می‌گفتند حاج آقا مصطفی و آقای فاضل بحث می‌کنند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بیان داشت: در مرداد ماه 1352 ایشان را گرفتند، چهار ماه و نیم در بندرلنگه بودند که مریضی‌های فراوان به سراغشان آمد، بعد هم به یزد منتقل شدند تا سه سال تمام شد. ایشان در یزد تدریس را شروع کرد و ساواک ممانعت نمود.

آیت الله فاضل ادامه داد: شرح تحریر الوسیله امام خمینی (ره) را در یزد شروع کردند، یک اتاقی، آقای وزیری  در کتابخانه وزیری یزد در اختیار ایشان قرار داد، در حالی که آن کتابخانه سه اتاق و یک سالن بیشتر نداشت، و هیچ کس نمی‌دانست تا وقتی به قم برگشتیم ایشان در آن کتابخانه چه می‌کرد؟ سه چهار جلد موسوعه تفصیل الشریعه فی شرح تحریر الوسیله را آنجا نوشت.

وی افزود: آیت الله العظمی فاضل می گفتند:  امام را تبعید کرده بودند و دو سه سال گذشته بود، دیدیم هیچ اسمی از امام در حوزه نیست، گفتیم برویم پیش مراجع آن زمان بگوئیم ما می‌خواهیم یک روز حوزه را برای احترام آقای خمینی تعطیل کنیم، گفتند رفتیم و اغلب موافقت کردند.

رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) ادامه داد: می‌فرمودند، من آنجا فکر کردم امام که به نجف تبعید شده، در حوزه قم یادی از امام نیست، دیدم این کتاب اولاً خدمت به فقه اهل‌بیت(ع) و خدمت به امام خمینی(ره)است، نام این مرد را باید زنده نگه داشت و شرح تحریر امام رابا عنوان تفصیل الشریعه شروع کردند.

آیت الله فاضل گفت: اکثر تحریر را شرح نوشته، بیع، خیارات، یک مقدار از صلاة مسافر باقی مانده که ایشان، چهار پنج ماه قبل از فوت، روزی به من فرمود،  رزق من از تألیف تمام شد، این جمله برای من خیلی عجیب بود، خیلی قاطع فرمودند، من دیگر موفق به اینکه یک کلمه بنویسم نخواهم شد!  بعد فرمودند، خیلی میل داشتم شرح کتاب امام را تمام کنم نشد، اما وصیت می‌کنم شما این شرح را دنبال کنی، عرض کردم نوشته‌ی من کجا و نوشته شما کجا؟ فرمودند من این را از شما می‌خواهم که این کار را انجام بدهید.

عضو جامعه مدرسین بیان کرد:عشق به فقه و فقاهت باید برای ما درس باشد، اینکه امروز یک افراد نادان، دیدند بعضی از عبارات را و پای این درس‌ها نوشتند ولی به حقیقت اینها نرسیدند، جواهر، شیخ انصاری و آخوند را تخطئه می‌کنند، اگر کسی جواهر و شیخ و آخوند را تخطئه کرد، می‌تواند امام خمینی (ره)و دیگران را تخطئه نکند؟ مسلم اینها به طریق اولی باید تخطئه شوند چون زیربنای فقهی اینها زیربنای افکار آن بزرگان است.

وی افزود: ذهن طلاب را مشوه می‌کنند و طلاب را می‌خواهند مأیوس کنند که راه همین است؛ اگر کسی بخواهد به فقه اهل‌بیت(ع) برسد غیر از این راهی ندارد، راه همین است که هزار و چند صد سال بزرگان ما طی کردند و این میراث بزرگی است که دست ما رسیدهاست.

این استاد حوزه گفت: البته نه اینکه متوقف بر همین است، یعنی اینجا باید بایستد، فقه دائماً در حال رشد است، در حال فزایندگی است، مسائل جدید و نیازهای بشر را جواب می‌دهد. کسی تا این راهی که بزرگان ما برای ما قرار دادند طی نکند قدرت بر اینکه عالم به زمانه بشود نخواهد داشت.

وی ولایی بودن را از دیگر ویژگی های آیت الله العظمی فاضل برشمرد و افزود: شاگردان پدرم نقل می‌کنند می‌گفتند ایشان زیر گنبد مسجد اعظم درس مکاسب می‌گفت و مسجد پر از جمعیت می‌شد، ولی همین جا خود ایشان چای درست می‌کرد، پدرش هم نشسته بود، خودش چای می‌داد حتی برخی از شاگردان می‌گفتند به ایشان عرض می‌کردیم بگذارید ما چای بدهیم؟ می‌فرمود این افتخاری است که باید برای خود من باشد.

آیت الله فاضل بیان داشت: مسائل سیاسی وانقلابی  در آیت الله العظمی فاضل واضح است، اما ولایی بودنش و نور ولایت را در ایشان می‌دیدیم. فاطمیه که می‌شد روز اول حتی همین سال‌هایی که مرجع هم شده بود، بیست دقیقه قبل از شروع جلسه می امدند و می نشستند، به ایشان عرض می‌کردم شما الآن مناسب نیست که آمدید؟ می‌فرمود این چه حرفی است که می‌زنید؟ ما روضه تشکیل دادیم، ما صاحب تشکیل به حسب ظاهریم و باید زودتر از همه بیائیم، اینکه مرجعیت اقتضا می‌کند یک مقدار دیرتر بیایند تا جمعیت بشوند، اینهارا اصلاً فکر نمی‌کرد.

 

واکنش حجت الاسلام اکبرنژاد (28 خرداد 1398)

 

🔹26 خردادماه؛ سالروز وفات فقیه اهل بیت (ع)، حضرت آیت الله فاضل لنکرانی(رحمه الله علیه) بود.

 فقیه زبردست و بصیری که امام راحل (ره) درباره ایشان گفته بود که؛ «من شما را به اندازه مصطفی دوست دارم!». به گمانم همین یک جمله برای نشان دادن منزلت اخلاقی، علمی و سیاسی ایشان کفایت می‌کند. اما بعد؛

🔹لازم است چند نکته را ناظر به سخنان اخیر آقای فاضل به سمع و نظر ایشان برسانم:

1- پدر شما یکی از بهترین های دوران ما بودند. برای همین نیز لازم بود شما به خاطر حفظ حرمت ایشان هم که شده، از رفتارهای شک برانگیز که دون شأن خانواده ایشان بود، اجتناب می‌کردید و خود را در مظانّ اتهام قرار نمی‌دادید.

 مثلاً؛ شما تا مدتها بعد از وفات ایشان، به نام ایشان، به طلبه‌ها شهریه دادید و به اذعان خودتان، تا امروز هم از مقلدین ایشان وجوهات قبول می‌کنید! آیا آن مرحوم راضی بودند که شما از نام ایشان این طور بهره ببرید و رفتاری را در پیش بگیرید که بسیاری را به این نتیجه برساند که دنبال دفتر و دستک مرجعیت هستید؟!

 اخیراً نیز جابجا و به هر بهانه‌ای با بیان داستان و حکایت‌هایی از پدرتان که اغلب هم شاهدی غیر از خودتان ندارد، تصریحاً یا تلویحاً، به مخاطب القاء می‌کنید که دربست مورد اعتماد پدر بودید و ایشان شما را جانشین بلافصل خودشان در امور مالی و علمی می‌دانستند و حتی از شما خواسته بودند که مکتوبات ناقص علمی ایشان را با قلم خودتان تکمیل کنید! امروز چه بخواهید و چه نخواهید شما در مظانّ تهمت قرار دارید و خواسته یا ناخواسته، هر روز بر آن می‌افزایید. همانند پاسخ به سؤالات شرعی در سایت مربوط به جنابعالی!

 

2- به گمان بنده، کسی که با ادبیات علمی و بعد از سال‌ها کوشش مجاهدانه در قالب نشست‌های علمی یا مقاله یا کتاب به نقد دیدگاه‌های رایج اصولی می‌پردازد، نادان نیست. بلکه نادان کسی است که به جای پاسخ علمی به نقدهای عمیق و عالمانه، او را متهم می‌سازد و از هر راه مشروع و نامشروعی برای از میدان به در کردن وی کمک می‌گیرد. یکی می‌گوید: "آن‌ها دست استکبار در حوزه هستند!" دیگری ژست اخلاقی گرفته می‌گوید: "این‌ها توهین به بزرگان کرده‌اند و جوانمرگ خواهند شد!" آن دیگری می‌گوید: "هر چیزی را که نمی فهمند انکار می‌کنند" و از این قبیل.

یکبار برای همیشه روشن کنید که بالاخره حوزه آزاداندیش و نقد پذیر هست یا نه؟! از یکسو، گوش عالم را کر کرده‌اید که حوزه آزاداندیش‌ترین مرکز علمی جهانی است! و از سویی دیگر، انتقادهای علمی را بر نادانی و سوء نیت و غیره پاسخ می‌گویید.

 

3- به جای اینگونه تهمت پراکنی‌ها، از پرسش‌های واضح جواب بدهید که بر اساس کدام منطق قرآنی یا روایی یا عقلایی، آثار علمی چند صد سال پیش را به خورد طلبه عصر مدرنیته می‌دهید و او را دست خالی در جامعه پیچیده کنونی رها می‌کنید؟ نگفتید روی کدام منطق، هنوز مکاسب شیخ تدریس می‌شود؟ نگفتید چرا بسیاری از مباحثی که به اذعان بزرگانی چون میرزای قمی، شیخ احمد نراقی، شیخ انصاری، آیت الله بروجردی، امام و دیگر بزرگان زوائد اصول هستند و ثمری جز اتلاف عمر استاد و شاگرد ندارند، هنوز هم که هنوز است تدریس می‌شوند و پاسخ مناسبی از اشکالات مطروحه داده نمی‌شود؟

شما که اصرار بر مکاسب دارید دست کم چرا این حقیقت را نمی‌پذیرید که مکاسب -علی فرض مطلوبیته- کتاب تخصصی است و اهل خودش را می‌خواهد و نباید برنامه الزامی همه طلبه‌ها باشد؟ چرا پَر پَر شدن طلبه‌ ها را می‌بینید و دم بر نمی‌آورید؟ چرا گرفتاری‌های مالی شاگردانتان شما را به پارسایی بیشتر و تلاش برای کاستن از آلام ایشان نمی‌کشاند؟!

 چرا عدم استقبال طلاب از مؤسسه متبوع حضرتعالی و دیگر مؤسسات فقهی، شما را به کالبدشکافی عالمانه بحران علمی پیش آمده در حوزه وادار نمی‌کند و خیال می‌کنید با فریاد زدن بر سر اساتید تحول خواه، مشکلتان برطرف خواهد شد.

برادر من؛ چه بخواهید و چه نخواهید تحول اتفاق خواهد افتاد و نام بد برای کسانی خواهد ماند که فرصت‌های طلایی انقلاب اسلامی را نادیده گرفتند و بر برنامه‌های قجری اصرار ورزیدند و نسل‌های پیاپی را به مسلخ بردند و کوتاهی‌های خود را پشت قداست دین پنهان ساختند.

و السلام علی من اتبع الهدی

محمد تقی اکبرنژاد

 

پاسخ حجت الاسلام اهری (29 خرداد 1398)

 

جناب آقای محمدتقی اکبرنژاد (هداه الله وإيانا سبيل الرشاد)

سلامٌ قولاً من ربّ الرحیم

امّا بعد پیامی به قلم جنابعالی به دستم رسید که ای کاش نمی رسید و دست کم انتساب آن به جنابعالی انکار می شد. افسوس که نشد و این کمترین را واداشت تا به رسم طلبگی و در دفاع از فقه شریف و حاملان آن –یعنی فقهای عظام کثرالله امثالهم- خامه به دست گیرم، باشد که مایه هدایت خودم و شما گردد انشاالله.

 

مدت‌هاست نام شما نه در جهت پیشرفت و اعتلای فقه شریف و حوزة امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، که در راستای تخریب و تزلزل آن مطرح می‌شود. برخی نقدها به شیوه و متد کنونی حوزه داشته‌اید که با بخشی موافق بودم و شجاعتتان را در نقد معیشت کنونی طلاب، نابرابری‌ها و ویژه‌خواری‌های برخی می‌ستودم. امّا از چندی پیش راه دیگری آغازیده‌اید و حق را به باطل آمیخته و در وادی‌ای قدم نهاده‌اید که بس خطرناک است و شاید به دلیل جوانی و ناپختگی، خود نیز نمی دانید قدم در چه راهی نهاده‌اید. از آن‌جا که بنابر حسن ظن، هنوز دغدغة شما را شبهة علمی می‌دانم و نه شهوت عملی، چند کلمه‌ای می نویسم و کوشش خواهم کرد تا از وادی ادب دور نیافتم، تا چه مقبول افتد و چه در نظر آید.

اخیراً به هنگامة 28 خردادماه 1398، در پس سخنان دل‌سوزانة استاد بزرگوارم، بقیّة الفقهاء حضرت آیت الله حاج شیخ محمّد جواد فاضل لنکرانی دام ظلّه، جنابعالی در اسائه ادبی آشکار و سخنانی نه چندان عالمانه، اظهاراتی مرقوم داشته‌اید. جهت اطلاع حقایق و نکاتی را یادآور می‌شوم تا دست کم طلاب مظلوم و بی‌پناهی که از بی‌سایه‌بانی گرد سایة جناب‌عالی جمع شده‌اند؛ آنان که نه از پی حشمت و جاه، که از بد حادثه پناهندة شما شده‌اند، از بخشی از آن‌ها مطلع گردند و بهترین قاضی احکم الحاکمین است.

 

2-1. آیا خاطر شریفتان هست در یکی از نخستین دیدارهایی که محضر آیت الله فاضل لنکرانی رسیدید و از دغدغه‌هاتان گفتید و از افکار تحوّل‌طلبانة خویش دم زدید و رهیافت شیخ اعظم انصاری را به چالش گرفتید، حضرت آیت الله در حضور چند نفر از شاگردان و همراهان، با جنابعالی پرسشی ساده از بحث خبر واحد در میان نهادند و جنابعالی از پاسخ فروماندید؟ حال آنکه پرسش مزبور نه در سطح رسائل شیخ و کفایة آخوند؛ که در حدّ اصول فقه مرحوم مظفّر بود!

 

2-2. با این حال حضرت آیت الله دغدغة شما را ارج نهاد و به شخص جناب‌عالی فرمود: «اگر مطلب علمی جدیدی دارید و به مطالبی رسیده‌اید که پیشینیان نرسیده بودند، یا حتّی اگر نقد عالمانه‌ای دارید، ما از طرح آن استقبال می‌کنیم.» و این در حالی بود که به اذعان خودتان، پیش از حضرت آیت الله اصولاً هیچ یک از بزرگان جنابعالی و طرحتان را جدّی نمی‌گرفت.

بنا بر این شد که جناب‌عالی با تنی چند از اساتید مرکز فقهی ائمه اطهار علیهم السلام نشستی مناظره‌گونه داشته باشید و مباحث خود را مطرح فرمایید. از جمله مدعوین به این جلسه شخص حقیر بودم که مع الاسف به دلیل مشغلة آن روز نتوانستم حاضر شوم. به هر روی این نشست برگزار شد و جناب‌عالی با کمال احترام در آزادی کامل و فرصتی مغتنم، به طرح دیدگاه‌های خود پرداختید و پاسخ شنیدید. ماحصل آن نشست در جزو‌ه‌ای با سرنامة «سه جواب در ردّ یک ادّعا» از سوی مرکز فقهی منتشر شد و قطعاً یک نسخه نیز به خود جنابعالی تقدیم شده است و اگر نشده، شخصاً تقدیم خواهم کرد.

نمی‌خواهم پیش‌داوری کنم امّا دست‌کم حقیر با خواندن آن جزوه به این نتیجه رسیدم که جنابعالی حرف علمی قابل توجّهی نداشتید تا بیش از این قابل پاسخ‌گویی علمی باشد. و به همه دوستان و جانبداران جناب‌عالی پیشنهاد می‌کنم برای این که یک جانبه به قاضی نروند و به صرف سخن حقیر اکتفا نکنند، این جزوه را مطالعه فرمایند.

 

2-3. در برابر این میهمان‌نوازی ما امّا، خاطرتان هست در جلسة به اصطلاح علمی به میزبانی جنابعالی چه گذشت؟ به خاطر دارید برخی از شاگردان حضرت آیت الله فاضل لنکرانی به جرم طرح اشکال و انتقاد به شما، مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و کار به جاهایی کشید که فعلاً بازگو نمی‌کنم و خود بهتر می‌دانید؟ خدا را؛ آیا این رسم مروّت و شیوة بحث علمی است؟

کسانی که با بنده آشنایی دارند به خوبی می دانند که میدان دانش را به میدان سیاست از نوع هوچی‌گری نمی‌آلایم. امّا در این مورد به خصوص از آن‌جا که جنابعالی برای پیش برد اهداف خویش مدام از رهبری معظم انقلاب مایه گذاشته و از آن خزینة پر گهر خرج می‌کنید، مجبورم حقیقتی را گوش‌زد نمایم:

چندی پیش شما نامه‌ای به مقام معظمّ رهبری نگاشته‌اید و ایشان در ذیل نامه، قریب به این مضمون مرقوم فرموده‌اند: «راهی که شما می‌روید اشتباه است». این پیام حضرت آقا توسط جناب حجت الاسلام مروی زید عزّه به شما ابلاغ گردیده و ایشان، شرح ماوقع را برای حضرت آیت‌الله فاضل لنکرانی نیز نقل نموده‌اند.

حال پرسش اینجاست: آیا جانبداران و اطرافیان شما از این پیام ولی امر به شما باخبرند یا از ایشان پنهان داشته‌اید؟ و پرسش مهم‌تر این که آیا جنابعالی پیام رهبری را بر خود حجّت نمی‌دانید؟ اگر می‌دانید چرا دوباره همان راه منهی عنه را پیش می گیرید؟

در بخشی از سخنان خود خطاب به حضرت آیت الله فاضل لنکرانی آورده اید: «شما تا مدت‌ها بعد از وفات ایشان [مرحوم آیت الله العظمی فاضل]، به نام ایشان، به طلبه‌ها شهریه دادید و به اذعان خودتان، تا امروز هم از مقلدین ایشان وجوهات قبول می‌کنید! آیا آن مرحوم راضی بودند که شما از نام ایشان این طور بهره ببرید و رفتاری را در پیش بگیرید که بسیاری را به این نتیجه برساند که دنبال دفتر و دستک مرجعیت هستید؟!»

بر خلاف لحن دور از ادب شما، محترمانه عرض می کنم:

 

4-1. شاید سن شما و من قد ندهد، امّا تا دو سال پس از رحلت مرحوم امام خمینی رضوان الله علیه، بقایای وجوهات ایشان توسط شورای عالی وقت حوزه و در رأس آن مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی قدس سره به نام امام و شهریه ایشان به طلّاب پرداخت شد.

 

4-2. در زمان رحلت مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی طاب ثراه، نجل ایشان مجتهدی مسلّم بود. هزاران تن از مقلّدان آن مرحوم به آیت الله جواد فاضل رجوع می‌کردند و به اصرار از ایشان می‌خواستند تا «با اجازة شخص ایشان» بر تقلید آن مرجع فقید باقی بمانند. شما نیک می دانید معنای اجازه بر بقا چیست. آیت الله فاضل اما با وجود آن همه اصرار زیر بار نرفتند و با این که قطعاً می توانست به نام خود دفتر و رساله داشته باشد، تاکنون از پذیرش این امر ابا کرده‌اند. به اصرار مقلّدین، ایشان به نام پدر، امّا با ولایت شرعی خویش به مثابة مجتهد جامع الشرایط قبول وجوهات نموده و تا مدّت نزدیک به چهار سال بخشی از شهریة طلاب را تقبّل فرمودند.

 

4-3. جنابعالی که بارها نسبت به فقر مالی طلاب و کمبود شهریه و ... اظهار نگرانی کرده و دست روی این نقطة ضعف طلاب نهاده‌اید، اگر در ادعای خود صادق هستید، چرا باید از این که چهار سال مبلغی ناچیز از طریق آیت الله فاضل لنکرانی به شهریة طلاب افزوده می‌شد و نمکی با طعام ناچیزشان می‌آمیخت ناراحت باشید؟ شگفتا از چون شمایی که این نقطة قوّت و عملی چنین حسنه و کم سابقه در تاریخ حوزه‌ها را که کمکی ناچیز به طلاّب مظلوم امام زمان عجل الله تعالی فرجه می‌کرد -آن هم بدون این که آیت الله در صدد مطرح کردن نام خود باشد- چونان نقطة ضعف مطرح کردید.

 

4-4. کسی که در خصوص چنین مسألة روشنی، آن هم بر خلاف ادعاهای به اصطلاح دل‌سوزانه در خصوص معیشت طلاب، به این صورت داوری نماید، پس داوری علمی او در خصوص بزرگان چگونه خواهد بود؟

خطاب به حضرت آیت الله با ادبیات فاخرتان نوشته اید: «اخیراً جابجا و به هر بهانه‌ای با بیان داستان و حکایت‌هایی از پدرتان که اغلب هم شاهدی غیر از خودتان ندارد، تصریحاً یا تلویحاً، به مخاطب القاء می‌کنید که دربست مورد اعتماد پدر بودید و ایشان شما را جانشین بلافصل خودشان در امور مالی و علمی می‌دانستند و حتی از شما خواسته بودند که مکتوبات ناقص علمی ایشان را با قلم خودتان تکمیل کنید!»

 

5-1. شما متاسفانه در این حد نیاموخته و ندانسته اید که تبرک و تیمن به نقل قول از بزرگان چه مایه برکت علمی و عملی می‌آورد. و «بزرگ» و «مرجع» بودن، مقدّم بر «پدر» بودن است. چرا احتمال ندادید ذکر کلمات بزرگان به اعتبار بزرگی است؛ نه ابوّت؟

 

5-2. نمی گویم میزان اعتماد، عشق و علاقة مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی به یادگار فریدشان را از اجازة اجتهاد آن یار سفرکرده  و کلماتی که در آن نسبت به فرزندشان به‌کار برده بجویید. و باز نمی گویم موارد مذکور را در دو وصیّت نامة مورخ 1/4/1384 و 3/7/1385 آن مرحوم که در روزنامة جمهوری اسلامی به چاپ رسیده و در دسترس است کاوش کنید. بلکه می گویم میزان اعتماد و نقش حضرت آیت الله جواد فاضل‌ در امور مرجعیت پدر را از نزدیک‌ترین شاگردان مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی جویا شوید. برای نمونه از کسی چون حضرت آیت‌الله حسینی بوشهری بپرسید که در سال‌روز رحلت آن مرجع فقید تصریح نمود: «امیدوارم برادر بزرگوارم آیت الله حاج شیخ جواد فاضل لنکرانی توفیق عمل به وصیّت پدر را یافته و بخش «بیع» کتاب وزین «تفصیل الشریعه» را به اتمام برساند».

 

5-3. البتّه کسانی که آثار علمی فقهی و اصولی و تفسیری حضرت آیت‌الله را دیده و از گلستان اوراق آن‌ها دانشی استشمام نموده و ورقی برده باشند، خود به خوبی می‌دانند که ایشان در اجتهاد و فقاهت در چه درجه‌ای قرار دارند و بهترین گواه بر شخص، آثار خود اوست. و چنین کسی را چه نیاز به نقل قضایای دیگران برای ارتقای خویش؟ این‌جانب بیش از هفت سال افتخار شاگردی این فقیه سترگ و اصولی کم نظیر را داشته و با الهام از سخن امام رحمه الله در خصوص جناب صدرالمتألّهین، خدا را گواه گرفته و به تحقیق عرض می‌کنم که: در دقّت نظر و تحلیل و موشکافی عمیق‌ترین مباحث فقه و اصول در زمان حاضر؛ «لم یکن له کفواً احد.»

 

نگاشته اید: «یکبار برای همیشه روشن کنید که بالاخره حوزه آزاداندیش و نقد پذیر هست یا نه؟! از یکسو، گوش عالم را کر کرده‌اید که حوزه آزاداندیش‌ترین مرکز علمی جهانی است! و از سویی دیگر، انتقادهای علمی را بر نادانی و سوء نیت و غیره پاسخ می‌گویید.»

 

6-1. یکبار برای همیشه با اجازه از طرف همة مراجع و بزرگان حوزه عرض می کنم:

آری! حوزه هم آزاداندیش است و هم نقد پذیر. به تعبیر مقام معظم رهبری، هیچ کس ادعا نمی‌کند فقه ما در قلّه است. فقه نیز همچون همة دانش‌ها در حال «شدن» است. و در این شدن، ناقدانی که برای پربارتر شدن و استحکام علوم دینی به ویژه فقه شریف بکوشند، مایة مباهاتند. اصولاً حیات حوزه و رشد و پویایی و بالندگی آن رهین نقد و جرح و تعدیل بزرگان در طول تاریخ بوده است. امّا نقد به معنای تخریب اساس و شالوده اجتهاد و فقاهت نیست که متاسفانه دانسته یا نادانسته شما در پی آن هستید.

 

6-2. مباحثی که شما نام «نقد» بر آن می نهید، در خوش‌بینانه ترین حالت مربوط به حیطة «روش‌شناسی» است. روش‌شناسی نیز فرع بر ادبیّات و محتوا، و متأخر از آن است. هر اندیشهای در تحوّل تاریخی خود پس از این که دوره‌های تاریخی بر آن گذشته و نسل اوّل متفکران یک حوزه فکری از آن گذر کرده و به نسل دوّم و سوّم رسید، در انباشت معرفتی که حول این جریان فکری شکل گرفته، ادبیّات و محتوای آن اندیشه شکل می‌گیرد. بدون چنین ادبیاتی، «نقد» به معنای مورد نظر شما، چیزی جز «هدم» نیست.

جناب اکبرنژاد! در برابر ادبیات رایج حوزه، شما کدام ادبیّات، اندیشه و محتوا را تولید کرده‌اید تا بخواهید از «روش‌شناسی» خود سخن گویید؟ شما کدام «بایسته» علمی ارائه داده‌اید که به پشتوانة آن به «هست» ها می‌تازید؟ برادرانه می گویم: اگر دنبال نقد هستید –که باید هم باشید- راه این است: بنشینید به وزان کتب رایج حوزه، دست به قلم ببرید، نقاط ضعفش را پررنگ نموده و آن‌گاه جای‌گزین ارائه دهید. سپس با پشتوانة علمی به میدان بیایید. امّا شما بی آن که بتوانید سطری مطلب علمی بنویسید، از آغاز خواسته اید با تخریب و هوچی گری، هست‌های حوزه را نیز به لرزه درآورید.

 

6-3. امّا اگر جمله ای نیز از نقدپذیری شخص استادم آیت الله محمّد جواد فاضل لنکرانی نگویم جفا کرده‌ام. چهار کتاب از تقریرات حضرت استاد به قلم و با تعلیقات اینجانب به چاپ رسیده است. در برخی تعلیقات بنابر آنچه به ذهن قاصرم رسیده، مناقشاتی نسبت به ایشان مطرح کرده و در پانویس نگاشته‌ام. خدا گواه است ایشان حتی یک مورد از آن‌ها را نیز مورد حذف و ممیزی قرار نداد و در چاپ های فعلی همگی موجود است. و باز خدا را گواه می گیرم که در میان فقها، کسی به آزاداندیشی و ذره پروری استادم ندیدم. به کجا می روید جناب اکبرنژاد؟؟

 

نوشته اید: «بر اساس کدام منطق قرآنی یا روایی یا عقلایی، آثار علمی چند صد سال پیش را به خورد طلبه عصر مدرنیته می‌دهید و او را دست خالی در جامعه پیچیده کنونی رها می‌کنید؟ نگفتید روی کدام منطق، هنوز مکاسب شیخ تدریس می‌شود؟ ...»

 

7-1. شگفتا از چنین سخنی! آیا هرآن‌چه مربوط به گذشته است از اعتبار نیز ساقط است؟ ای کاش اندکی از آکادمی های معتبر دنیا خبر داشتید که هنوز هم افکار سنت آگوستین (م 430 م) و کتابهایی چون «شهر خدا»ی وی، آثار آکوئیناس (م 1274 م)، و حتی آثار ماکیاولی (م 1527 م)، توماس هابز (م 1679 م) و .... خوانده می شود. همة این‌ها مربوط به چند صد سال پیش است. همین دو سال پیش خانم هانا داوسون استاد یکی از دانشگاه های انگلیس کتابی با سرنامة «درس‌هایی که از هابز می توان آموخت» به چاپ رسانده است؛ هابزی که نزدیک به پنج قرن پیش می‌زیسته است!

 

7-2. آنچه در بند پیشین گفتم مربوط به دانش‌هایی چون فلسفه و ... است. با این اوصاف حال دانش فقه چگونه خواهد بود که جز «عقل»، سه منبع آن کاملاً تاریخی و به قول شما متعلق به چند صد سال پیش است؟ آیا به تبعات سخن خود آگاهید؟ آیا دلالت پرسشتان را می پذیرید؟ دلالتش این است که قرآن و سنتی که متعلق به چند صد و بلکه هزار و چند صد سال پیش است، چرا امروز باید خوانده شود؟

 

7-3. در اهمیت تعمّق در کتب سنّتی همچون رسائل و مکاسب و کفایه همین یک جمله را از برخی معاصرین عینا نقل می‌کنم: «پس از نهضت و انقلابي كه به رهبري امام خميني صورت گرفت بعضي از چهره هاي فاضل روحاني در آن اوائل در بحث هاي سياسي با سياست مداران غربي كه مواجهه مي كردند برتري داشتند و كم نمي آورند سوال كردند از اينها دانشكده علوم سياسي كه درس نخوانده اند اينها كه از سياست به معناي علم سياست بهره اي نبرده اند از كجا اين توان را دارند؟ جواب را خودشان دادند كه اينها مي روند در قم علم استدلال مي خوانند اين علم استدلال در هيچ ميداني كم نمي آورد.»

نوشته اید: «نگفتید چرا بسیاری از مباحثی که به اذعان بزرگانی چون میرزای قمی، شیخ احمد نراقی، شیخ انصاری، آیت الله بروجردی، امام و دیگر بزرگان زوائد اصول هستند و ثمری جز اتلاف عمر استاد و شاگرد ندارند، هنوز هم که هنوز است تدریس می‌شوند و پاسخ مناسبی از اشکالات مطروحه داده نمی‌شود؟»

 

8-1. متاسفانه باید عرض کنم معنی «زوائد اصول» را در سخنان این بزرگان نیز درست متوجّه نشده‌اید. مقصود از زواید و تورّم در علم اصول، این نیست که بایستی از حجم مباحث و مسائل و مقدّمات آن کاسته شود؛ چرا که خود این بزرگان در مباحث اصول، اکثر مقدّمات کفایه و تمامی مباحث موجود در آن را مطرح و مورد تجزیه و تحلیل قرار داده‌اند؛ بلکه مراد این است که اصول، نباید به مثابة دانش فقه پنداشته شده و تمام آراء و انظار متقدّمین و متأخّرین مورد طرح و بررسی قرار گیرد، و تنها بایستی آخرین تحقیقات صورت‌گرفته به میدان بحث آورده شود.

 

8-2. از شما می پرسم: آیا بزرگانی هم‌چون آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی قدس سرهما که نامشان را به عنوان معتقدین به متورّم بودن اصول کنونی ذکر نمودید ، در تدریس و تألیف خویش در اصول، راهی به جز راه و روش جواهری و رسائل و کفایه اتّخاذ کرده بودند؟

 

نوشته‌اید: «چرا عدم استقبال طلاب از مؤسسه مطبوع حضرتعالی و دیگر مؤسسات فقهی، شما را به کالبدشکافی عالمانه بحران علمی پیش آمده در حوزه وادار نمی‌کند و خیال می‌کنید با فریاد زدن بر سر اساتید تحول خواه، مشکلتان برطرف خواهد شد.»

 

9-1. از این که الفبای آغازین طلبگی را به شما یادآور شوم شرم دارم. امّا ای کاش در پرسش فوق، نخست تکلیف «هل بسیطه» را مشخص کرده پاسخ می گرفتید و سپس بر اساس آن از «هل مرکّبه» می پرسیدید.

 

9-2. خوب است بدانید که سال به سال استقبال از برنامه‌های مراکز فقهی تحت اشراف مراجع و فقهلی معزّز –از جمله مرکز فقهی ائمه اطهار علیهم السلام- رو به گسترش است. تنها در همین سال جاری از حدود پانصد نفری که حائز شرایط عمومی مرکز بوده و در آزمون ورودی ثبت نام کرده بودند، تنها حدود سی نفر پذیرفته شدند. گروههای علمی مختلف از جمله فقه پزشکی، فقه سیاسی، فقه رسانه و ... فعالانه مشغول تولید آثار علمی هستند و برخی کتب منتشره مرکز، در همایش کتاب سال حوزه در سالهای اخیر حائز رتبة شایستة تقدیر و تحسین شده‌اند. البتّه بر شما حرجی نیست که حقیقت مرکز فقهی را در همان سازة بیرونی سقف آن خلاصه کرده و از خروجی علمی و انسانی مرکز –که تاکنون دهها استاد مبرز سطوح عالی و نویسندة زبردست، و صدها کتاب و مقاله پیرامون نوپیداترین مسائل جاری روز به جامعة علمی کشور عرضه داشته- بی خبر باشید.

 

10-1. در یکی از پیامهای شما خواندم که نوشته بودید «اگر نبود شوق به حوزه هیچ گاه دبیرستان سپاه را ترک نمی‌گفتم.» ای کاش در نهاد مقدس سپاه مانده بودید و شور جوانی‌تان را در خدمت نظام اسلامی و این نهاد انقلابی خرج می‌کردید که شور تنها بدون دانش، در حوزة علم و فقاهت چندان به کار نیاید.

 

10-2. با این حال هنوز به شما امید دارم و از خدا می خواهم خودم و شما را به طریقی که مرضی اوست هدایت کرده و در دیانت، اخلاق و فقاهتش ما را به سلف صالحمان ملحق نماید. اوّل به خودم و دوّم به شما توصیه می کنم یک دور کتب مهم حوزه را نزد استادی مبرز و متخلّق به اخلاق حمیده بخوانید. حیف است از چون شمایی که عمرتان را بیش از این تلف کنید و به جای تحصیل و تهذیب، طلاب و فضلایی را که تنها امیدشان از دار دنیا، کسب رضایت مولایشان است، تشویق به اعتصاب علمی و عملی کرده و اندک روزنة امید آن‌ها را ناامید کرده و خرده نان خشکشان را آجر کنید.

 

10-2. همگی ما دنبال تحوّل در حوزه هستیم و به هیچ عنوان شرایط فعلی را مطلوب نمی دانیم. امّا خدا می داند راه، تخریب داشته ها و هست ها نیست. شما را چونان زاینده رود (البته در روزهای پرآبش) می دانم. جهت جریانتان را برگردانید. حیف است زاینده رود در نهایت به باتلاق گاوخونی بریزد.

و ما ارید الا الاصلاح

والسلام علی من اتبع الهدی

حوزه علمیه قم

سیّد مرتضی میرزاده اهری

 

جوابیه مدیر داخلی مؤسسه فقاهت و تمدن سازی اسلامی

 

عرض سلام و وقت به خیر خدمت تمامی طلاب عزیز و اساتید محترم.

پیرو مطلبی که آقای "مرتضی میرزاده اهری" از شاگردان " استاد محمد جواد فاضل" در جواب یادداشت "استاد اکبرنژاد" منتشر نمودند، تذکر چند نکته ضروری است؛

مؤسسه فقاهت، تمامی ادعاهای مطرح شده علیه استاد اکبرنژاد در جوابیه مذکور را، خلاف واقع و مردود اعلام می کند. در روزهای آینده پاسخ های تفصیلی و مبسوط به تمامی ادعاهای مطرح شده، منتشر خواهد شد و جناب استاد اکبرنژاد نیز به زودی، در این باره با شما سخن خواهند گفت.

اما به طور اجمالی توضیحی درباره بخشهایی از این جوابیه ارائه می گردد.

در بخشی از این جوابیه ادعا شده بود که مقام معظم رهبری(دام ظله العالی) در جواب نامه استاد اکبرنژاد فرموده بودند که «راهی که شما می روید اشتباه است!»

اولا: متأسفانه این بار اولی نیست که این نوع ادعاهای بی پایه و اساس؛ علیه استاد اکبرنژاد منتشر می گردد. این منش جریان تحجر است که وقتی دست خود را از مواجهه علمی بسته می بیند، به تخریب رقیب می پردازد. لذا ما از جناب آقای فاضل می خواهیم که دست از سخن پراکنی های بی پایه و اساس بردارند و هر نوع مستندی در این زمینه دارند منتشر کنند تا صحت و سقم کلامشان برای همگان روشن شود.

ثانیا: همه باید ملتفت باشند که لازم نیست برای موافقت و مخالفت با منویات رهبری، به دنبال تأیید و رد مستقیم افراد از سوی معظم له باشیم؛ بلکه عملکرد افراد نشانگر میزان همراهی یا مخالفتشان با منش و روش رهبری معظم است.

عجیب است، آقای فاضل که هم در بحثهای سیاسی و هم در اظهاراتشان درباره حوزه، با بیان و اراده رهبری رویارویی می کنند، حال نگران تحقق منویات حضرت آقا در حوزه ها شده اند!!

با وجود آنکه رهبری معظم سالهای سال و بارها در مواقف گوناگون از ضرورت تغییر کتب درسی و حذف زوائد دروس سخن گفته اند اما جناب آقای فاضل درضمن صحبتهایی عجیب اظهار داشته اند که:

«اگر کسی نسبت به چیستی مکاسب شیخ انصاری صحبت کند، استخفاف به حکم خدا کرده است!» یا «این‌هایی که می‌گویند در علم اصول زواید داریم این‌ها اصول را نفهمیدند و این امری غلط است؛ یک بحث در مباحث اصولی نداریم که در فقه اثر نداشته باشد!»

یا اینکه، رهبری معظم از طول و تفصیل زیاد درسهای خارج قم گلایه داشتند و تصریح کردند که درس اصول نباید بیش از 5 یا6 سال طول بکشد، اما ایشان با افتخار گفتند که «20 سال است درس خارج اصول را شروع کرده ام و هنوز تمام نشده است!»

ای کاش آقای فاضل پاسخ دهند، کدام حرف رهبری را می توانند مثال بزنند که داعیه دار تحققش در حوزه ها هستند؟! با این وضع، چطور از اشخاص و مجموعه های دیگر انتقاد می کنند و به ایشان نسبت مخالفت با ولایت می دهند؟!!

بنابر این لازم است خدمت جناب آقای فاضل عرض کنیم «راهی که شما می روید اشتباه است» چون رهبری معظم بارها فرموده اند که، راه مقابله با نظرات علمی یک نظریه پرداز، سخن پراکنی و دادن نسبتهای ناروا نیست. راه مقابله با نظریات علمی جدید، تخریب شخصیت نظریه پرداز نیست. راهی که رهبری گفته اند این است:

«يك نفرى نظر فقهى میدهد، نظر شاذّى است؛ خیلی خوب قبول نداريد، كرسى نظريه پردازى تشكيل بشود؛ پنج نفر، ده نفر فاضل بيايند اين نظر فقهى را رد كنند با استدلال؛ مسئله ى تكفير و رمى و اين حرفها را بايستى از حوزه ورانداخت»

چرا شما که این همه امکانات در اختیار دارید حاضر نمی شوید با برگزاری جلسات آزادِ علمی و کرسیهایی که عموم اندیشمندان حوزوی می توانند در آنها حضور یابند، صحت و سقم نظریات مؤسسه فقاهت را به نمایش بگذارید؟ چرا همیشه به جای پاسخ های علمی، به دنبال رمی و تکفیر مخالفان هستید؟ باور کنید «راهی که شما می روید اشتباه است!!»

▪️علیرضا ذبیحی، مدیر داخلی مؤسسه فقاهت و تمدن سازی اسلامی

 

پاسخ مجدد حجت الاسلام اهری

 

بسم اللّه كلمة المعتصمين و مقالة المتحرّزين

جناب آقای محمدتقی اکبرنژاد (عفا الله عنا و عنه)

قالُوا سَلاماً قالَ إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ

بسیار خوشوقت می‌شدم اگر نامه‌ی خیرخواهانه و ناصحانة این کمترین را حمل بر اراده‌ی اصلاح نموده و از میانه‌ی این بی‌راهه‌ای که در پیش گرفته‌اید، بازگشته و دوباره در آغوش پرمهر مادر حوزه و فقاهت درمی‌آمیختید. امّا صدافسوس که شخصی از جانب شما و معنون به عنوان «مدیر داخلی مؤسسه فقاهت و تمدن سازی اسلامی» -که بنده بحمدالله از آشنایی با ایشان محروم هستم- کلماتی نگاشته و ادبیّاتی به کار برده که از یک مومن عامی نیز مایة شرم‌ساری است؛ تا چه رسد به یک طلبه‌ی علوم دین پیامبر خاتم. اعوذ بالله من حرمان فقهاء الدين و ناشري شريعة سيّد المرسلين.

گرچه جوابیه‌ی عاملتان با ادبیّات کذایی از ارزش علمی برخوردار نیست و پاسخ‌گویی به آن، به اتلاف وقتی که برای نگاشتن این نامه صرف می‌کنم نمی‌ارزد، امّا برای روشن‌گری و شفاف‌سازی برای طلابی که ممکن است ذهن شریفشان مشوّه گردد –گرچه حقیقت آن‌چنان هویداست که گمان نکنم این تعداد، جز اندکی باشد – مجبورم دوباره حقائقی را بازگو نمایم. و از خدا می‌خواهم باز یاری کند تا از وادی ادب دور نیافتم.

 

1. بر خولى بى‏نام و نشان، که سيمرغى عرش آشيان را بی‌ادبانه خطاب نموده و از این راه دعوی «انا رجل» سردهد، حرجی نیست. چه؛

گفتن بر خورشيد كه من چشمه‌ی نورم‏                           دانند بزرگان كه سزاوار سُها نيست‏

 

2. هم‌چون اسلاف صالحش، استادم حضرت آیت الله فاضل لنکرانی دام ظله نیز محسود شماری بدخواه ناآشنا به الفبای فقه و اصول واقع شده؛ آن هم فقط به دنيازدگى و براى گرمى معركه در ميان تنى چند. البتّه به تعبیر برخی بزرگان« هركسى محسود اين و آن نمى‏شود؛ مگر این که شخصيّت بارزى باشد. اين خود دليل بر علوّ مقام محسودين است.» در كتاب شريف كافى دربارة ائمه اطهار عليهم السّلام بابى است با سرنامه‌ی «أنّهم المحسودون الذين ذكرهم اللّه تعالى» و خوشا به حال حضرت آیت الله که افزون بر علم و فضل، در این وصف نیز به اهل بیت علیهم السلام مانَد. در اين قسمت به همين گفتار حافظ شيرين سخن اكتفا کرده خطاب به استادم عرض می‌کنم:

فلك به مردم نادان دهد زمام مراد                   تو اهل دانش و فضلى همين گناهت بس‏

                         

3. جناب اکبرنژاد! عاملتان ما را «متحجّر» خطاب کرده و ادّعا نموده که دست ما از مواجهه‌ی علمی بسته. ای کاش دست کم معنای همین واژه را به او می‌آموختید. تَحَجُّردر لغت به معنی سنگ شدن و در اصطلاح به معنی امتناع انسان از پذیرش حق است. تحجّر ریشه در تعصّب دارد و افراد متحجر از یادآوری و تذکر و نصیحت روی گردان و بر تغافل نسبت به حقیقت و بی‌خبری از آن تعمد می‌ورزند.

خدا را انصاف دهید: این وصف برازندة کدام یک از ماست؟ ما که مدت‌ها پیش، از شما طلبه‌ی جوان و گمنام در مرکز فقهی مهمان‌نوازی کردیم و در شرایطی برابر به شما تریبون و فرصت بیان عقائد و مدعایتان را عطا نمودیم و از تضارب آرا استقبال کردیم؟ آیا اگر کوله‌بار علمی کسی خالی بود و نتوانست خصمش را اقناع علمی کند، و در برابر طرف مقابل به خوبی استدلال کرد، باید تهمت تحجّر به او ‌زده شود؟

 آیا دست ما از مواجهه‌ی علمی بسته است که هم گفتگو کردیم و هم ماحصل جلسة گفتگو با جناب‌عالی را منتشر نموده‌ایم؟ آیا صرف تشکیل این جلسه، مواجهه‌ی علمی نبود؟

 

4. جناب اکبرنژاد! عاملتان در تهمتی آشکار –که ظاهراً در مرام شما و جانبدارانتان، اصل است نه استثناء- استاد بزرگوارم را متهم نموده که: «هم در بحثهای سیاسی و هم در اظهاراتشان درباره حوزه، با بیان و اراده رهبری رویارویی می کنند.» بر چنین بهتان عظیمی آهى آتشين از كوره‌ی دل باید بركشيد. «أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهِيدٌ؟»

 

4-1. عاملتان در بخش حوزه بر این ادعا گواه آورده که: «رهبری معظم سالهای سال و بارها در مواقف گوناگون از ضرورت تغییر کتب درسی و حذف زوائد دروس سخن گفته اند ...».

بله فرموده‌اند و فرمایش ایشان نیز بسیار متین است. امّا متاسفانه هم‌چون سایر مسائل، معنی این سخن رهبری را نیز درست متوجّه نشده‌اید. خود رهبری از همان پیش از انقلاب به کتاب مکاسب عنایت ویژه داشته‌اند. به این سخن ایشان توجّه کنید: «مکاسب را دست کم نباید گرفت. حالا کى‏ مثل شیخ انصارى است؟ این همه مکاسب نوشته‏اند. این درس خارج که حالا به صورت تدوین شده در آمده، خصوصیتش براى آن کسى که در درس خارج شیخ نشسته، خوب است؛ مطلب را دائم به این طرف بکشاند و به آن طرف بکشاند، دائم ابداع احتمال کند، اما براى کسى که میخواهد فقه استدلالى را از روى متن یاد بگیرد، نه؛ خوب نیست؛ طلبه دچار مشکل است - تسهیل کنند. همان مطالب شیخ را بیاورند در یک کتاب دیگرى، منتها سرراست و روشن. تحقیق شیخ را در هر مسئله‏اى قشنگ بیان کنند، اما متعبد و مقید باشند به همان که شیخ بیان کرده؛ او را بیان کنند در این کتاب جدید. این می شود مکاسب جدید، که لازم است.» (بیانات در 9 آذر ماه سال 1386).

بیان مراد رهبری از زبان خودشان از این واضح‌تر؟ کجای این بیان شباهتی به روشی که شما در پیش گرفته اید دارد؟ جناب اکبرنژاد! باور کنید مراد رهبری تخریب اساس نیست. بلکه مرادشان عدم اکتفا به داشته‌هاست. ایشان به حق در عین حفظ داشته‌ها خواهان پیشروی هستند.

 

4-2. گواه دیگری که عاملتان آورده این است: «با این‌که، رهبری معظم از طول و تفصیل زیاد درسهای خارج قم گلایه داشتند و تصریح کردند که درس اصول نباید بیش از 5 یا6 سال طول بکشد، اما ایشان با افتخار گفتند که «20 سال است درس خارج اصول را شروع کرده ام و هنوز تمام نشده است!»

عاملتان البته اشاره ای به بخش دوّم فرمایش رهبری نکرده که فرمودند: «اصول را باید مضیق‌تر خواند. البته این مساله درباره فقه مطرح نیست و عرصه کار در آن باز است.»

در خصوص اصول امّا عین کلام رهبری چنین است: «بنده شنیده‌ام که خارج اصول آیت‌الله خویی ۵ سال طول می‌کشید.» در این زمینه اولاً باید توجّه داشت که مراد از 5 سال در کلام رهبری معظم -یا طبق نقل برخی شاگردان محقّق خوئی رحمه الله 6 یا 7 سال- سال تحصیلی مرسوم ما در ایران نیست که یک ماه مبارک رمضان، سه ماه تابستان، 13 روز نوروز، دهه‌های محرّم و صفر و ... تعطیل باشد. در خوشبینانه‌ترین حالت، تعداد جلسات خارج اصول در حوزه علمیه قم بین 95 تا 100 جلسه است. در حالی که تعداد جلسات دروس خارج نجف در یک سال تحصیلی، به دلیل کمی تعطیلات  بسیار بیشتر از قم است. برخی تعداد این جلسات را تا 170 و 180 جلسه نیز عنوان کرده‌اند. بنابر این هر سال تحصیلی در نجف، برابر با بیش از یک‌سال و نیم تحصیلی در قم است و هر ۶ سال نجف، معادل بیش از ۱۰ سال قم می‌باشد.

ثانیاً درس اصول استادم، در حدّ بسیار تخصّصی بوده و مخصوص طلاب ممحّض در فقه اجتهادی به معنای واقعی کلمه است؛ نه عموم طلاّب. و بی‌تردید مراد رهبری معظّم به دوره‌های عمومی اصول فقه بوده است.

 

4-3. عاملتان در بخش «سیاسی» شاهدی ذکر نکرده و ظاهراً از این بابت دستانش تهی بوده است. از این رو پرسیده: «ای کاش آقای فاضل پاسخ دهند، کدام حرف رهبری را می توانند مثال بزنند که داعیه دار تحققش در حوزه ها هستند؟!»

اتّفاقاً ای کاش شما پاسخ دهید که کدام موسسه تخصصی به اندازه‌ی مرکز فقهی در خدمت نظام و انقلاب بوده است؟ با این حال بنده به حول و قوة الهی تنها بخش ناچیزی از تحقّق مطالبات رهبری به واسطه‌ی استادم را فهرست وار عرض می‌کنم:

 

4-3-1. در تمام مواردی که رهبری معظّم، سخنی ایراد می‌فرمایند، ایشان از نخستین کسانی هستند که بلافاصله پس از آن، قدم به قدم با رهبری پیش آمده، بیانات ایشان را در دروس خارج خویش تحلیل نموده و زوایای آن را تبیین می‌کنند. از جمله آخرین این موارد می‌توان به طرح «فقه مقاومت» اشاره کرد. تفصیل تمامی این مطالب در سایت حضرت استاد قابل دسترسی است. رجوع کنید و ببینید اگر اهل انصافید.

 

4-3-2. ایشان اوّلین فقیهی بود که پیرامون فتوای مقام معظّم رهبری در خصوص حرمت سلاح های هسته‌ای کارگروه تشکیل داد، خود مقاله‌ای استدلالی نوشت و فتوای معظم له را با براهینی متقن مدلل ساخت.

 

4-3-3. ایشان از نخستین کسانی بود که حتّی پیش از فراخوان تجمّع، علیه «تروریست» خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از سوی آمریکا واکنش نشان داده و آن را محکوم نمود.

 

4-3-4. در قضایای سال 88، ایشان با وجود این که مخالف اعلام نامزدی احمدی نژاد از سوی جامعه مدرسین بود -و اوج تیزبینی و درایت سیاسی ایشان به تبع والد راحلشان در نهایت بر همگان معلوم شد- امّا پس از انتخابات به احترام رهبری معظم، خواهان حمایت از رییس جمهور منتخب وقت شد. تا جایی که رئیس دفتر مقام معظم رهبری جناب حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی از طرف شخص رهبری معظم  با ایشان تماس گرفته و دعای خیر رهبری برای آیت الله حاج شیخ محمّد جواد فاضل لنکرانی را به اطلاع ایشان رساندند.

 

البته این‌ها مواردی نیست که بر اهلش پنهان باشد و اصولاً کسانی به هوچی‌گری سیاسی روی می‌آورند که از دارایی علمی، تهی‌دست باشند.

 

5. جناب اکبرنژاد! عاملتان نامه‌نگاری جنابعالی به رهبری معظّم و تأکید حضرت آقا بر خطا بودن راه و روش شما را به کلّی انکار کرده و آن را «ادعای بی پایه و اساس» خوانده است. حامل پیام رهبری برای جنابعالی و ناقل آن، یکی از مورد اعتمادترین امنای رهبری معظم –یعنی حضرت حجت الاسلام و المسلمین احمد مروی حفظه الله (مسئول وقت دفتر مقام معظم رهبری مدظله‌العالی در قم) – است. کسی که رهبری در حکم انتصاب ایشان به تولیت آستان قدس رضوی مرقوم داشته‌اند: «مراتب امانت و تقوای جنابعالی در دوره‌ی همکاری طولانی به اثبات رسیده است». مطمئنم عاملتان از عواقب تکذیب چنین حقیقتی آگاه نیست و این را نمی‌داند که به امین مقام معظم رهبری توهین ضمنی کرده است.

 

افزون بر این وی نگاشته: «همه باید ملتفت باشند که لازم نیست برای موافقت و مخالفت با منویات رهبری، به دنبال تأیید و رد مستقیم افراد از سوی معظم له باشیم.»

اولاً بر آشنایان با دانش نشانه-معنا‌شناسی پوشیده نیست که از خود این سخن تلویحاً صحّت واقعة نامه‌نگاری و پاسخ رهبری معظّم استشمام می‌گردد.

ثانیاً اشتباه شما و عاملتان همین‌جاست. گرچه برای موافقت و مخالفت با منویات رهبری، لازم نیست به دنبال تأیید مستقیم افراد از سوی معظم له باشیم، امّا ردّ مستقیم ولی امر نسبت به یک شخص یا یک روش، حجت را بر پیروان ایشان تمام می‌کند.

 

6. جناب اکبرنژاد! عاملتان نگاشته: «چرا شما که این همه امکانات در اختیار دارید حاضر نمی شوید با برگزاری جلسات آزادِ علمی و کرسی‌هایی که عموم اندیشمندان حوزوی می توانند در آنها حضور یابند، صحت و سقم نظریات مؤسسه فقاهت را به نمایش بگذارید؟»

 

این عادت شماست و قاعدتاً عاملتان نیز از شما آموخته که حوزه را بر خلاف واقع، متهم به انفعال در برابر چون شمایی کرده است. هم‌چون خودتان که بارها حلم مراجع، فقها و بزرگان –و از همه مهمّ‌تر جدّی گرفته نشدن ادعاهای جدیّ نگرفتنی شما- را حمل بر این نموده‌اید که «حوزه در برابر من یارای مقابلة علمی ندارد.» برخی طلبه‌های ساده و صادق نیز باور نموده و اوضاع بر ایشان مشتبه گردیده است. از جمله در جایی خواندم که عزیزی نوشته بود: «چند سالی است در قم شخصی با نام محمدتقی اکبرنژاد ظهور کرده و ادعا دارد بخش اعظمی از اصول فقه موجود زائد است ... هر از چندگاهی نیز فریاد «هل من مبارز» سر می‌دهد و مدافعان علم اصول را به بحث و گفت‌وگوی علمی دعوت می‌کند؛ ولی دریغ از یک پاسخ مثبت. اما چرا؟ این سکوت برای چیست؟»

گرچه پاسخ اجمالی این پرسش هم در نامه پیشین و هم در بند3 این نامه اشاره گردید و جزوه‌ی «سه جواب در ردّ یک ادّعا» خود پاسخ‌نامة عینی آن است؛ امّا به فضل الهی پاسخ قاطع این بخش را یکبار برای همیشه در ضمن بازگوکردن برخی حقائق می‌دهم:

 

6-1. جناب اکبرنژاد! خاطرتان هست با جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای سیّد صدرا هاشمی مناظره داشتید؟ به یاد دارید ایشان در آن جلسه اثبات نمود که متاسفانه جنابعالی، معْظم مباحث کتاب «رسائل» شیخ اعظم انصاری را نفهمیده‌اید و لازم است نزد استادی مبرز، این کتاب را دوباره درس بگیرید؟

 

6-2. شاید از یادتان رفته که استاد ارجمند جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای باقری شاهرودی را دعوت به مناظره کردید. ایشان بر خلاف برخی دیگر، از نابرابری شأن شما با خود چشم پوشی کرد و دعوت شما را به یک شرط پذیرفت. آن شرط را به یاد دارید؟ این که فقط و فقط ایشان کتاب کفایة الاصول را به دست گرفته، صفحه‌ای از آن را تصادفاً باز کرده و از آن موضع تصادفی، پرسشی را با شما طرح نماید! ایشان به صراحت گفتند: «اگر برای بنده با همین آزمون محرز شود که آقای اکبرنژاد، کفایه را فهمیده، با او مناظره می‌کنم!» و این که چرا آن مناظره برگزار نشد، خدا بهتر می‌داند!

 

6-3. با همة این احوال، بند آخرم در پاسخ به شما این است:

بنده صراحتاً شما را مشروط به پذیرش تخییری یکی از دو شرطی که در ادامه می‌آید، به مناظرة رسمی با حضور تمامی جانب‌دارانتان دعوت می‌کنم؛ آن هم -به قول عاملتان- مناظره‌ای «با استفاده از همة امکانات موجود، در یک جلسة آزادِ علمی و کرسی‌هایی که عموم اندیشمندان حوزوی می‌توانند در آن‌ها حضور یابند». امّا شروط:

 

6-3-1. نخست همان شرطی که آقای باقری شاهرودی طرح کرده است. بدین گونه که هر دو در حضور ناظرین، موضعی تصادفی از کفایه را برای هم گشوده، خوانده و آن را تحلیل کنیم.

6-3-2. دوّم این که جنابعالی و حقیر، هر دو رزومة دقیق و مستند خود شامل سوابق و مدارک تحصیلی و ... را حاضر کرده و یک به یک در حضور جمع ارائه دهیم. چه؛ حضرتعالی اطلاعات دقیقی از سوابق تحصیلی خود ارائه نداده‌اید. برای نمونه در سایت خود، رشتة تحصیلی تان را «فقه و اصول» معرفّی کرده‌اید، امّا به سطح آن اشاره ننموده‌اید.

 

و اگر پذیرفتن حتّی یکی از این دو شرط برایتان سخت است، حاضرم بدون هیچ پیش شرطی با شما مناظره کنم.

 

7. در پایان عرض می کنم: گرچه ناچاراً کلماتی چند بر حسب وظیفة شرعی در دفاع از فقه و فقهای عظام نگاشتم، امّا خدایا تو گواهی که از این وضعیّت خوشحال نیستم. و باز خدا را شاهد می‌گیرم که از اعماق قلبم برای خود و شما آرزوی عاقبت بخیری دارم. و انا اسال الله بسعه رحمته و عظیم قدرته ان یختم لی و لک بالهدایة، ثم الّسعاده و الشّهاده.

 

والسلام علی من اتبع الهدی

حوزه علمیه قم

سیّد مرتضی میرزاده اهری

2/4/1398

 

ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال
نمایش نظرات
سعيدي:

کاش براي نظرات تاريخ ميگذاشتيد، معلوم بود چه تاريخي نوشته شده

شما قبلا به این نظر رای داده اید

0

0

سید علی موسوی:

آقا یا خانوم طلبه کاشونی. تا اونجایی که بنده اطلاع دارم تغییر رویکرد خبرگزاری حوزه مربوط به تغییر مدیریت در این خبرگزاری است. چون شما قبلا هم بودید ولی خبرگزاری از این کارها نمیکرد. اما تیم خبرگزاری حوزه در 2 سال اخیر عوض شده و تغییر رویکرد در این خبرگزاری کاملا مشهود است. البته به عنوان یک طلبه برای من هنوز مطلوب نیست و خیلی بیشتر از اینها باید صدای ما طلبه ها را منعکس کنند اما همینکه تغییر کرده اند جای تقدیر داره. شخصا قبلا برای اینکه متوجه بشم در حوزه چه خبره کمتر به حوزه نیوز مراجعه می کردم اما از وقتی حوزه نیوز کمپینهاشو راه انداخت مشتری اش شدم. البته از جریانهای حوزوی هم که نسبت به وضع موجود اعتراض می کنند باید تشکر کرد.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

1

0

طلبه کاشونی:

بنده نه کاری به این وری ها دارم و نه اون وری و نه حرف حدیث های رد و بدل شده گرچه جمله جمله رو خوندم و دیدم چه هست و چه نیست و قضاوت با خودم اما کمیرین کاری که این جریان کرده (تحول خواه)اینه که خبرگزاری حوزه رو از رکود خارج و از پیرمرد بازی و محافظه کاری و سکوت کنیم مبادا آبرومون اخر عمری بره و...دور کرده و این خبرگزاری وارد بحث های چالشی و طلبگی شده خوبه ادامه بدین

شما قبلا به این نظر رای داده اید

0

2

سید مرتضی اهری:

طلاب و فضلای ارجمند حوزه‌های علمیه السّلام علينا و على عباده الصالحين به گمانم –که امیدوارم چنین باشد- پس از سخنان آقای اکبرنژاد و سه جوابیه‌ی این کمترین به وی، بخش اعظمی از غبار چهره‌ی این جریان فرو نشسته و زوایای عمده‌ی حقیقت اینان، بر طالبان حق شفاف گردیده است. از این رو مرا دیگر با این گروه سخنی نیست. خدا را گواه می‌گیرم که هدفم، پرده‌برداری از رخ حقیقت بود. این که سطح دانش و آگاهی این گروه بر شما معلوم گردد و به روشنی دریابید پشت «مناظره‌طلبی» و فریاد «هل من مبارز»، چه کسی بوده است. امیدوارم عزیزی که از دلیل سکوت حوزه نسبت به هماوردطلبی این شخص پرسیده بود، پاسخ خویش را گرفته باشد. امیدوارم طلاب عزیز –به ویژه طلاب انقلابی- سرابی را که چونان آب گوارا می‌نمود، به چشم خویش دیده و در راهی که برگزیده‌اند –و آن عبارت است از کسب دانش دین همراه با تقوا- ثابت قدم تر گردیده باشند و ماهیت کسانی که تاریخ 1400 ساله فقه امامیه را زیر سوال می‌بردند، بر ایشان هویدا شده باشد. نخست موعظه پير مى‏فروش اين است‏ كه از معاشر ناجنس احتراز كنيد و مهم‌تر این که امیدوارم حقیقت سپر قرار دادن نام مبارک رهبری معظم انقلاب از سوی این جماعت بر فعالیت های مخربشان، آشکار شده باشد. بر طالب علم دین است که ره چنان روَد که رهروان رفتند. بر اوست که افزون بر غور و تعمق در دروس رسمی حوزه، در یکی از رشته های علوم انسانی متخصص گردد. و تردید ندارم که تحوّل واقعی مدّ نظر رهبری به زودی توسط چنین کسانی محقّق خواهد شد. یک جمله نیز برای عزیزی دارم که پرسیده بود: «اصلااین اصولی که مامی خوانیم کجایش منطقی [است] وچرا [به] روایات پیامبرگرامی اسلام واهل بیت اش (ع)که واضح ومبرهن است توجهی نمی شود؟» پاسخ این است که خود اصول فقه مهم‌ترین وسیله فهم روایات است. هدف از اصول، کسب حجت در فقه است. از این رو جایگاه اصلی بحث و کنکاش در خصوص آیات و روایات، فقه شریف است. افزون بر این، نمی‌دانم در چه مرحله‌ای از اصول فقه هستید، امّا اگر دامنه های پرفراز و نشیب این دانش را پیموده و به نخستین قله آن رسیده و بر کلیات آن احاطه یابید، آنگاه درمی‌یابید هرآنچه در پایین کوه از روبرو می‌دیدید، از بالا منظرة دیگری دارد. در نخستین سال درس خارجتان، زمانی که استاد مبرّزتان اقوالی چند از فقها نقل نمود و به استدلال و جرح و تعدیل پرداخت، آنگاه است که یکی یکی قواعد اصولی مربوط به آن، در ذهنتان بازنمود یافته و لذت اجتهاد و فقاهت استدلالی را با همه‌ی دل و جان حس می‌کنید. توفیق همگان را از خداوند متعال خواستارم. حوزه علمیه قم سید مرتضی اهری

شما قبلا به این نظر رای داده اید

3

0

بنده خدا:

سکوت استاد اکبر نژاد و لحن جوابیه آقای ذبیحی و عدم پذیرش دعوت استاد اهری به مناظره و به خصوص این که استاد اهری با قاطعیت همه مطالبش را با منبع نوشته و اسامی بزرگان و شواهد را ذکر کرده، حداقل برای من بی طرف حجت را تمام کرده و صدق ادعای استاد اهری را به اثبات رسانده است. عواقب دروغ بستن به رهبر معظم انقلاب به خصوص از قول آقای مروی امری نیست که کسی در حد استاد اهری از آن آگاه نباشد. همه کسانی که استاد اهری نام برده اند در دسترس هستند و با یک پرسش و استعلام ساده می توان به حقیقت ماجرا پی برد. فقط خواستم از آقای اهری تشکر کنم که با آن سطح بالای علمی اش، حملات ناجوانمردانه اطرافیان اکبرنژاد را به جان خرید تا بسیاری همچون من را از تحیر درآورند و دعا می کنم همه آنهایی که هنوز دور و بر اکبرنژاد مانده اند، حقیقت را درک کنند.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

4

0

حقگو:

جناب آقاي اکبرنژاد و تابعين! «وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» انگيزه شما در اين گفتمان‌‌ها از اين حالات خارج نيست؛ يا بخاطر عُجب است، که متأسفانه انسان بخاطر عوارضي که بر او عارض می‌‌شود، گاهي دچار توهماتي می‌‌شود که در معارف ديني و الهي، بشدت نسبت به اين توهّمات و من جمله عجب، هشدار داده شده است. بحق زيبا فرمود امير کلام(عليه‌‌السلام): «الإعجاب ضد الصواب، وآفة الألباب»؛ عُجب، دشمن درست انديشی و آفت خردهاست! و يا بخاطر حسادت است، که احاديث در اين باب آنقدر فراوان است که انسان نمی‌‌داند کدام را متذکر شود. ولي واقعا زيباترين و کوتاهترين حديث، همان است که فرمود: «الحَسُودُ لا يَسُودُ»، پس با اين ابراز حسادتها، نمي‌‌توان به آقايي و سيادت رسيد. چرا که خداوند متعال فرمود: «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدير»؛ اگر خدا براي کسي خواسته به اجتهاد و مرجعيت برسد، تمام عالم جمع شوند نمي‌‌توانند مانع شوند، و اگر خدا نخواهد کسي به مقامي برسد، تمام عالم جمع شود و انسان خودش را به آب و آتش بزند، آن مقام حاصل نخواهد شد. و يا به احتمال بسيار ضعيف ممکن است، انگيزه واقعي شما، فکر و انديشه تحول باشد. که بسيار انگيزه خوب و نيکويي است. همه دلسوزان حوزه به دنبال تحول هستند، اما تحول را چه کسي ايجاد می‌‌کند؟ آيا ايجاد تحول با توهين مکرر به علماء و بزرگان سلف و معاصر و تراث شيعه حاصل مي‌‌شود؟! اين تحولي را که شما ادعا مي‌کنيد چيزی جز تخريب بنيان‌هاي حوزه نيست. سعي کنيد تحولي را که مقام معظم رهبري(دام ظله) سفارش فرموده‌اند خوب بفهميد و به دنبال عمل به آن باشيد. تحول به بزرگانی همچون شهيد صدر نياز دارد که علاوه بر علميت مقبول و جامع و کامل، عملا در صدد تحول و تهذيب مباحث برآمدند. آيا در کلمات شهيد صدر، شعار و فريادي از تحول ديده‌‌ايد؟ آيا در کلمات محقق اصفهاني شعار تحول ديده‌‌ايد؟ اما اين بزرگان عملا در مقام تحول برآمده‌‌اند بدون ادعا و تخريب ديگران. بخواهيد يا نخواهيد تحول اتفاق خواهد افتاد، اما نه تحول ريشه سوز شما، و اگر بناست تحول در حوزه محقق شود، بايد توسط اهل آن که به تمام جوانب اين امر آگاهی کامل دارد و بر فقه و اصول تسلط دارد محقق شود، که قطعا خود شما هم به اين امر اذعان داريد و نيز اذعان مي‌‌فرماييدکه حضرتعالی حائز اين شرايط نيستيد. آقاي اکبر نژاد! بهتر نيست مدتي با خود خلوت کنيد، دفتر و دستک و توهين و افترا را جمع کنيد، به علميت خود بپردازيد تا وقتي که به علميتي مقبول رسيديد، آنگاه عملا شروع به تحول کنيد و کتابهايي بنويسيد که حوزه را متحول کند. مطمئن باشيد اگر مصداق آيات فوق الذکر باشيد که خدا بخواهد توسط شما تحولي صورت گيرد محقق خواهد شد و اگر خدا نخواهد، هر چه بخواهيد با توهين و افترا و اينگونه رفتارها پيش رويد مطمئن باشيد به قهقراء خواهيد رفت. من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم××× تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال چاهست و راه و دیده بینا و آفتاب ××× تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش چندین چراغ دارد و بیراه می‌رود ××× بگذار تا بیفتد و بیند سزای خوایش با دیگران بگوی که ظالم به چه فتاد ××× تا چاه دیگران نکنند از برای خویش

شما قبلا به این نظر رای داده اید

8

0

حقگو:

بنده وقتي ديدم آقاي اکبر نژاد به مصداق آيه شريفه «مَثَلُ الذينَ حُمِّلوا التّوراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا کمَثَلِ الحِمَارِ يَحمِلُ اسفاراً»، از آنچه خوانده(اگر خوانده باشد!)، متاسفانه چيزي در چنته‌‌ي عمل ندارد، و تحول‌‌خواهی است که خودش غير متحول است، و گويا وي بر خلاف احاديث شريف و سفارشات علماء، توهين به علما و بزرگان را پلکان ترقي خود مي‌‌پندارد و گويا همانند معتادي است که هر از گاهي براي ادامه حيات خود، بايد به بزرگان و علماء و تراث علمي حمله کند، دعا کردم که خداوند ايشان را هدايت کند تا از توهم به درآيد و راه صلاح و رستگاري در پيش گيرد، که اين ره که او مي‌‌رود به ترکستان است!

شما قبلا به این نظر رای داده اید

9

0

حقگو:

عرض بنده به آقاي اکبرنژاد اين است: شما اذعان فرموديد که والد آيت الله فاضل لنکراني، از مراجع مسلم و معظم بوده‌‌اند، و بحمدالله به عنايت خداوند متعال و برکت وجود ذي‌‌جود آن مرجع فقيد و تلاشهاي وافر خود استاد فاضل، ايشان به اين مقام علمی رسيده‌‌اند و آن مرجع فقيد و به اعتراف شما؛ بصير، اجتهاد مطلق فرزند بزرگوارشان را تأييد کرده است. بنده با چند نفر از دوستان که گفتگو مي‌‌کرديم آنچه دريافتيم اين بود که اين ويژگي خدادادي و اکتسابي استاد، خار چشمی شده، که بر شما اينقدر سنگين آمده و حسادت شما را تحريک کرده که شما را وادار به اينگونه سخنان و توهينها کرده است. آقاي اکبرنژاد! چگونه است که نؤمن ببعض و نکفر ببعض شده‌‌ايد؟! چگونه بصير بودن آن مرجع فقيد در مورد فرزندشان براي شما مقبول نيفتاده است؟ راستي! آقاي اکبرنژاد! به اعتراف خود شما در حرفتان، يک فقيه زبردست و بصير، علميت و اجتهاد حضرت آيت الله فاضل لنکرانی را تأييد کرده است. می‌‌شود بفرماييد علميت شما را کدام فقيه، مرجع يا مجتهد تأييد فرموده است؟! مي‌‌شود بفرماييد، جدا از شعارهاي اين همه سال در مورد تحول، چه کتاب متحولانه غير شعاري به حوزه ارائه کرده‌‌ايد؟ چه کتابي جايگزين رسائل يا مکاسب يا کفايه نگاشته ايد که دو نفر از اساتيد حوزه، حتي همفکران خودت، آن را تاييد کند و حاضر باشد تدريس کند؟ واقعا پشت اين شعارهاي شما چه نيتي نهفته و چه افرادي قرار دارند!!! أليس الصبح بقريب؟!!!

شما قبلا به این نظر رای داده اید

10

0

بنده خدا:

آقای علی مهدوی یادداشتی درباره منازعه استاد اهری با استاد اکبرنژاد منتشر کرده و متقابلا استاد اهری به آقای مهدوی هم جواب داده است. متن این جوابیه هم جالب توجه است و همین سایت حوزه نیوز هر دو را منتشر کرده در لینک زیر: ظاهرا این سید می خواد تا آخرش بره! http://hawzahnews.com/detail/News/496887

شما قبلا به این نظر رای داده اید

4

0

محمد:

آقای اهری از قول رهبری هم دروغ می بندید به آقای اکبرنژاد؟؟؟؟

شما قبلا به این نظر رای داده اید

6

7

محمدباقر:

سلام متن هر دو پاسخ آقای اهری زننده و توهین تلویحی است و تکفیر و تهمت زدن و... متاسفانه در کلام ایشون موج میزنه

شما قبلا به این نظر رای داده اید

4

6

...:

با سلام به نظر میرسه دامن زدن به مجادله بین آقای لنکرانی و آقای اکبرنژاد چندان جالب نباشد زیرا بحث از حالت علمی خارج شده و وارد افترا وتهمت شده است موفق باشید

شما قبلا به این نظر رای داده اید

11

4

محسن:

آقای مجید اون یک اکبرنژاد دیگه است. ایشان محمد تقی اکبرنژاد هستند.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

4

1

مجید:

آقای سجاد برادر عزیز، استاد اکبرنژاد تدریس کفایه در مدرسه آیت الله گلپایگانی دارند. می‌توانید بروید در تابلوی اعلانات آنجا ببینید. در مورد نشست علمی نیز این که در حضور طلاب باشد بسیار عالی هست و همه استقبال میکنند

شما قبلا به این نظر رای داده اید

1

2

سجاد:

آقا مجید عزیز آقای اکبرنژاد تدریس کفایه ندارند در مورد نشست علمی نیز ایشان مشتاقند اما در حضور طلاب

شما قبلا به این نظر رای داده اید

1

3

سجاد:

جناب آقای اهری سلام علیکم یادداشتها و پاسخ های شما به آقای اکبرنژاد و ذبیحی مدیر موسسه فقاهت را چندین بار مطالعه کردم در دو یادداشت شما یک ویژگی به چشم می خورد و آن قلم زیبای شما است که متاسفانه در حوزه کمتر مشاهده می شود در عین حال به همان اندازه که قلمتان زیباست محتوایتان زشت و بی اساس و پر از افتراست. بنده زیاد وقتتان را نمی گیرم و از شما می خواهم صریح و شفاف به دو اشکالم پاسخ دهید 1- گفته بودید : در برابر این میهمان‌نوازی ما امّا، خاطرتان هست در جلسة به اصطلاح علمی به میزبانی جنابعالی چه گذشت؟ به خاطر دارید برخی از شاگردان حضرت آیت الله فاضل لنکرانی به جرم طرح اشکال و انتقاد به شما، مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و کار به جاهایی کشید که فعلاً بازگو نمی‌کنم و خود بهتر می‌دانید؟ خدا را؛ آیا این رسم مروّت و شیوة بحث علمی است؟ من و یکی از دوستانم در آن جلسه حضور داشته ایم و توسط یک طلبه بی پروا مورد ضرب و شتم قرار گرفته ایم تا کنون نیز برایم مشخص نشده کجا درس خوانده و در قریب به اتفاق همایشات و جلسات استاد اکبرنژاد بوده ام و از درگیری دیگری مطلع نشده ایم. لطفا صریح و شفاف بفرمایید این جریان مربوط به کجاست و مستند بگویید و الا بنده و دوستم شما را حلال نمی کنیم چرا که جای جلاد و شهید را عوض کرده اید و جریانی که سند مظلومیت موسسه فقاهت است را به عنوان پیراهن عثمان مصادره به مطلوب کرده اید. 2- شما به صورت شفاف بگویید که چه مقدار از بسته جامعه اجتهادی آقای اکبرنژاد را مطالعه کرده اید که معتقد شده اید ایشان بار علمی چندانی ندارند؟ من و دوستانم نمی توانیم سخن از موضع بالای شما و دوستانتان در حوزه را بپذریم چرا که ثمره روش شما در طول این چهل سال انقلاب به تصریح رهبری عقب افتادگی از جامعه است. در مقابل ما در جلسات همایش و مناظرات استاد اکبرنژاد حضور داشته ایم و حتی در مواردی تلقی همه حتی داوران این بود که ناقدین از قوت نظریه ایشان عاجزند و داوران احساس خطر می کردند و به ایشان پاسخ می دادند بدون اینکه اجازه پاسخ گویی به ایشان را بدهند!!! من حرفهای شما را باور ندارم و معتقدم از سر شوق و علاقه به استادتان است در عین حال شما را به تقوای الهی دعوت می کنم که در هر دو بیانیه و پاسختان افترا دیدم لطفا ادب را در قلمتان رعایت کنید و از تعابیری چون عاملتان که بسیار زشت است خودداری کنید با تشکر

شما قبلا به این نظر رای داده اید

3

4

مجید:

آقای اکبرنژاد خودش تدریس کفایه دارد. اگر از تحول می‌گوید خودش اول عمل کند نه این که طلبه های بیچاره رو سپر خود کند و پیش برود

شما قبلا به این نظر رای داده اید

5

6

مجید:

احتمالا استاد اکبرنژاد صلاح نمی‌دانند نشست حضوری شکل بگیرد. باز بیانیه خواهند داد. اگر واقعا برهان محکمی دارید دعوت استاد اهری را قبول کنید

شما قبلا به این نظر رای داده اید

4

3

یاعلی:

آقا «محسن»ِ عزیز بنده هیچ ارادت خاصی به جناب آقای فاضل ندارم. برای دانش و تلاش علمی ایشان احترام قائلم اما دیدگاه های سیاسی و همینطور برخی اقدامات شبهه دار در زمینه مرجعیت را نمیپسندم و طبعا شاگرد ایشان هم برای بنده وثاقت تام و تمام ندارد اما مثل روز برایم روشن است که رهبر انقلاب با ادبیات آقای اکبرنژاد مخالف است چون دارم میبینم که رهبری خودشان به گونه دیگری عمل می کنند و کاش آقای اکبرنژاد هم از سلوک رهبری در پیگیری مطالبات تاسی میگرفت تا هم عاقبت خودش به خیر نزدیک تر بود و هم بهانه را از بهانه جویان می گرفت و هم موجب سردرگمی نزد برخی طلاب نمیشد. الان داشتم اظهارات امروز آقای پناهیان را می خواندم . شما ببینید بسیار تحول خواهانه و خوب و البته صریح مطالب را بیان کرده اما تعریض به بزرگان نکرده. در حالی که آقای اکبرنژاد اصرار بر قداست زدایی از حوزه و حوزویان دارد و این قداست تا جایی که حجاب حقیقت نشود، خیلی خوب است. یادم نمیرود که اصلاح طلبان هم در دوره خاتمی بدنبال قداست زدایی از رهبری ِ عزیز انقلاب بودند تا اهداف خود را پیش ببرند. خلاصه آنکه شیوه آقای اکبرنژاد را متاسی از رهبر معظم انقلاب نمیدانم حتی اگر نکته آقای اهری اشتباه باشد. هرچند بعید است اشتباه باشد چون مطمئنم که با مرکز فقهی هماهنگ کرده و حتما موردی بوده است. حالا ممکن است مقداری کم و زیاد باشد اما اصل ماجرا و واکنش حضرت آقا به نامه آقای اکبرنژاد را به سختی می شود حمل بر کذب کرد. از اینکه اهل گفت و گو هستید و بدون توهین، حرف خود را زدید و الان هم مطالبم را بدون غرض و حب و بغض میخوانید خوشحالم آقا محسن عزیز. البته اگر کامنتم را منتشر کنند.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

6

1

محسن:

دوست عزیزی که با نام کاربری «یاعلی» گفته اند که رهبری ایشان را رد کرده اند باید بگویم؛ این آقایان اهری ادعاهای دروغ زیادی را مطرح کرده است که کانال فقاهت دانه به دانه داره رو می کنه. شما به این آدم که چپ و راست داره خلاف واقع می گه می خوای اطمینان کنی؟! در ضمن اقای اکبرنژادهمیشه در جلسات گفته است که من توهین نخواهم کرد و هرکسی که توهین کند از من نیست! اما مشکل حوزه این است که هر کسی که نقد کرده است او را هتاک و توهین کننده دانسته اند، مشکل اکبرنژاد این است که تملق گو و مجیز گوی مسئولان و مدیران و بزرگان حوزه نیست! او فاجعه حوزه را می بیند و بلند بلند فریاد می زند می بیند که عمر ده ها هزار جوان طلبه به خاطر بی تدبیری مسئولان به باد رفته است، و چه طور برخی به اصطلاح انقلابی به نام رهبری خلاف رهبری عمل می کنند! خدا رحمت کند شهید بهشتی را که می گفت: ما از مراجع هم انتقاد می کنیم! اما توهین نه؛ توهین خطرقرمز ماست؛ اما برخی در حوزه همین چند کلمه انتقاد را هم بر نمی تابند!!

شما قبلا به این نظر رای داده اید

6

4

یک طلبه:

خواهشم این است که به شیوه ای معقول و اینکه این موضوع، درون حوزوی بماند اما حتما با تلاشهایی که وجهه مرجعیت شیعه را مخدوش می کند مقابله کنید و اجازه ندهید که سنت حوزوی در این زمینه تغییر یابد. متاسفانه برخی افراد در قالب نشست و تشکل و ... بدنبال مرجع سازی هستند که باید جلوی ایشان ایستاد. خواهش می کنم منتشر کنید تا دلمان خوش باشد که صدای ما طلبه ها هم شنیده میشود.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

7

2

یا علی:

جناب «فشارکی» علتش این است که تکذیبیه و جوابیه موسسه فقاهت خودش به نوعی پیام رهبری را تایید کرد. حالا ممکن ست آقا نامه ننوشته باشند که ننوشته اند اما قطعا جناب آقای مروی حامل پیام رهبر انقلاب بوده اند و حضرت شیوه و روش آقای اکبرنژاد را نپسندیده اند. حتی اگر ماجرای این پیام نبود، به راحتی میشود فهمید که آقا با روش ایشان مخالف است برای اینکه بیانات و سیره آقا جلوی دیدگان ماست. حضرت آقا از طرفی به شدت تحول در حوزه را دنبال می کنند و دغدغه مندند و از طرفی بارها و بارها توصیه به احترام بزرگان کرده اند - کاری که جناب اکبرنژاد مطلقا انجام نمیدهد و از ادب و ادبیات مناسب در مواجهه با بزرگان و سرمایه های حوزه برخوردار نیست- سلوک مقام معظم رهبری را هم ببینید با اینکه در مقام زعامت و ولی امر و مرجعیت هستند اما به شدت احترام میگذارند و بارها این نکته را به طلاب به خصوص طلاب جوان توصیه کرده اند و از جمله در همین دیدار سوم رمضان تاکید کردند.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

13

6

معصومه:

سلام به همگی به خصوص فاطمه سادات، من استاد اهری رو دورادور از طریق جزوه ها و درسگفتارهای صوتی تدریس حقوق مدنی و حقوق جزاشون برای حوزه خواهران می شناسم. خیلی هم استفاده کردم. باید عرض کنم اتفاقا این آقای اکبرنژاد بود که تاحالا حرف می زد و از بزرگ و کوچیک همه رو می کوبید. من حرص می خوردم که چرا یکی پیدا نمی شه جواب هتاکی های ایشونو بده. حالا که کسی مثل استاد اهری پیدا شده و با برهان قاطع جواب ایشون رو داده، خیلی خوشحالم. به خصوص وقتی فهمیدم امام خامنه ای صریحاً ایشون رو نهی کرده و با ز هم با بی اعتنایی داره راه خودشو ادامه می ده. از استاد اهری ممنونم که این واقعیت رو افشا کردند و حجت رو بر همه تمام کردند. بی صبرانه هم منتظرم مناظره این دوتا شکل بگیره ببینیم آقای اکبرنژاد غیر از هتاکی و یأس پراکنی، از نظر علمی چه در چنته دارن. ممنون میشم پیامم رو منتشر کنین.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

4

7

ذبیح:

باسلام نظر بزرگان حوزه براینه که بعد از رحلت مرجع دفتر بسته بشه اگه قرار باشه بعد از رحلت، دفاتر باز باشه وهر کی برای خودش شهریه بگیره وبه عده خاصی بده در حقیقت ستونهای حوزه سست خواهد شد

شما قبلا به این نظر رای داده اید

19

3

فشارکی:

بنده برایم سوال است که با وجود آنکه تکذیبیه از سوی موسسه فقاهت در رابطه با اظهارات آقای اهری منتشر شده است اما برخی از کاربران هنوز باور نکرده اند، وقتی خود موسسه می گوید چنین چیزی نبوده است و اگر کسی مستندی دارد رو کند یعنی که مطمئن است که نامه ای در کار نبوده است.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

2

3

فاطمه سادات:

من با این اعتصاب علمی که آقای اکبرنژاد مطرح کرده کاملا مخالفم برای اینکه دودش تو چشم طلبه ها میره نه هیچ جای دیگه و هیچ اثر مشهودی نخواهد داشت اما اجازه بدید این بنده خدا هم حرفهاشو بزنه... ما در حوزه یاد گرفتیم که خودمون استاد رو انتخاب کنیم و حوزه همیشه به حریت و آزاداندیشی اشتهار داشته بنابراین خوب است که اجازه بدید ایشون حرفهاشو بزنه. البته در محیط علمی و ادبیات علمی نه فضای رسانه ای و ادبیات غیرعلمی.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

1

2

سعادتی:

خداروشکر بالاخره یکی پیدا شد و نسبت به این روند غیرمتعارف در حوزه های شیعه هشدار داد که آقاجان! جلوجلو نمیشه برای مرجعیت بسترسازی کرد بلکه خودش باید ایجاد بشه و چه بسیار شخصیتهایی که اطرافیانشان خودشان را به زمین و زمان زدند که مرجعیتی داشته باشند اما نگرفت و از سوی دیگر چه «بهجت» ها و ... که هرچه از مرجعیت گریزان بودند اما اقبال شدید مردمی داشتند. فاعتبرو یا اولی الابصار

شما قبلا به این نظر رای داده اید

4

3

عبداللهیان:

کاش طرف حساب آقای اکبرنژاد، آقای فاضل نبود. برای اینکه شخصا نقدهایی به آقای فاضل دارم و ازقضا طیف آقای اکبرنژاد هم دارد از همین نقدها سوء استفاده می کند و بر احساسات طلاب انقلابی که نسبت به آقای فاضل نقد دارد سوار شده است که ما طلاب انقلابی باید مراقب باشیم. زیرا همانقدر که به رویکرد آقای فاضل انتقاد داریم، منهج و شیوه آقای اکبرنژاد هم خطرناک است. سالهای بعد عمق این خطر بیشتر خواهد شد. کسی که در برابر نظر ولی فقیه بایستد و آن را به هزار جور، تاویل و تفسیر و توجیه کند، اینده اش معلوم نیست چه شود.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

4

2

فاتحین:

سلام خبرگزاری حوزه چرا یادداشت «مرتضی بخشنده» و سایر مطالب کانال فقاهت درباره این موضوع را منتشر نمی کند؟ مگر اولش نگفتید که بحث آزاد است؟

شما قبلا به این نظر رای داده اید

3

3

علی ...:

اینکه به موضوع مرجعیت پرداخته اید خیلی خوب است و تشکر میکنم. حقیقت ماجرا این است که همیشه مراجع شیعه، یک قدم برای این مسیر برنداشته اند و در سیره و سلوک همه مراجع پیشین به وفور قابل مشاهده است اما مدتی است که این شیوه در حال تغییر است. هشدارهای خالصانه جامعه حوزوی نسبت به این انحراف، امری پسندیده است. البته عنایت داشته باشید که اینها موضوعات درون حوزوی است و باید به شکل اخلاقی و شایسته تذکر داده شده و پیگیری شود.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

7

3

طلبه نکته سنج:

به پاسخ موسسه فقاهت دقت کرده اید؟ علاوه بر آنکه مودبانه نیست، تلویحا پاسخ حضرت آقا به آقای اکبرنژاد را تایید کرده است. تامل کنید خواهش میکنم. و اگر جسارتش رو دارید لطفا این کامنت رو منتشر کنید. گویا آقای اکبرنژاد ،بیانات رهبری را فقط برای خودش و برای کوبیدن دیگران می خواهد... امان... امان... امان.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

34

11

حامد علوی مستقیمی:

اگر تحول خواهی این است که بقیه را تکفیر کنیم و فقط بگوییم «من» اگر تحول خواهی این است که در برابر پیام ولی امر هم به شیوه ی اشتباه خودمان ادامه دهیم. من به این تحول خواهی کافرم. متاسفانه برخی پشت تحول خواهی پنهان شده اند که اهداف و دیدگاه های صرفا شخصی، محدود و غیرعالمانه ی خودشان را دنبال کنند و چوب حراج بر میراث پرارزش حوزوی می زنند.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

15

6

محمدرضا:

ممنون از شما که اینها را منتشر کردید تا ما طلبه ها با فهم و ادبیات افراد از موضوع مطلع شویم. برای این که این گزارش شخصا مرا از تحیر بیرون آورد. نتیجه اش این است: نه به سکولارهای حوزوی ؛ نه به آنهایی که با امام و انقلاب زاویه گرفته اند. و همزمان نه به آنهایی که دم از ولایت می زنند اما به محض اینکه آزمون ولایتمداری به خودشان میرسد، درجا میزنند. با افشای ماجرای پیام رهبری به آقای اکبرنژاد، پس از این حنای خیلی ها برایم رنگ ندارد. نه به همه اینها و سلام بر امام خامنه ای سلام بر حوزه انقلابی سلام بر همه آنهایی که بدون دوز و کلک و بدون فریب طلبه ها، واقعا به دنبال احیای تمدن نوین اسلامی و عزت طلبگی هستند. محمدرضا نادعلی

شما قبلا به این نظر رای داده اید

15

4

مخاطب بیطرف:

شما اسمش را گذاشته اید گفت و گوی حوزوی اما بیشتر شبیه یک بگومگو است. نکته لطیفی هم در این بگومگو نهفته است. بنده از منتقدان جناب آقای فاضل هستم . چه از نظر سیاسی و چه از نظر سلوک ایشان در قبال مرجعیت و بیت. اما نکته لطیف اینجاست که جناب آقای اکبرنژاد بی محابا همه را نقد می کند و به همه می تازد و شخصا معتقدم که حتما به برخی دیدگاه ها و روشهای رهبری هم نقد دارد اما رویش نمیشود بگوید و مصلحت نمی داند. از همه اینها که بگذریم نکته اینجاست که ایشان همه را به راحتی با غلیظ ترین ادبیات نقد می کند و توقع دارد که هیچکس به وی نگوید بالای چشمت ابرو اما هر نوع انتقاد از خودش را با ادبیات غلیظ تر و توهین آمیزتر پاسخ می گوید. چه آنکه یادداشت علیرضا ذبیحی نیز گرچه بنام جناب آقای ذبیحی اما حتما با نظر ایشان نگاشته شده است. سوال من از جناب آقای اکبرنژاد این است که واقعا با این ادبیات به کجا می روید؟ چه چیزی را می خواهید به ما طلبه ها یاد بدهید. شخصا اگر طلا هم به من بدهید با ادبیاتی که دارید از شما نخواهم گرفت. وقتی ادبِ گفت و گو نداشته باشیم چرا دم از تحول و ... می زنیم؟ خواهشم از هر دو طرف این ماجرا این است که کمی حلم و صبوری و ادب در گفت و گو داشته باشیم. ممنون اگر محبت کنید و این نظر را منتشر کنید.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

24

13

محمدرضا باقری اصل:

به جناب آقای «حمید» و «طلبه ساده» باید گفت که جانا سخن از زبان ما می گویی... چه تحول و چه اتکال به بنیه فقهی حوزه بدون اخلاقمداری ممکن است... کاش مقداری تمرین کنیم که با یکدیگر مودبانه تر صحبت کنیم.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

10

1

طلبه ساده:

کاش لابه لای این رفت و آمدها و گفت و شنودها، اخلاق را گم نمیکردیم! همین. وقتی در یک موضوع صنفی نمیتوانیم بدون اتهام زنی به هم گفت و گو کنیم، چگونه میخواهیم جامعه را به سمت صلاح ببریم... کاری ندارم که کدام یک از اطرافِ این قصه درست یا درست تر می گویند، اما می گویم اگر در نحوه گفتگوهایمان با یکدیگر، اخلاق و اولیات اخلاق را رعایت نکنیم، هر دو طرف بازنده اند.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

11

1

احمد:

اگه نامه ای از رهبری بوده یا مستندی داشتن ۵ هزار بار تا الان منتشر کرده بودن و گفته بودن. ذره ای به این حرفهای بی اساس استناد و اعتماد نکنید شاهدش هم داستان ضرب و شتم و کتک کاری که توی مسجد رفعت هست که کار یه طلبه ناشناس بود که بلند شد به ناقد حاضر اعتراض کرد، چند نفر از اعضای خود موسسه فقاهت اومدن جلوش رو بگیرن که اون طلبه معترض بلند شد یکی دو تا لگد به این بچه های موسسه فقاهت زد! کلا برعکس تعریف کرد! هرکی تو اون جلسه بود می‌دونه با این سبک نامه آقای اکبرنژاد موافق نیستم هرچند حقایق رو گفته باشه ولی واقعا برای آقای اهری متاسفم که اینقد افترا زده و رطب و یابس رو به هم بافته

شما قبلا به این نظر رای داده اید

5

4

حمید:

پیروان و منسوبان مکتب اهل بیت باید با ادبیات اخلاقی تری با هم به مناظره و مباحثه بنشینند و حلم و صبر بیشتری به خرج دهند.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

19

0

فشارکی:

ضمن عرض سلام انتقاداتی که به آقای فاضل شده است به نظر می رسه که حق و درست باشه و بسیاری از طلاب نسبت به اقدامات ایشان بدگمان هستند. از طرفی ایشان اگر انتقاد به اقای اکبرنژاد داره میبایست که با برگزاری کرسی نظریات ایشان را نقد و بررسی کند گویا اقای اکبرنژآد نظریات زیادی هم دارند پس می طلبد که یکسری جلساتی برگزار کنند

شما قبلا به این نظر رای داده اید

5

5

عادلی:

خطاب به آقای «احسان» که پیام خود را با تمسخر دیگران آغاز کرده اند... برادر عزیز مانعة الجمع نیست که از طرفی بگوییم که دنبال مطالبات رهبری هستیم اما وقتی مطالبه و فرمایش صریح رهبری به خودمان برسد، خودمان را بزنیم به آن راه و دوستان مان را از پیام رهبری آگاه نکنیم و هزارجور توجیه برای فرار از پیام ولی امر درست کنیم. هیچ تضادی این دو با هم ندارند. فافهم

شما قبلا به این نظر رای داده اید

8

0

محمد:

سلام برادر بنده از اساتید سطح عالی حوزه هستم و سالهاست به تدریس خارج اشتغال دارم و از نزدیک با برادر بزرگوار اقای اکبرنژاد آشنا هستم و تنها چیزی که می‌توانم برایتان بنویسم این است که شما با اندیشه‌ها و فعالیت‌های علمی و عمق نوشته‌های ایشان کم‌ترین آشنایی هم ندارید. اگر در مناظرات ایشان شرکت می‌کردید یا گوش می‌دادید برایتان مشخص می‌شد که ایشان کسی نیست که در جواب از پرسش ساده‌ای در باب خبر واحد کم بیاورد! در ضمن معلوم است که شما بسته جامع اجتهادی آقای اکبرنژاد را مطالعه نکرده‌اید. اما نسبت به داستان مرجعیت و آقای فاضل باید عرض کنم که آنچه آقای اکبرنژاد با صراحت و شجاعت بیان کردند، ما فی الضمیر بسیاری از اساتید فاضل حوزه است. مشی ایشان چه در مسائل سیاسی و چه در مسائل حوزوی در شان پدر بزرگوارشان نبوده و نیست. البته همیشه این طور بوده، کسانی که حرف‌های اساسی را اولین بار و با صدای بلند بیان کرده اند، متهم به زیاده روی شده اند. بنده به حسب ارادتی که به ایشان داشتم بر خود لازم دانستم دفاعی از برادر بزرگوار استاد اکبرنژاد داشته باشم.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

7

7

احسان:

احسان: 😂😂😂 سید مرتضی میرزاده اهری شاگرد آقای فاضل!!! چه جالب!!! چه جمله ای!!! (وپرسش مهم تر این که آیا جنابعالی#پیام_رهبری را بر خود حجت میدانید؟ اگر میدانید.....) خوب آقای اکبر نژاد و امثالهم(خود این شخص موضوعیت نداره) همان پیام های رهبری که25_30سال پیش مطرح کردند رو مطالبه میکنه، حالا شاید اشکالاتی داشته باشه چرا برای شماها تو این 30سال حجت نبوده؟

شما قبلا به این نظر رای داده اید

7

8

بنده خدا:

سلام. بند آخر تهدید نیست. اتفاقا تشویق است. ظاهرا مراد سید این بوده که عاقبت زاینده رود زلال به جای ریختن به باتلاق گاوخونی می تواند با تغییر مسیر، به دریای فقاهت ختم شود.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

6

3

سید امین:

والا ما دلمون خونه از مشکلات معیشتی و نظام اموزشی حوزه و خیلی چیزهای دیگه اما مطلقا سلوک و شیوه و ادبیات آقای اکبرنژاد رو قبول نداریم. حتی به آقای شیخ جواد فاضل هم در زمینه ادعای مرجعیت نقد داریم. اما خیلی خوب است که گفتگوی علمی در این زمینه ها شکل بگیرد و افراد بدون آنکه با هم توهین کنند مسائل را بیان کنند تا خیلی از امور برای طلبه ها روشن شود.

شما قبلا به این نظر رای داده اید

36

13

عباسی:

سلام عالی بود،مخصوصا اشاره به نامه مقام معظم رهبری

شما قبلا به این نظر رای داده اید

23

12

علیرضا محمدی:

پاسخ رهبری به نامه آقای اکبرنژاد خیلی دقیق و سنجیده و آموزنده است؛ موضوعی که طیف آقای اکبرنژاد آن را پنهان کرده اند... البته توقع نداریم همه به آنچه رهبری می فرمایند ملتزم باشند اما نکته اینجاست که آقای اکبرنژاد خودشان را از طرفداران دوآتشه رهبر معظم انقلاب معرفی می کنند. اما گویا این طرفداری فقط تا جایی است که پر خودشان را نگیرد و کسی با ایشان مخالفت نکند. خدا عاقبت همه را ختم به خیر بگرداند و ما را از تکبر و لجاجت مصون بدارد.. ان شاء الله

شما قبلا به این نظر رای داده اید

18

11

عیسی رفبعی وردنجانی:

بنده بعد از سالها تدریس فقه و اصول و ادبیات حاضر به مناظره ی علمی با استاد اکبر نژاد هستم. البته با حضور چند نفر از اساتید مطرح قم . راهی جز راه بزرگان نیست اما روش می تواند متفاوت باشد...

شما قبلا به این نظر رای داده اید

4

11

محمد:

اصلااین اصولی که مامی خوانیم کجایش منطقی وچراروایات پیامبرگرامی اسلام واهل بیت اش (ع)که واضح ومبرهن است توجهی نمی شود وفقط درباب استصحاب وبرائت شرعیه ودوسه مورددیگربه آن پرداخته شد والی یومناهذا می خواهم جواب مارابدهداین سیدعزیز

شما قبلا به این نظر رای داده اید

5

4

ج:

بند آخر نامه معنی تهدید میده؟؟؟؟؟؟

شما قبلا به این نظر رای داده اید

10

8

اوقات شرعی