چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۲
امروز اسلحه ما چیست؟

هر نسلی میدان خودش را دارد و هر آدمی هم سهم خودش را. شهدا از ما نخواستند که دقیقاً همان کاری را انجام دهیم که آن‌ها انجام دادند؛ بلکه از ما خواستند در زمان خودمان آن‌قدر مرد میدان باشیم که وقتی نوبت دفاع رسید، کنار نکشیم.

خبرگزاری حوزه | وقتی از دفاع مقدس حرف می‌زنیم، ناخودآگاه تصویر اسلحه، خاکریز و سنگر در ذهنمان شکل می‌گیرد.

اما یک سؤال مهم وجود دارد:

اگر امروز در میدان دفاع باشیم، اسلحه ما چیست؟

دیروز، رزمنده‌ای اسلحه‌اش را به دست گرفت و به خط زد. یکی راننده آمبولانس شد، یکی بی‌سیم‌چی، یکی آشپز جبهه و یکی پشتیبان. هرکس کاری داشت و هرکس سهمی در دفاع.

هیچ‌کس نمی‌گفت چون من رزمنده نیستم، پس نقشی ندارم.

امروز هم حکایت همان است؛ فقط شکل میدان تغییر کرده.

شاید اسلحه من، قلمم باشد؛ وقتی حقیقتی را درست روایت می‌کنم و اجازه نمی‌دهم دروغ جای واقعیت را بگیرد.

شاید اسلحه من، کارم باشد؛ وقتی درست و باوجدان کار می‌کنم و برای آبادانی کشورم قدم برمی‌دارم.

شاید اسلحه من، خدمت به مردم باشد؛ وقتی گرهی از کار کسی باز می‌کنم و در روزهای سخت، به جای اضافه کردن نگرانی، باری از دوش دیگری برمی‌دارم.

شاید اسلحه من، حفظ امید باشد؛ وقتی همه‌چیز دست‌به‌دست هم داده تا مردم را ناامید کند، اما من چراغ امید را خاموش نمی‌کنم.

شاید اسلحه من، حرف زدن با نوجوانی باشد که سؤال دارد؛ شنیدن حرف کسی که ناراحت است؛ کمک به خانواده‌ای که گرفتار شده؛ یا حتی کاری ساده که هیچ‌کس آن را نمی‌بیند، اما خدا می‌بیند.

مهم این است که بفهمیم جهاد فقط یک شکل ندارد.

هر نسلی میدان خودش را دارد و هر آدمی هم سهم خودش را.

شهدا از ما نخواستند که دقیقاً همان کاری را انجام دهیم که آن‌ها انجام دادند؛ از ما خواستند در زمان خودمان، آن‌قدر مرد میدان باشیم که وقتی نوبت دفاع رسید، کنار نکشیم.

امروز اگر دشمن می‌خواهد امید مردم را بگیرد، امیدآفرینی یک کار مهم است.

اگر می‌خواهد دروغ را جای حقیقت بنشاند، روایت درست یک مسئولیت است.

اگر می‌خواهد مردم را از هم جدا کند، همدلی و وحدت یک سنگر است.

اگر می‌خواهد کشور ضعیف شود، کار درست و تلاش برای پیشرفت، بخشی از دفاع است.

اگر می‌خواهد ما را بی‌تفاوت کند، مسئولیت‌پذیری یک مبارزه است.

حکایت همچنان باقی است…

دیروز یک رزمنده می‌پرسید: «من چه کمکی از دستم برمی‌آید؟»

امروز هم شاید سؤال اصلی همین باشد:

من چه کاری از دستم برمی‌آید؟

لازم نیست همه فرمانده باشیم.

لازم نیست همه در خط مقدم باشیم.

لازم نیست کار بزرگی انجام دهیم که همه ببینند.

گاهی کافی است سنگر خودمان را پیدا کنیم و آن را خالی نکنیم.

حالا نوبت توست که اسلحه‌ات را پیدا کنی.

اگر امروز قرار باشد از ایران، ایمان، حقیقت و امید دفاع کنی، سلاح تو چیست؟

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha