به گزارش خبرگزاری حوزه، در پی تحولات اخیر در صحنه بینالملل و آتشبس موقت میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم کودککش آمریکا، محافل حوزوی و دانشگاهی با پرسشی کلیدی روبرو هستند: ضرورتهای تغییر از تقابل نظامی به سمت مذاکره چیست؟
در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین محمد ملکزاده عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به چهار پرسش ۱. چرا آتشبس پذیرفته شد؟ ۲. آیا آتشبس پایدار خواهد بود؟ ۳.در دوران آتش بس و پساجنگ از منظر فرهنگی اجتماعی چه باید کرد ۴.وظیفه حوزه علمیه و روحانیت در پساجنگ چیست؟ پرداختیم.
۱. چرا آتشبس پذیرفته شد؟
در ابتدا باید به این نکته توجه داشته باشیم که پذیرش آتشبس الزاماً به معنای پیروزی کامل یا شکست کامل یک طرف نیست؛ همچنین به معنای پایان اختلافات و دشمنیها هم نیست. بلکه این مسئله نتیجه مجموعهای از ملاحظات نظامی، انسانی و سیاسی و یک تصمیم تاکتیکی یا مدیریتی در روند منازعه است.
عوامل مختلفی در پذیرش آتشبس دخیل هستند. اما مهمترین عامل، جلوگیری از فرسایش بیشتر منابع و هزینههای جنگ است؛ جنگها همواره دارای هزینههای انسانی، اقتصادی و امنیتی هستند.
جمهوری اسلامی آغازگر هیچ جنگی نبوده است. اما ثابت کرده که در برابر متجاوزان با قاطعیت ایستادگی نموده و متجاوزان را از تجاوز پشیمان کرده است. در جنگ اخیر، دشمن آمریکایی پس از شکست در دستیابی به اهدافش و تحمل خسارات شدید اعلام کرد که با شرایط ایران موافق است.
اگر چه تجربههای گذشته از بدعهدی آمریکا حکایت دارد، اما برای اقناع افکار عمومی و اثبات دروغگویی رسانههای دشمن مبنی بر جنگ طلب بودن جمهوری اسلامی و درخواستهای مکرر از سوی واسطهها، جمهوری اسلامی آتش بس را پذیرفت. اما در عین حال با هوشیاری مراقب عهدشکنی دشمن هم خواهد بود.
۲. آیا آتشبس پایدار خواهد بود؟
به نظر من به پایداری این آتش بس امید چندانی نیست زیرا پایداری آتشبس میان ایران و آمریکا در شرایط موجود، حداقل به دو عامل مهم بستگی دارد:
اولین عامل، وجود توافق روشن و سازوکار نظارتی دقیق بر آن است. آتشبسی که دارای چارچوب مشخص، ضمانتهای اجرایی و نهادهای نظارتی دقیق و عادلانه باشد، احتمال پایداری بیشتری دارد. باتوجه به وابستگی نهادهای بینالمللی به استعمار غرب و آمریکا، و حاکمیت قانون زور و جنگل بر روابط بینالملل، هر زمان دشمن احساس کند که منافعش در جنگ است در نقض آتش بس تردید نخواهد کرد.
عامل دوم در پایداری آتش بس، حل شدن ریشههای اختلاف است. اگر علتهای اصلی منازعات حل نشده باشند، آتشبس بیشتر به یک وقفه در منازعه شبیه است تا پایان آن. ریشه اصلی اختلافات ایران و آمریکا، هویتی است.
آمریکا به دنبال رفع اختلافات نیست بلکه به تعبیر رهبر شهید انقلاب به دنبال بلعیدن ایران است. به دنبال تصاحب نفت ایران و بازگرداندن ایران به دوران سیاه قبل از انقلاب یعنی وابستگی مطلق کشور است.
بدیهی است جمهوری اسلامی هرگز تن به این ذلت نخواهد داد. ما پیرو مکتبی هستیم که هرگز زیر بار ذلت سلطه دشمن نخواهد رفت. بنابراین تا زمانی که آمریکا از خوی استکباری خود دست نکشد، اختلافات حل نخواهد شد.
۳. در دوران آتشبس و پساجنگ از منظر فرهنگی و اجتماعی چه باید کرد؟
پس از هر جنگ یا درگیری، یکی از مهمترین عرصهها بازسازی اجتماعی و روانی جامعه است. یکی از مهمترین اقدامات در این زمینه، ترمیم آسیبهای روانی و اجتماعی و خسارتهای مادی است. جنگ باعث اضطراب، از دست دادن عزیزان و سوگ جمعی و آسیبهای روحی میشود. حمایت روانی، تقویت همبستگی اجتماعی و توجه به خانوادههای آسیبدیده و حمایت از آسیبدیدگان ضروری است.
عامل دوم، حفظ و تقویت سرمایه اجتماعی است. یکی از دستاوردهای این جنگ، اتحاد و انسجام اجتماعی در برابر تجاوز دشمن بوده است. بعد از جنگ این سرمایه مهم و اعتماد عمومی، همکاری اجتماعی و احساس امنیت باید تقویت شود.
اقدام مهم دیگر، ثبت و تحلیل تجربه جنگ است. مستندسازی تجربیات جنگ، بررسی نقاط قوت و ضعف، و انتقال درسهای آن به نسلهای بعد از نظر فرهنگی و تاریخی اهمیت بسیار دارد.
۴. وظیفه حوزه علمیه و روحانیت در دوران پساجنگ چیست؟
در یک جامعه دینی مانند جامعه مذهبی ایران، نهادهای دینی و حوزوی نقش مهمی در مدیریت اخلاقی و معنوی جامعه پس از بحران دارند. این نقش میتواند در چند بخش تعریف شود:
بخش اول، تقویت امید و آرامش اجتماعی است. پس از دورههای بحران، جامعه به بازسازی روحیه و امید نیاز دارد. حوزه علمیه و روحانیت میتواند در تقویت صبر، همبستگی و آرامش اجتماعی مؤثر باشد.
بخش دوم، تبیین پرسشها و شبهات مربوط به جنگ و صلح است. روحانیت میتواند به روشن شدن شبهات و پرسشهای مربوط به جنگ، صلح و مسئولیت اجتماعی کمک کند.
بخش سوم، حمایت معنوی از آسیبدیدگان جنگ است. حضور در کنار خانوادههای آسیبدیده، جانبازان یا کسانی که به هر نحوی خسارت دیدهاند، از نقشهای مهم حوزه و روحانیت است و می تواند در تسکین آلام آسیب دیدگان بسیار موثر باشد.
بخش چهارم، تقویت همبستگی اجتماعی است. روحانیت و حوزه های علمیه در پیشینه تاریخی ایران دارای شبکههای اجتماعی گستردهای بودهاند که میتواند در کمکرسانی، همدلی و انسجام اجتماعی مؤثر باشد.
انتهای پیام/











نظر شما