دکتر سید یاسر ضیایی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه با اشاره به این که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، دو راهبرد کلان در سیاست خارجی ایران ایجاد شد که شامل استقلالطلبی و استکبارستیزی است، اظهار داشت: بحث استقلال طلبی که ایجابی بود به معنای استقلال کشور از حکومت دستنشاندههای بیگانه و جلوگیری از چپاول منابع و بحث استکبارستیزی نیز که ناظر به یک امر سلبی بود به معنای مبارزه با هسته مرکزی جبهه استکبار یعنی شوروی و امریکا.
وی افزود: شوروی فروپاشید و آمریکا و نگهبان منطقهای آن یعنی رژیم صهیونیستی موضوع مواجهه حاکمیت ایران قرار گرفت. موضوعی که یکی از دلایل اصلی سالها تهدید و تحریم و ترور و جنگ علیه ایران بوده است.
تداوم شرارتهای نظام سلطه علیه ملت و انقلاب ایران
وی همچنین گفت: هرچند علت اصلی تقابل آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، روحیه امپریالیستی و سلطهجویانه و گوش به فرمانسازی ملت ایران است اما گذر زمان نشان داد شرارت آن محدود به این موارد نیست بلکه در ارتکاب جنایات انسانی و اقتصادی و اخلاقی نیز بیشترین سقوط را دارد.
ضیایی خاطرنشان کرد: اینک بر بخشی از مردم جهان روشن شده که ایران در مسیر هنجارهای بینالمللی گام برداشته است و در مقابل آمریکا و کشورهای متحد از هیچ تخلف و جرم بینالمللی فروگذار نکردهاند. همه اینها برای منافع مادی – و نه لزوماً ملی – نظام سرمایهداری غرب بوده است.
وی در ادامه صحبت های خود با بیان این که در جنگ رمضان بر کشورهای عربی نیز روشنتر شد که پایگاههای نظامی آمریکا برای حفظ منافع این کشور از طریق حفاظت از رژیم صهیونیستی است، ابراز داشت: همچنین باید روشن شود تحریم عبور و مرور از تنگه هرمز یعنی شریان نفتی جهان از سوی ایران نتیجه و در پاسخ به سالها تحریم نفت ایران بوده است. حال که قدرتنمایی نظامی ایران با پشتیبانی مردم و دفاعیات حقوقی از رفتارهای جمهوری اسلامی ایران همراه شده و بیداری افکار عمومی جهان با جنایات مختلف امریکا و اسرائیل خصوصاً کشتار جمعی در غزه و ربودن مادورو و شهادت رهبر انقلاب ایران تا حدودی محقق شده است امید میرود تا نظم جدید از میانه این گزارههای متضاد ظهور یابد.
الزاماتی برای مهار خوی سلطهگری دولتهای متجاوز
عضو هیئت علمی دانشگاه قم همچنین افزود: در ایجاد نظم عادلانه جهانی لازم است دموکراسی بینالمللی مورد توجه قرار گیرد تا جلوی دیکتاتوری برخی کشورها و سازمانهای بینالمللی گرفته شود. در همین رابطه لازم است مستثناسازی امریکا و رژیم صهیونیستی از قواعد بینالمللی منتفی شود و برای این منظور این کشورها ملزم به عضویت در برخی معاهدات و سازمانهای بینالمللی شوند: به طور مثال آمریکا به دلیل سوابق تجاوزکارانه خود به عضویت دیوان بینالملل کیفری درآید و رژیم صهیونیستی تا زمانی که باقی است تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار گیرد.
وی اضافه کرد: در همین مسیر لازم است حق وتوی شورای امنیت سازمان ملل متحد تعدیل شود و خسارات ظالمانه ملتها و دولتها جبران شود. برای این منظور دولتهای استعمارگر سابق و کشورهای متجاوز و کشورهای تحریمکننده لازم است خسارات مالی و معنوی وارده را به مردم زیاندیده پرداخت نمایند و صندوقی برای تقسیط و تخصیص عادلانه این خسارات شکل گیرد.
ضیایی همچنین با بیان این که در نظم نوین حقوقی بینالمللی ناگزیر باید ریشههای ناامنی بینالمللی خشکانده شود، گفت: در این رابطه خلع سلاحهای نامتعارف از جمله سلاح اتمی و استقلال سرزمینهای تحت استعمار و مردمی شدن کشورهای غیرجمهور ضرورت دارد. واگذاری حاکمیت کل سرزمین فلسطین به سکنه بومی فلسطین از مهمترین مصادیق استقلال و مشارکت مردم اعراب در انتخاب حکام از مهمترین مصادیق جمهوریت خواهد بود. علاوه بر این برچیده شدن پایگاههای نظامی خارجی از سایر کشورها در ایجاد امنیت بینالمللی پایدار ناگزیر خواهد بود.
لزوم بازاندیشی در مفهوم حقوق بشر
وی یادآور شد: از جمله مهمترین محورهای مختصات نظم نوین حقوقی بینالمللی بازتعریف حقیقی از انسان و بازاندیشی در حقوق آن یعنی حقوق بشر است؛ حقوق بشر فعلی که با فروکاست ماهیت انسان به حیوانیت تولید شده است در بهترین حالت صرفاً بخشی از حقوق انسان است.
وی افزود: نادیده گرفتن بُعد روحانی انسان ظلم به انسان بوده است و به همین جهت آزادی معنوی و فکری باید مقدمه هرگونه آزادی تلقی شود. انسانشناسی صحیح باید مبنای حقوق انسان آینده قرار گیرد. در همین رابطه حق بر حقیقت باید به رسمیت شناخته شود و از اولین اقدامات در احترام و تضمین این حق برچیدن هژمونی رسانهای یکجانبه و مغرض و مفسد است تا ماهواره و اینترنت بستری برای سعادت دنیوی و اخروی همه انسانها شود.
تبدیل تهدید به فرصت در سایه اقتدار نظامی ایران
ضیایی همچنین گفت: این الگوی اجمالی جانشین نظم حقوقی موجود نیازمند یک نقطه عطف تحولخواهی است. البته مسلم است که تغییر پارادایم در این مقیاس نیاز به یک جهش و انقلاب دارد که از حسن اتفاق این زمینه را آمریکا و صهیونیست امروز با محاسبات نادرست مادی خود در حمله به ایران فراهم آورده است. هرچند جمهوری اسلامی ایران خسارات زیادی در دشمنی این جبهه استکبار دیده است و در حمله اخیر رمضان مظلوم واقع شده است اما اقتدار نظامی و مدیریت بینالمللی ایران موجب شده است تا این تهدید تبدیل به فرصتی برای تغییر نظم حقوقی بینالمللی موجود شود.
وی خاطرنشان کرد: اینک با فعال کردن دیپلماسی حقوقی امکان جلب موافقت دولتها برای کنار گذاردن نظم امریکایی و جایگزین کردن آن با یک نظام عادلانه برابر وجود دارد. این فرصت مغتنمی است تا با دیپلماسی منطقهای نسبت به اخراج نیروهای نظامی امریکا از کشورهای منطقه اقدام شود و از ظرفیت سازمان بریکس برای تضعیف حاکمیت دلار و از ظرفیت سازمان شانگهای برای تشکیل اتحادیه آسیایی و از ظرفیت کشورهای مقاومت برای ایجاد کمربند امنیتی در منطقه و از ظرفیت سازمان همکاریهای اسلامی و مجمع تقریب مذاهب برای بازتعریف حقوق بشر و ارتقای آن به حقوق انسان استفاده شود.
وی در خاتمه سخنان خود افزود: این مختصات یک نظم نوین منطقهای و جهانی خواهد بود که میتواند معادلات را با نقشآفرینی جدید برای ایران تغییر دهد.










نظر شما