به گزارش خبرگزاری حوزه، نبرد در روزگار ما از جبهههای سخت نظامی به لایههای عمیق و پنهان ناظر به هویت و ذائقهسازی نرم فرهنگی تغییر ماهیت داده و به این خاطر است که روز به روز شاهد اهمیت جنگ شناختی در دوره موسوم به آخرالزمان هستیم.
فعالیت اندیشکدههای متعدد نظام سلطه علیه جامعه ایرانی
در این میان، بررسی نقش اندیشکدههای غربی و آمریکایی به عنوان طراحان اصلی جنگ نرم، از اهمیت خاصی برخوردار است به ویژه در رابطه با جامعه انقلابی ما که به تعبیر برخی کارشناسان، در حال حاضر بیش از پنجاه اندیشکده دشمن در حال فعالیت علیه انقلاب اسلامی هستند و از جمله کلیدیترین فعالیتهای آنها ناظر به عملیات جنگ روانی و شناختی برای به تسخیر درآوردن ذهن و فکر و به تبع آن تغییر در باورها و ارزشهای نسل جدید ایرانی است.
مأموریت اصلی و گاه نانوشته بسیاری از این نهادها و مراکز که از بودجه های وسیعی نیز برای پیشبرد برنامه های خود برخوردار هستند آن است که ضمن عبور از مرزهای آکادمیک، دانش محض را به ابزارهای نفوذ در سبک زندگی، محصولات رسانه ای و نیز با هدف ایجاد تغییر تدریجی در تصمیمات کلان سیاسی تبدیل کنند. این اتاقهای فکر با مطالعه دقیق بافت اجتماعی و روانی و تحلیل سنجه های فکری و فرهنگی جامعه، در پیِ آن هستند تا با تصرف ذهنها و بازتعریف ارزشهای بنیادین نسل جدید، دگردیسی اجتماعی و سیاسی جوامع هدف را از درون رقم بزنند.
اندیشکدههای غربی چه مأموریتی برعهده دارند!؟
مجتبی خلیلی، نویسنده و پژوهشگر فرهنگی در همین زمینه بیان میدارد: برخلاف تصور عمومی، اندیشکدهها برخلاف دانشگاهها که عمدتاً در پیِ کشف حقیقت در ابعاد علمی هستند، اندیشکدهها پل ارتباطی میان دانش محض و تصمیمهای سیاسی به شمار می روند و لذا مجموعه ها و نهادهایی ماموریتمحور محسوب می شوند، به این معنا که اگر استاد دانشگاهی ساعتها وقت صرف نظریههای جامعهشناختی میکند، پژوهشگر اندیشکدهای همچون موسسه بروکینگز، همان نظریهها را به ابزاری برای تغییر رفتار سیاسی در کشوری هدف تبدیل میکند. در واقع، آنها برای سیاستمدارانی که شاید چندان وقت مطالعه کتابهای قطور را نداشته باشند، نسخههایی آماده، کوتاه و اجرایی میپیچند تا دقیقاً بدانند مثلاً در فلان نقطه از جهان باید چه مسیری را دنبال کنند و چه برنامه هایی را طراحی نمایند.
وی همچنین میافزاید: در دهههای اخیر، این مراکز از طراحی نقشههای جنگی به سمت طراحی سبک زندگی و تغییر باورهای فرهنگی سوق پیدا کرده اند چرا که متوجه شدهاند که برای نیل به پیروزی و تحقق اهداف خود، نیازی به اشغال خاک نیست و تصرف ذهنها بسی کارآمدتر و اثرگذارتر است. به همین خاطر می بینیم که امروزه طراحان اصلی مد، سبک زندگی و حتی الگوهای رفتاری در شبکههای اجتماعی به همان استراتژیستهایی تبدیل شده اند که سالها قبل تر برای جابهجایی تانکها و ادوات نظامی، طرح و نقشه میکشیدند.
شناسایی علائق و ذائقه های نسل جدید ایرانی
وی ادامه میدهد: بر همین اساس، سیاستمداران غربی برای هر حرکتی علیه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، نیازمند توجیهات نظری و دادههای میدانی هستند. اندیشکدهها با مطالعه دقیق بافت مذهبی، علایق جوانان و حتی الگوهای مصرف در ایران، نقاط ضعف و قوت جامعه را شناسایی میکنند. به عنوان مثال، آنها هستند که به دولتها پیشنهاد میدهند به جای تقابل مستقیم با ایران، روی شکافهای نسلی یا تغییر تدریجی ارزشهای جامعه به خصوص در ابعاد مذهبی و اعتقادی، سرمایهگذاری کنند.
خلیلی همچنین می گوید: به همین خاطر هنگامی که از تغییر سبک زندگی سخن می گوییم، نباید تصور کرد که این اتفاق به شکلی دفعی و ناگهانی یا با دستوری مستقیم محقق می شود، بلکه اندیشکدههای غربی با بهرهگیری از روانشناسی اجتماعی، ابتدا ایدههای نظری را تولید میکنند. به عنوان مثال، وقتی در مقالهای راهبردی بر اهمیت فردگرایی افراطی تاکید میشود، این ایده بلافاصله در لایههای هنری و رسانهای نفوذ میکند. طراحان مد و لباس بر اساس همین روحیه، پوششی را ترویج میدهند که نماد تمایز مطلق از خانواده و سنت باشد.
قبحزدایی با عادی سازی عبور از خط قرمزها
دکتر سیده فاطمه سیدمدلل کار، مدرس حوزه و دانشگاه نیز معتقد است: بخش مهمی از فعالیت این مراکز بر عادیسازی عبور از خط قرمزهای اخلاقی تمرکز دارد. آنها به خوبی میدانند که حمله مستقیم به باورهای مذهبی نتیجه معکوس میدهد. بنابراین، استراتژی تغییر گامبهگام مرزها را پیش میگیرند. در این شیوه، رفتارهایی که پیشتر در جامعه ایرانی ناهنجار شمرده میشدند، ابتدا در قالب آثار هنری یا محصولات بصری به عنوان انتخابی متفاوت و جذاب معرفی میشوند.
وی می افزاید: تکرار مداوم این تصاویر در رسانهها همچنین موجب می گردد تا حساسیتهای ذهنی جامعه به مرور کاهش پیدا کند. اندیشکدهها با تحلیل دادههای رفتاری، متوجه میشوند که در چه زمانی باید از مرحله معرفی به مرحله تثبیت وارد شوند. این فرآیند باعث میشود نوجوان و جوان مسلمان و شیعه ایرانی بدون آنکه متوجه تقابل با ریشههای خود باشد، به مرور الگوهایی را بپذیرد که با ساختار هویتی او در تضاد هستند.
استراتژی نفوذ نرم و بکارگیری قدرت هوشمند
مدللکار همچنین ابراز می دارد: در میان مراکز مطالعاتی غربی و آمریکایی، اندیشکده "بروکینگز" جایگاهی ویژه دارد، چرا که برخلاف بنیادهایی که بر تقابل سخت اصرار میورزند، بروکینگز متخصص طراحی مسیرهایی است که از آنها با عنوان قدرت هوشمند یاد میشود. این مرکز با سابقهای بیش از صد سال، به جای تمرکز بر گزینههای نظامی، بر روی تغییر ساختارهای اجتماعی و فکری کشورهای هدف سرمایهگذاری میکند. فهم راهبردهای این نهاد به ما کمک میکند تا بدانیم چطور نقش اندیشکدههای دشمن در جنگ نرم از اتاقهای فکر به درون خانهها و ذهنهای جوانان نفوذ میکند.
وی همچنین می افزاید: یکی از تاثیرگذارترین و مهم ترین گزارشهای این نهاد، سندی مشهور با عنوان "کدام راه به سمت ایران؟ " است. این سند که سالها پیش تدوین شده، هنوز هم زیربنای بسیاری از تصمیمات دیپلماتیک علیه ایران است. نویسندگان این گزارش با دقت بالایی گزینههای مختلف از جمله حمله نظامی، تحریم و تغییر حکومت را بررسی کرده و در نهایت به این نتیجه رسیدهاند که مؤثرترین راه، ترکیبی از فشارهای اقتصادی و حمایت از جریانهای فکری همسو در داخل کشور است. این سند نشان میدهد که دشمن برای رسیدن به اهداف خود، نگاهی بلندمدت دارد و ترجیح میدهد به جای هزینههای سنگین جنگ، روی تغییر ذائقه سیاسی و اجتماعی سرمایهگذاری کند تا کشور از درون دچار دگردیسی شود.
تمرکز بر بحران هویت و دوگانگی فرهنگی
وی در خاتمه سخنان خود می گوید: از سوی دیگر این قبیل مراکز و اندیشکدهها با ترویج مفهوم شهروند جهانی، می کوشند تا تعلقات ملی و مذهبی را به عنوان مفاهیمی کهنه و محدودکننده معرفی کنند. در این مدل، نوجوان و جوان یک جامعه دچار سرگردانی فرهنگی میشود؛ از طرفی در محیطی با ارزشهای سنتی رشد میکند و از طرف دیگر، از طریق رسانه های نوین و نمایشگرهای دیجیتال، مدام با پیامهایی مواجه است که او را به سمت فردگرایی افراطی و زندگی غربی سوق میدهند. این دوگانگی باعث میشود فرد در هیچیک از این دو جهان احساس آرامش کامل نداشته باشد. نتیجه این فرآیند، پناه بردن به هویتهای مجازی و موقتی است که از سوی همان اتاقهای فکر طراحی شدهاند تا انسجام فکری نسل جدید را تضعیف کنند.
گزارش از: سید محمدمهدی موسوی










نظر شما