جمعه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۲
اهمیت اجتماع گرایی در روایات اسلامی

حوزه/ اسلام با هرگونه انزواطلبی ساختگی، چه به صورت «رهبانیت ساکن» و چه «سیاحت و درویشی سیار»، به صراحت مخالفت ورزیده است. پیامبر اکرم(ص) در مواجهه با انزوای عثمان بن مظعون تأکید فرمودند که رهبانیت این امت، جهاد در راه خدا و استقامت در متن سختی‌های اجتماعی است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، در روایات نبوی و کلمات امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه، پیوند با پیکره عمومی مؤمنان مایه‌ی جلب رحمت الهی دانسته شده و نسبت به هرگونه تفرقه‌افکنی، بدعت‌گذاری و انزوای فردی به عنوان بسترساز نفوذ شیطان هشدار داده شده است.

پرسش:

در روایات اسلامی به چه میزان به مساله اجتماع گرایی اهمیت داده شده است؟

پاسخ:

یک نگاه اجمالی به تعلیمات اسلام در زمینه های مختلف، به خوبی نشان می دهد که اسلام در همه جا طرفدار جماعت و اجتماع است، حتّی عبادات اسلامی که رابطه میان خلق و خالق است به صورت دسته جمعی انجام می شود. اذان و اقامه دعوت عام به سوی نماز و فلاح و رستگاری است، «حَیَّ عَلَی الصَّلاةِ، حَیَّ عَلَی الْفَلاحِ»؛ ضمیرها در سوره حمد، همه به صورت جمع است، و در شکل متکلم مع الغیر، و در پایان نماز سلامی است عام بر همه مؤمنان و نمازگزاران. نماز جماعت و نماز جمعه و از همه فراتر حج، عباداتی می باشند که به طور کامل جنبه اجتماعی دارند. در روایات اسلامی تأکید فراوان بر لزوم جماعت و همراهی و همگامی با آن شده است از جمله:

۱ـ پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در حدیثی می فرمایند: «اَیُّها النّاسُ عَلَیْکُمْ بِالْجَماعَةِ وَ اِیّاکُمْ وَ الْفُرْقَةَ»(۱)؛ (ای مردم! بر شما است که از جماعت جدا نشوید، و از جدایی و پراکندگی بپرهیزید).

۲ـ آن حضرت در حدیث دیگری می فرمایند: «اَلْجَماعَةُ رَحْمَةٌ، وَ الْفُرْقَةُ عَذابٌ»(۲)؛ (اجتماع رحمت است، و پراکندگی عذاب).

۳ـ همچنین آن حضرت در حدیث دیگری می فرمایند: «یَدُاللّهِ عَلَی الْجَماعَةِ فَاِذَا اشْتَدَّ [شَدَّ] الشّاذَّ مِنْهُمْ اِخْتَطَفَهُ الشَّیْطانُ کَما یَختَطِفُ الذِّئْبُ الشّات الشّاذَّةَ مِنَ النِّعَمِ»(۳)؛ (دست خدا بر سر جماعت است، هنگامی که یکی از آنها از جمعیت جدا شود [و به انزوا روی آورد] شیطان او را می رباید، همان گونه که گرگ گوسفند جدا شده از گلّه را می رباید).

۴ـ همین مضمون را با عباراتی دیگری از مولای متّقیان علی(علیه السلام) در نهج البلاغة می خوانیم، آن حضرت می فرمایند: «وَ اَلْزَمُوا السَّوادَ الاْعْظَمَ فَاِنَّ یَدَاللّهِ مَعَ الْجَماعَةِ، وَ اِیّاکُمْ وَ الْفُرْقَةَ فَاِنَّ الشّاذَ مِنَ النّاسِ لِلشَّیْطانِ، کَما اَنَّ الشّاذَ مِنَ الْغَنَمِ لِلذّئْبِ، اَلا مَنْ دَعا اِلی هذَا الِشّعارِ فَاقْتُلُوهُ وَ لَوْ کانَ تَحْتَ عِمامَتی هذِهِ»(۴)؛ (همواره با سواد اعظم [اکثریت طرفداران حق] باشید که دست خدا با جماعت است، و از پراکندگی بپرهیزید که انسانِ تنها بهره شیطان است، چنانچه گوسفند تک رو بهره گرگ. آگاه باشید، هر کس به این شعار دعوت کند [اشاره به شعار تفرقه اندازی مملو از فتنه و فساد خوارج است] وی را بکشید، گرچه زیر این عمامه من باشد).

۵ـ با توجه به اهمّیت تعبیر فوق به روایت دیگری که از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در همین زمینه نقل شده توجه کنید، آن حضرت می فرماید: «اِنَّ الشَّیْطانَ ذِئْبُ الاْنْسانِ کَذِئْبِ الْغَنَمِ یَاْخُذُ الْقاصِیَةَ وَ النّاحِیَةَ وَ الشّارِدَةَ، اِیّاکُمْ وَ الشِّعابَ، وَ عَلَیْکُمْ بِالْعامَّةِ وَ الْجَماعَةِ وَ الْمَساجِدِ»(۵)؛ (شیطان گرگ انسان ها است مانند گرگ برای گوسفند که گوسفندانی را که از گله دور می شوند یا در کنار قرار می گیرند یا فرار می کنند، می گیرد. از جدایی و فرقه فرقه شدن بپرهیزید و بر شما باد که همراه مردم و جماعت و مساجد باشید).

۶ـ در حدیث دیگری از همان بزرگوار آمده است: «لا یَحِلُّ لِمُسْلِم اَنْ یَهْجُرَ اَخاهُ فَوْقَ ثَلاثَةِ [اَیّام]، وَ السّابِقُ بِالصُّلْحِ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ»(۶)؛ (برای هیچ مسلمانی جایز نیست، بیش از سه روز از برادر مسلمانش دوری [و قهر] کند، و آن کس که پیش قدم در صلح می شود، داخل در بهشت خواهد شد).

۷ـ همین مضمون را با تعبیر دیگری از آن حضرت می خوانیم: «لا یَحِلُّ لِمُسْلِم اَنْ یَهْجُرَ اَخاهُ فَوْقَ ثَلاثَةِ اَیّام اِلاّ اَنْ یَکُونَ مِمَّنْ لا یُؤمِنُ بَوائِقَهُ»(۷)؛ (برای هیچ مسلمانی سزاوار نیست بیش از سه روز از برادر مسلمانش دوری کند، مگر این که کسی باشد که انسان از خطرات او ایمن نباشد). حتی در بعضی از احادیث آمده است: «اگر دو نفر از یکدیگر قهر کنند و از دنیا بروند مسلمان از دنیا نمی روند».(۸) درست است که این احادیث درباره جدایی به معنی قهر کردن از یکدیگر است، ولی به هر حال نشان می دهد که اسلام همواره طرفدار اجتماع و پیوستن دل ها است و به یقین عزلت و گوشه گیری با روح این دستورها نمی سازد.

۸ـ در حدیث دیگری از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می خوانیم که به مردی که می خواست به کوه برود و گوشه گیری کند تا عبادت خدا بجا آورد، فرمود: «لَصَبْرُ اَحَدِکُمْ ساعَةً عَلی ما یَکْرَهُ فِی بَعْضِ مَواطِنِ الاِْسْلامِ خَیْرٌ مِنْ عِبادَتِهِ خالِیاً اَرْبَعِینَ سَنَةً»(۹)؛ (صبر کردن یکی از شما به اندازه یک ساعت در برابر ناملایمات در میان مسلمانان بهتر از عبادت چهل سال در انزوا است).

۹ـ روایات متعددی داریم که در اسلام از رهبانیت، که نوعی انزوا و گوشه گیری است به شدّت نهی شده از جمله پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در حدیثی می فرمایند: «لَیْسَ فِی اُمَّتِی رَهْبانیَّةٌ وَ لا سِیاحَةٌ»(۱۰)؛ (در امت من رهبانیت و سیاحت نیست). منظور از رهبانیت، گوشه گیری و ترک دنیا برای عبادت است. و منظور از سیاحت انزواطلبی سیّار است، زیرا در زمان قدیم بعضی به کلی ترک خانه و کاشانه می کردند و دائماً در گردش بودند، و آن را نوعی عبادت و ترک دنیا می پنداشتند، بنابراین در اسلام نه گوشه گیری ثابت و نه انزواطلبی سیّار وجود ندارد.

۱۰ـ در حدیث پرمعنایی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) چنین می خوانیم که در عصر آن حضرت، فرزند «عثمان بن مظعون» یکی از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه وآله) از دنیا رفت، او شدیداً اندوهگین شد، تا آنجا که گوشه ای از خانه اش را به عنوان مسجد برگزید و مشغول عبادت شد و همه کار را ترک کرد و منزوی گردید. این خبر به رسول خدا(صلی الله علیه وآله) رسید. او را صدا زد و به او فرمود: «یا عُثْمانُ اِنَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالی لَمْ یَکْتُبْ عَلَیْنا الرَّهْبانیَّةَ، اِنَّما رَهْبانِیَّةُ اُمَّتِّی الْجِهادُ فی سَبیلِ اللّهِ»؛ (ای عثمان! خداوند متعال وظیفه ما را رهبانیت قرار نداده، رهبانیت امّت من جهاد در راه خدا است). (اشاره به این که اگر می خواهی ترک دنیا کنی، از یک طریق مثبت مانند جهاد در راه خدا و شهادت فی سبیل اللّه ترک دنیا کن، نه به صورت منفی و منزوی شدن). سپس درباره مرگ فرزندش به او دلداری داد و فرمود: «آیا شادمان نمی شوی که روز قیامت به هر دری از درهای بهشت برسی فرزندت را در آنجا ببینی که دامان تو را می گیرد و نزد خدا تو را شفاعت می کند».(۱۱)

۱۱ـ شبیه این معنی را در نهج البلاغه درباره یکی از یاران امام علی(علیه السلام) می خوانیم. امام وقتی وارد «بصره» شد، به دیدن «علاء بن زیاد حارثی» رفت. هنگامی که خانه بسیار وسیع او را دید تعجب کرد و فرمود: «خانه ای به این وسعت در این دنیا برای چه می خواهی؟ نیاز تو در آخرت به آن بیشتر است. سپس افزود، آری می توانی به وسیله این خانه به آخرت برسی به این صورت که مؤمنان را در آن مهمان کنی، صله رحم نمایی و حقوق لازم آن را بپردازی، اگر این کار کنی، به وسیله آن به آخرت می رسی». در اینجا «علاء بن زیاد» از برادرش «عاصم بن زیاد» که در نقطه مقابل او قرار داشت، سخن گفت و عرض کرد:
یا امیر المؤمنین! من از کار برادرم به شما شکایت می کنم. امام فرمود: «مگر چه شده؟» عرض کرد: عبایی پوشیده و از دنیا کناره گیری کرده است. امام فرمود: «او را نزد من حاضر کنید.» هنگامی که خدمت حضرت آمد، به او چنین فرمود: «یا عُدَیَّ نَفْسِهِ، لَقَدْ اِسْتَهامَ بِکَ الْخَبِیْثُ، اَما رَحِمْتَ اَهْلَکَ وَ وَلَدَکَ، اَ تَری اَنَّ اللّهَ اَحَلَّ لَکَ الطَّیِّباتِ وَ هُوَ یَکْرَهُ اَنْ تَاْخُذَها؟»؛ (ای دشمن جان خود! شیطان در تو راه یافته، و هدف تیرهای او قرار گرفته ای [اگر به خود رحم نمی کنی] آیا به خانواده و فرزندت رحم نمی کنی؟ تو خیال می کنی خداوند نعمت های پاکیزه را بر تو حلال کرده، اما دوست ندارد که تو از آنها استفاده کنی؟ سپس هنگامی که «عاصم» به امیرالمؤمنین عرض کرد: «پس شما چرا لباس خشن و غذای ناگوار داری؟». امام فرمود: «وظیفه من با تو فرق دارد، خداوند به پیشوایان حق و عدالت واجب کرده که بر خود سخت بگیرند و مانند ضعیف ترین مردم زندگی کنند، تا فقر، فقیران آنها را در فشار قرار ندهد و سر از فرمان خدا برنتابند».(۱۲)

۱۲ـ از کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به «عبداللّه بن مسعود»، چنین استفاده می شود که مسأله «رهبانیت» و انزوای اجتماعی، در میان بنی اسرائیل (گروهی از آنها که به حضرت مسیح(علیه السلام) گرایش پیدا کردند) در یک شرایط استثنایی بر آنها تحمیل شد و هرگز جزء آیین آنها نبود. «ابن مسعود» می گوید: «من با رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بر یک مرکب سوار بودیم فرمود: «می دانی از کجا «بنی اسرائیل» رهبانیت را به وجود آوردند؟». «ابن مسعود» می گوید: «من گفتم خدا و پیامبرش آگاه ترند» فرمود:
«ظَهَرَتْ عَلَیْهِمُ الْجَبابِرَةٌ بَعْدَ عِیْسی یَعْمَلُونَ بمَعاصِی اللّهِ فَغَضِبَ اَهْلُ الاْیمانِ فَقاتَلُوهُمْ فَهَزَمَ اَهْلَ الاِیْمانِ ثَلاثَ مَرّات فَلَمْ یَبْقَ مِنْهُمْ اِلاّ الْقَلیِلُ، فَقالُوا اِنْ ظَهَرْنا لِهؤُلاءِ اَفْنَوْنا وَ لَمْ یَبْقَ لِلدِّینِ اَحَدٌ یَدْعُوا اِلَیْهِ، فَتَعالَوْا نَتَفَرَّقْ فِی الاْرْضِ اِلی اَنْ یَبْعَثَ اللّهُ النَّبِیَّ الَّذی وَعَدَنا بِهِ عِیْسی(علیه السلام) یَعْنُونَ مُحَمَّداً(صلی الله علیه و آله) فَتَفَرَّقُوا فی غِیْرانِ الْجِبالِ وَ اَحْدَثُوا رَهْبانِیَّةً»(۱۳)؛ (گروهی از جباران، بعد از حضرت عیسی(علیه السلام) ظهور کردند که پیوسته مشغول گناه بودند، مؤمنان به مسیح(علیه السلام) به آنها خشم گرفتند، و به جنگ با آنها برخاستند و سه بار گرفتار شکست شدند، و از آن مؤمنان جز گروه کمی باقی نماند [و بقیه شهید شدند] آنها با خود گفتند اگر ما در مقابل آنها آشکار شویم همه ما را نابود خواهند کرد، و کسی برای دعوت به دین باقی نمی ماند، بیایید پراکنده شویم تا زمانی که پیامبری که عیسی(علیه السلام) به ما وعده داده است ظاهر شود [مقصودشان حضرت محمّد(صلی الله علیه وآله) بود] آنها به غارهای کوه ها پناه بردند، و آیین رهبانیّت را به وجود آوردند). بنابراین رهبانیت جزء آیین مسیح(علیه السلام) نبود، بلکه روشی بود که در شرایط خاصّی، جمعی از پیروان مسیح(علیه السلام) برای حفظ خود به وجود آوردند.

پی نوشت ها:
(۱). کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، المتقی الهندی البرهان فوری، علاء الدین علی بن حسام الدین، المحقق: بکری حیانی، صفوة السقا، مؤسسة الرسالة، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م، الطبعة الخامسة، ج ۱، ص ۳۵۸، ح ۱۰۲۸.
(۲). میزان الحکمة، ری شهری، محمد، تحقیق: دار الحدیث، دار الحدیث ۱۴۱۶ ق، چاپ اول، ج ۲، ص ۴۶؛ نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، حلوانی، حسین بن محمد بن حسن بن نصر، محقق / مصحح: مدرسة الإمام المهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)‏، مدرسة الإمام المهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)‏، قم‏، ۱۴۰۸ ق، چاپ اول‏، ص ۲۷، طرف من کلام رسول الله(صلی الله علیه و آله) فی آدابه و مواعظه و أمثاله و حکمه.
(۳). کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، همان، ص ۳۵۹، ح ۱۰۳۲؛ میزان الحکمة، همان، ج ۲، ص ۴۶.
(۳). کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، هش(۴). نهج البلاغة، شریف الرضی، محمد بن حسین‏، محقق / مصحح: صبحی صالح، هجرت‏، قم‏، ‏۱۴۱۴ ق، چاپ اول، ص ۱۸۴، خطبه ۱۲۷ (و من کلام له و فیه یبین بعض أحکام الدین و یکشف للخوارج الشبهة و ینقض حکم الحکمین).مان، ص ۳۵۹، ح ۱۰۳۲؛ میزان الحکمة، همان، ج ۲، ص ۴۶.
(۵). المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، فیض کاشانی، ملا محسن، تصحیح ‏و تعلیق: علی اکبر غفاری، مؤسسه انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۷ ق، چاپ چهارم، ج ۴، ص ۸؛ إحیاء علوم الدین، الغزالی، أبو حامد محمد بن محمد ، دار االمعرفة، بیروت، بی تا، ج ۶، ص ۵۹.
(۶). الأمالی، طوسی، محمد بن الحسن‏، دار الثقافة، قم‏، ۱۴۱۴ ق، ‏چاپ اول‏، ص ۳۹۱، (المجلس الرابع عشر)؛ عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین‏، محقق / مصحح: عراقی، مجتبی‏، دار سید الشهداء للنشر، قم‏، ۱۴۰۵ ق، ‏چاپ اول‏، ج ‏۱، ص ۱۶۲، (الفصل الثامن فی ذکر أحادیث تشتمل علی کثیر من الآداب و معالم الدین روایتها تنتهی إلی النبی بطریق واحد من طرقی المذکورة آنفا)؛ بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی‏، محقق / مصحح: جمعی از محققان‏، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت‏، ۱۴۰۳ ق‏، چاپ دوم، ج ‏۷۲، ص ۱۸۹، باب ۶۰ (الهجران).
(۷). المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء،همان، ص ۷؛ إحیاء علوم الدین، همان، ج ۶، ص ۵۸، و احتجوا بنهیه عن الهجر فوق ثلاث.
(۸). الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر و آخوندی، محمد، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ‏ ‏۱۴۰۷ ق، چاپ چهارم، ج ‏۲، ص ۳۴۵، باب (الهجرة)؛ إرشاد القلوب إلی الصواب، دیلمی، حسن بن محمد، الشریف الرضی‏، قم‏، ۱۴۱۲ ق‏، چاپ اول‏، ج ‏۱، ص ۱۷۸، الباب الحادی و الخمسون (فی أخبار عن النبی و الأئمة الأطهار)؛ وسائل الشیعة، عاملی، شیخ حر، محمد بن حسن‏، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)‏، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام‏)، قم، ‏‏۱۴۰۹ ق‏، چاپ اول، ج ‏۱۲، ص ۲۶۲، باب (تحریم هجر المؤمن بغیر موجب و کراهته بعد الثلاث معه و استحباب المسابقة إلی الصلة)؛ بحار الأنوار، همان، ص ۱۸۶، باب ۶۰ (الهجران).
(۹). میزان الحکمة، همان، ج ۶، ص ۳۰۸؛ کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، همان، ج ۴، ص ۷۷۷، ح ۱۱۳۵۴.
(۱۰). الخصال‏، ابن بابویه، محمد بن علی‏، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، جامعه مدرسین‏، قم، ۱۳۶۲ ش، چاپ اول‏‏، ج ‏۱، ص ۱۳۸؛ معانی الأخبار، ابن بابویه، محمد بن علی‏، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، جامعه مدرسین‏، قم، ۱۴۰۳ ق، چاپ اول‏‏، ص ۱۷۴، باب (معنی الرم)؛ وسائل الشیعة، همان، ج ‏۱۱، ص ۳۴۴، باب (عدم جواز السفر فی غیر الطاعات و المباحات و عدم جواز السیاحة و الترهب)؛ بحار الأنوار، همان، ج ‏۶۷، ص ۱۱۵، باب ۵۱ (النهی عن الرهبانیة و السیاحة و سائر ما یأمر به أهل البدع و الأهواء).
(۱۱). الأمالی، ابن بابویه، محمد بن علی‏، کتابچی‏، تهران، ‏‏۱۳۷۶ شمسی‏، چاپ: ششم، ص ۶۶، (المجلس السادس عشر)؛ روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط - القدیمة)، فتال نیشابوری، محمد بن احمد، انتشارات رضی‏، ایران، قم،‏ ۱۳۷۵ ش، چاپ اول‏، ج ‏۲، ص ۴۲۲، مجلس فی ذکر فضل الصبر؛ بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی‏، محقق / مصحح: جمعی از محققان‏، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت‏، ۱۴۰۳ ق‏، چاپ دوم، ج ‏۶۷، ص ۱۱۴، باب ۵۱ (النهی عن الرهبانیة و السیاحة و سائر ما یأمر به أهل البدع و الأهواء).
(۱۲). نهج البلاغة، همان، ص ۳۲۴، خطبه ۲۰۹ (و من کلام له بالبصرة و قد دخل علی العلاء بن زیاد الحارثی و هو من أصحابه - یعوده، فلما رأی سعة داره قال).
(۱۳). مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ ش، چاپ سوم، ج ‏۹، ص ۳۶۶، المعنی؛ تفسیر نور الثقلین، عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، تحقیق: رسولی محلاتی، سید هاشم، انتشارات اسماعیلیان، قم، ۱۴۱۵ ق، چاپ چهارم، ج ‏۵، ص ۲۵۱، سوره حدید، آیات ۲۳ الی ۲۹.

منبع: اخلاق در قرآن‏، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha