به گزارش خبرگزاری حوزه، در زمانی که فرآیند ثبتنام حوزههای علمیه آغاز شده است، این پرسش در کانون توجه قرار میگیرد:«چرا باید در حوزه تحصیل کرد؟» آیا این مسیر، پاسخی برای چالشهای نسل جدید دارد؟ آیا در دنیای پرشتاب امروز و در عصرِ تخصصهای متنوع، تحصیل در علوم دینی همچنان یک ضرورت است یا انتخابی سنتی؟ یا فراتر از یک تصمیم شخصی؟
در گفتوگوی پیش رو با حجتالاسلام حسین هوشمند فیروزآبادی استاد حوزه و عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، به واکاویِ فلسفه و ضرورتِ تحصیل در حوزههای علمیه پرداختهایم؛ تلاشی برای تبیینِ جایگاهِ این مسیرِ تعالیبخش که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

بسمالله الرحمنالرحیم
مهمترین تفاوت انسان با سایر موجودات، قابلیت تعالی روح، داشتن اعتقادات صحیح و فرآیند تربیت است. از آنجا که هدف غایی حوزههای علمیه، تربیت نیروهای متعهد به ارتباط با معنویت، خداوند و وحی است، فلسفه اصلی تحصیل در حوزه، تربیت افرادی است که متولی حفظ و ارتقای این ویژگی متمایزکننده انسان باشند.
در جامعهای که نیازهای بشری بهصورت تخصصی بین گروههای مختلف تقسیم شده است، هر قشری مسئولیت بخشی از این نیازها را بر عهده دارد؛ همانگونه که تأمین نیاز غذایی جامعه بر عهده کشاورزان و دامداران است، فرآیند تولید و توزیع محصولات آنها نیز توسط نانوا و سایر متولیان امر پیگیری میشود. در این میان، حوزه علمیه نیز بهعنوان متولی تخصصی نیازهای معنوی و تربیتی، نقش خود را ایفا میکند.
نیاز انسان به ابزارهایی مانند خودرو، که امکان حرکت سریع را فراهم میکنند، موجب پیدایش صنایعی همچون تولید و تعمیر خودرو شده است. در کنار این نیازهای مادی، یکی از اساسیترین نیازهای بشر، ارتباط با خداوند، دریافت معارف وحیانی و تربیت انسانهایی مؤمن و آگاه به هدف خلقت است. تحقق این نیاز مهم بر عهده حوزههای علمیه است؛ ازاینرو تحصیل در حوزه ضرورتی بنیادین به شمار میآید، زیرا فردی که وارد این مسیر میشود، در واقع تصمیم گرفته است مهمترین نیاز معنوی بشر یعنی هدایت، ارتقای اعتقادات صحیح و تربیت نفوس انسانی را پاسخ دهد و برای نقشآفرینی در این عرصه مهیا گردد.

در عصر حاضر، نقش طلاب و روحانیان در افزایش بصیرت دینی و پاسخگویی به شبهات، جایگاهی ویژه و حساس دارد. اگر در گذشته مخالفانی چون ابوجهل، ابوسفیان، تمسخرکنندگان حضرت نوح، یا دشمنان حضرت ابراهیم(ع) وجود داشتند، امروز با گسترش دانش، رشد فناوری و تکثر رسانهها، حجم شبههافکنیها بسیار گستردهتر شده و در مقیاسی وسیع و جهانی مطرح میشود. از این رو ضرورت دارد طلاب با آمادگی علمی و بصیرت عمیق وارد این میدان شوند تا بتوانند پاسخگوی نیازهای فکری و اعتقادی جامعه باشند.
*رسالت طلاب در عصر شبهات و چالش های معنوی
گروههای مختلفی تلاش میکنند انسان را از اعتقادات صحیح، ارتباط با خداوند، معنویت، خودسازی و سبک زندگی پاکیزه دور سازند. در گذشته، پیامبران و مؤمنان تنها از سوی گروههای محدود و مشخصی مورد تمسخر یا شبههافکنی قرار میگرفتند؛ اما امروزه، به دلیل گسترش رسانهها و پیشرفت تکنولوژی، شبهات با سرعت بسیار بیشتری منتشر میشوند و دامنه تأثیر آنها گستردهتر شده است.
از این رو ضرورت دارد افرادی تربیت شوند که توانایی پاسخگویی به این شبهات را داشته باشند؛ طلبههایی که خود از اعتقادات استوار و فهم عمیق دینی برخوردار باشند و بتوانند این معارف را به دیگران منتقل کنند. دفاع از دین ـ که حقیقتاً نعمتی مظلوم بوده و پیامبران الهی همواره در این راه مظلوم واقع شدهاند و مورد حمایت خداوند قرار گرفتهاند، امروز نیز بر عهده کسانی است که در مسیر طلبگی گام میگذارند.

اگرچه طلاب مانند پیامبران معصوم نیستند، اما به دلیل آنکه در همان مسیر هدایت و دفاع از دین حرکت میکنند، رسالت آنان ماهیتی پیامبرگونه دارد. آنان ادامهدهندگان راه انبیا در پاسداری، تبیین و نشر معارف الهیاند و نقش مهمی در حفظ ایمان جامعه ایفا میکنند.
نکته مهم دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که در جامعه، افزون بر طلاب و کسانی که راه تحصیل علوم دینی را برگزیدهاند، افراد مؤمن فراوانی وجود دارند که در مشاغل گوناگون فعالیت میکنند. این افراد اگرچه ممکن است تحصیلات حوزوی نداشته باشند، اما دارای ایمان، اعتقادات نیکو و اهتمام به انجام واجبات و ترک محرمات هستند.
با این همه، نیاز جامعه به حضور طلاب و عالمان دینی از آن جهت است که ایمان و تقوای فردی به تنهایی برای هدایت عمومی و پاسخگویی به سؤالات و شبهات کافی نیست. جامعه به متخصصانی نیاز دارد که بر علوم دینی تسلط کامل داشته باشند، با قرآن و روایات آشنا باشند و توانایی تفسیر صحیح و تبیین دقیق معارف الهی را داشته باشند.
در شرایط کنونی که انواع شبهات از طریق رسانهها، فضای مجازی و حتی ابزارهای نوین مانند هوش مصنوعی تولید و منتشر میشود، وجود طلاب آگاه و مسئولیتیافته ضرورتی انکارناپذیر است؛ کسانی که بتوانند از دین خداوند دفاع کنند، تفسیر درست قرآن را به جامعه برسانند و روایات معتبر و معارف اهلبیت(علیهمالسلام) را به شکلی صحیح و اثرگذار منتقل سازند.
اگر این وظیفهی خطیر به درستی انجام نشود و شبهات موجب تزلزل ایمان مردم گردد، بیگمان مسئولیت آن بر عهده کسانی خواهد بود که متولی این امر بودند اما در انجام رسالت خود کوتاهی کردند.
* دعوت از نخبگان به عرصه طلبگی و سربازی برای امام زمان (عج)
افرادی که توانایی و ظرفیت ورود به عرصهی طلبگی را دارند اما از این مسیر رویگردان میشوند، ممکن است به صورت تسبیبی و غیرمستقیم در تزلزل اعتقادی دیگران سهیم باشند. از این رو، به همه کسانی که استعداد، انگیزه و توان لازم را در خود میبینند توصیه میکنم که این راه پیامبرگونه را انتخاب کنند؛ راهی که در حقیقت نوعی سربازی و یاری امام زمان(عج) و خدمت به دین الهی است. همچنین به پدر و مادرهایی که دغدغهی دینداری و حفظ ایمان فرزندانشان را دارند توصیه میکنم در این زمانهی حساس، باهوشترین، بااستعدادترین و پرتلاشترین فرزند خود را ـ آنکه بیش از دیگران دغدغهی دین را در دل دارد برای ورود به این عرصه تشویق کنند تا در مسیر پاسداری از دین خداوند نقشآفرین باشد.

نکته دیگری که در پاسخ به پرسشهای پیشین باید بیان شود آن است که تحصیل در حوزه، دو کارکرد مهم دارد:
نخست کارکرد فردی؛ به این معنا که طلبه در مسیر تحصیل، از اعتقادی متقن و بنیانی استوار برخوردار میشود. او با مطالعه، تفکر و بهرهگیری از علوم مختلف همچون فلسفه و کلام، میآموزد چگونه شبهات را برای خود پاسخ دهد و باورهای صحیح مذهب امامیه را عمیقاً درک و هضم کند.
کارکرد دوم، نقش اجتماعی حوزه است. پس از آنکه طلبه خود را ساخت و به معرفتی ریشهدار دست یافت، وظیفه او به عرصه جامعه کشیده میشود. در این مرحله، رسالت او این است که بتواند این باورهای صحیح را به دیگران منتقل کند و نوری را که خود از آن بهرهمند شده، به دلهای دیگران نیز بتاباند. به این ترتیب، حوزه علمیه هم مدرسه ساختن خویشتن است و هم کانونی برای خدمت اجتماعی و پاسداری از ایمان مردم.
* تفاوت بنیادین طلبگی با سایر تخصص ها
تفاوت طلبگی با دیگر تخصصها این است که طلبه با روح و روان و فکر و اندیشهی مردم سروکار دارد، و از نگاه برخی تعالیم معصومین، متعالی ساختن اندیشه و راهبری فکرِ انسان، از کمک کردن به یتیم هم ارزشمندتر است؛ زیرا کمک به یتیمِ بیپدر، هرچند شریف است، اما «یتیمِ فکری» یعنی کسی که مرشد و راهنمایی ندارد، به تعالیِ اندیشه و دستگیری نیازمندتر است. در مقابل، دیگر متخصصها معمولاً با بدن انسان یا با ابزار و وسایلی که انسان برای تأمین نیازهایش به آنها محتاج است سر و کار دارند. بنابراین هر تخصصی نیاز به متخصص دارد و متخصصِ دین هم همان طلبهی درسخواندهی حوزوی است؛ و بیتردید امام زمان(عج) به طلاب واقعی عنایت دارند و مورد توجه حضرتاند.












نظر شما