به گزارش خبرگزاری حوزه، در ایام جنگ تحمیلی و دوران پساجنگ، اقتصاد کشور بیش از هر زمان دیگری به همدلی اجتماعی، اصلاح فرهنگ مصرف و تقویت مشارکت مردم نیاز دارد. در چنین شرایطی، توجه به آموزههای دینی دربارۀ صرفهجویی و پرهیز از اسراف میتواند راهگشای بسیاری از مسائل باشد.
در این باره با حجتالاسلام والمسلمین علی ملکوتینیا استاد حوزه علمیه قم و پژوهشگر علوم اسلامی به گفتوگو نشستیم.
در مکتب قرآنکریم و اهلبیت(علیهم السلام) چه آموزههایی در خصوص اعتدال و پرهیز از اسراف و تبذیر وجود دارد؟ و این آموزهها چگونه میتواند به بهترشدن زندگی فردی و اجتماعی ما بیانجامد؟
قرآن کریم بندگان خدا را کسانی میداند که نه اسراف میکنند و نه بخل میورزند، بلکه راه اعتدال را در پیش میگیرند؛ «وَالَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً»(سوره فرقان/آیه۶۷). اهلبیت(علیهم السلام)، نیز «صرفهجویی» را یک فضیلت اخلاقی و «اسراف» را یک رفتار اجتماعی ناپسند و آسیبزا معرفیاند. به عنوان نمونه؛ امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) فرمودند: «الْقَصْدُ مَثْرَاةٌ وَ السَّرَفُ مَتْوَاةٌ؛ میانهروی، ثروت و اسراف، زیان و خسارت است»(الکافی، کلینی، جلد۴، صفحه۵۲، حدیث۴).
امامصادق علیهالسلام نیز فرمودند: «أَرْبَعَةٌ لَا تُسْتَجَابُ لَهُمْ دَعْوَةٌ ... رَجُلٌ کَانَ لَهُ مَالٌ فَأَفْسَدَهُ فَیَقُولُ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فَیُقَالُ لَهُ أَلَمْ آمُرْکَ بِالاقْتِصَادِ أَ لَمْ آمُرْکَ بِالْإِصْلَاحِ»(الکافی، جلد۲، صفحه۵۱۱، حدیث۲)؛ فردی که مال خود را تباه کرده و پس از آن از خدا طلب روزی میکند. به او گفته میشود: «آیا تو را به اقتصاد(میانهروی) امر نکردم؟ آیا تو را به اصلاح(در مصرف) امر نکردم؟». آن حضرت در ادامه این آیه را تلاوت فرمودند: «وَالَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً»(سوره فرقان/آیه۶۷).
این آیه صفات بندگان خاص خداوند رحمان را توصیف میکند: «و کسانی که چون انفاق میکنند، نه اسراف میکنند و نه سختگیری (کوتاهی بیش از حد)، و (انفاقشان) همواره بین این دو، حدّ وسط و معتدلی است.»؛ یعنی در خرج کردن مال، زیادهروی و تبذیر نمیکنند و از حد اعتدال خارج نمیشوند. و در انفاق، خسیس و تنگدست هم نیستند و بیش از حد نیاز خود را کم نمیکنند تا جایی که خود یا خانوادهشان در مضیقه بیفتند، بلکه راه اعتدال را در پیش میگیرند؛ نه فقیر میشوند و نه اسرافکار. این حد وسط، همان قوام و استواری در مصرف است که نشاندهندۀ عقلانیت و تدبیر است.
البته از نگاه آموزههای اسلامی، اسراف فقط به معنای مصرف زیاد نیست، بلکه هرگونه مصرف بیجا و خارج از نیاز و شأن نیز نوعی اسراف است؛ خواه در خوراک و پوشاک باشد، خواه در آب، انرژی، وقت یا امکانات عمومی. علاوه بر آن، صرف مال در معصیت نیز، اسراف محسوب میشود.
بنابراین، اگر جامعهای بخواهد مسیر رشد و برکت را طی کند، باید فرهنگ مصرف خود را بر پایه صرفهجویی و تعادل بنا کند. صرفهجویی در واقع نوعی احترام به نعمتهای الهی و رعایت حق دیگران است. وقتی انسان در زندگی فردی از اسراف دوری کند، هم آرامش بیشتری خواهد داشت و هم زمینه را برای عدالت اجتماعی و بهرهمندی همه فراهم میسازد.

در دوران جنگ تحمیلی و دوران پس از آن، ضرورت اصلاح الگوی مصرف و اجتناب از اسراف بیش از پیش احساس میشود. از این جهت، نقش اصلاح الگوی مصرف در استحکام پایههای اقتصادی و اجتماعی جامعه در چنین شرایطی چگونه تبیین میشود؟
در دوران جنگ و پساجنگ، جامعه با محدودیت منابع، فشار اقتصادی و نیازهای گسترده روبهرو است؛ در چنین شرایطی، «اصلاح الگوی مصرف»، یک ضرورت قطعی است، نه صرفاً یک توصیه اخلاقی. از منظر دینی، هر نعمتی امانت الهی است و باید به گونهای مصرف شود که بیشترین منفعت را برای فرد و جامعه داشته باشد. در این خصوص امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «وَ لَکِنَّ الْمَالَ مَالُ اللَّهِ یَضَعُهُ عِنْدَ الرَّجُلِ وَدَائِعَ وَ جَوَّزَ لَهُمْ أَنْ یَأْکُلُوا قَصْداً وَ یَشْرَبُوا قَصْداً وَ یَلْبَسُوا قَصْداً وَ یَنْکِحُوا قَصْداً یَرْکَبُوا قَصْداً وَ یَعُودُوا بِمَا سِوَی ذَلِکَ عَلَی فُقَرَاءِ الْمُؤْمِنِینَ وَ یَرْمُوا بِهِ شَعَثَهُم؛ مال، در حقیقت مالِ خداست؛ خداوند آن را به صورت امانت نزد انسانها قرار داده است. و به آنان اجازه داده که به اندازه و با میانه روی بخورند، با میانهروی بیاشامند، با میانهروی بپوشند، با میانهروی ازدواج کنند، با میانهروی مرکب و وسیله استفاده کنند؛ و آنچه افزون بر این است را به فقیران مؤمن برگردانند و با آن، نابسامانی و گرفتاری آنان را برطرف کنند.».(تفصیل وسائل الشیعه، جلد۱۱، صفحه۵۰۰، حدیث۱۵۳۷۰).
از این رو اگر مصرفگرایی و اسراف در جامعه رواج پیدا کند، منابع محدود به سرعت هدر میرود و فشار بیشتری بر اقشار کم برخوردار و ضعیف وارد میشود. در مقابل، فرهنگ صرفهجویی و استفاده درست از امکانات، علاوه بر اینکه اقتصاد را مقاومتر میکند، روحیۀ همبستگی، ایثار و مسئولیتپذیری را نیز در جامعه تقویت میسازد. در دوران سختی، مردم اگر ببینند که همگان در مصرف متعادلاند، احساس عدالت و همراهی بیشتری میکنند و این خود موجب تقویت اعتماد عمومی و پایداری اجتماعی میشود.
بنابراین اصلاح الگوی مصرف در چنین دورانی، هم یک وظیفۀ دینی است و هم یک راهبرد عقلانی برای عبور از بحرانهاست. از این رو امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) فرمودند: «مَنْ صَحِبَ الِاقْتِصَادَ دَامَتْ صُحْبَةُ الْغِنَی لَهُ وَ جَبَرَ الِاقْتِصَادُ فَقْرَهُ وَ خَلَلَهُ؛ هرکه با میانه روی همراه شود، همیشه بینیازی همنشین او خواهد بود و میانهروی، فقر و کاهش های او را جبران می نماید.» (تصنیف غررالحکم، صفحه۳۵۴، حدیث۸۰۷۱). یعنی هر کسی میانهروی را در زندگی پیشه کند، معمولاً دچار تنگدستی و وابستگی نمیشود؛ چون اعتدال باعث میشود انسان کمبودها و دشواریهای مالی را بهتر مدیریت کند و فشار فقر کمتر شود.
اقتصاد مقاومتی به عنوان یک رویکرد کلیدی در شرایط تحریم و فشارهای اقتصادی مطرح است. به نظر شما، چگونه پرهیز از تجملگرایی و اسراف میتواند به تحقق این مهم و ایجاد اقتصادی تابآور و متکی بر داشتههای درونی کمک کند؟
اقتصاد مقاومتی زمانی بهدرستی محقق میشود که فرهنگ عمومی جامعه با آن هماهنگ باشد. یکی از مهمترین ارکان این هماهنگی، پرهیز از تجملگرایی، اسراف و مصرفزدگی است. تجملگرایی معمولاً جامعه را به سمت نیازهای غیرواقعی و هزینههای غیرضروری میبرد. در نتیجه، منابع مالی و انسانی به جای آنکه صرف تولید، نوآوری و اشتغال شود، در مسیر نمایش و رقابتهای ظاهری هدر میرود.
از نگاه دینی، سادهزیستی و قناعت به معنای عقبماندگی نیست، بلکه نشانۀ عقلانیت و دوراندیشی است. جامعهای که از اسراف فاصله میگیرد، سرمایههای خود را حفظ میکند و میتواند آنها را در مسیر تولید و پیشرفت به کار گیرد. از این رو اقتصاد مقاومتی که برگرفته از متن دین است، فقط یک برنامۀ حکومتی نیست؛ یک سبک زندگی است. اگر مردم در مصرف، خرید، ساختوساز، ازدواج، مهمانیها و سایر عرصهها از تجملگرایی دوری کنند، پایههای اقتصاد ملی استحکام بیشتری پیدا میکند و وابستگی به بیرون کاهش مییابد.
به همین خاطر بود که رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنهای(ره)، مدیریت مصرف را رُکن اقتصاد مقاومتی میدانستند و می فرمودند: «مسئله مدیریت مصرف، یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی است؛ یعنی مصرف متعادل و پرهیز از اسراف و تبذیر. هم دستگاههای دولتی، هم دستگاههای غیر دولتی، هم آحاد مردم و خانوادهها باید به این مسئله توجه کنند؛ که این واقعاً جهاد است. امروز پرهیز از اسراف و ملاحظۀ تعادل در مصرف، بلاشک در مقابل دشمن یک حرکت جهادی است؛ انسان میتواند ادعا کند که این اجر جهاد فی سبیلاللّه را دارد. یک بُعد دیگرِ این مسئله تعادل در مصرف و مدیریت مصرف این است که ما از تولید داخلی استفاده کنیم؛ این را همه دستگاههای دولتی توجه داشته باشند- دستگاههای حاکمیتی، مربوط به قوای سهگانه - سعی کنند هیچ تولید غیر ایرانی را مصرف نکنند؛ همت را بر این بگمارند. آحاد مردم هم مصرف تولید داخلی را بر مصرف کالاهائی با مارکهای معروف خارجی - که بعضی فقط برای نام و نشان، برای پُزدادن، برای خودنمائی کردن، در زمینههای مختلف دنبال مارکهای خارجی می روند - ترجیح بدهند. خود مردم راه مصرف کالاهای خارجی را ببندند.».(بیانات در دیدار با کارگزاران نظام؛ ۳/۵/۱۳۹۱).
یکی از مباحث مهم در حل چالشهای اقتصادی کشور، تمرکز بر نقش مردم و جلوگیری از تمرکزگرایی صرف در دست دولت است. از دیدگاه شما، چگونه میتوان با سپردن امور به مردم و رفع انحصارات، زمینه را برای شکوفایی اقتصادی و حل ریشهای مسائل فراهم ساخت؟
در حُکمرانی اسلامی، مردم صرفاً مخاطب و شنوندۀ سیاستها نیستند، بلکه بازیگران اصلی عرصۀ اقتصاد و اجتماع به شمار میآیند. هر جا که مردم به میدان آمدهاند، ظرفیتهای عظیم جامعه شکوفا شده است. البته دولت هم باید نقش سیاستگذار، ناظر و پشتیبان را ایفا کند، اما تصدیگری گسترده و انحصار در دست دولت معمولاً موجب کاهش کارآمدی، کُندی تصمیمگیری و کاهش انگیزهها میشود. وقتی میدان برای مردم، بخش خصوصی سالم؛ یعنی تعاونیها و نهادهای مردمی باز شود، خلاقیت، رقابت سالم و سرمایهگذاری ایمن افزایش مییابد.
بنابراین باید موانع مشارکت مردمی، از جمله انحصارها، بروکراسیهای فرساینده و بیاعتمادی به مردم برطرف شود. واقعا اگر مردم احساس کنند که در اقتصاد کشور نقش واقعی دارند، هم سرمایههای خُرد و کلان به حرکت درمیآید و هم مسئولیتپذیری عمومی افزایش مییابد.
نتیجه این امر، حل ریشهای بسیاری از مشکلات اقتصادی و شکلگیری اقتصادی پویا، عادلانه و مردمی خواهد بود.
البته دولت، نباید فقط تماشاگر و گزارش دهندۀ گرانی و کمبودها باشد، بلکه باید در جایگاه هدایت و نظارت سازمان یافته، نقش خود را به درستی ایفا کند. آنچه از رفتار حکومتی پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) و عبور و مرور امامعلی(علیهالسلام) در بازار به صورت مرتب، استنباط میشود، این است که؛ نظارت بر بازار و هدایت آن به سمت رفتار عادلانه، و فراهم ساختن فضا و امکانات مناسب برای تولید و خدمات، کاری لازم و اجتناب ناپذیر است. این کار از باب امر به معروف و نهی از منکر، موجب افزایش کارآیی بازار خواهد بود. زیرا نظارت جامع از سوی حکومت و دولت اسلامی بر بازار، امنیت بازار و سلامت بازار از قاچاق، احتکار و تعاملات حرام را به ارمغان خواهد آورد.
امامعلی(علیه السلام) به عنوان حاکم اسلامی که دامنه نفوذ قدرت وی تمام خاورمیانه را فراگرفته بود، یک روز به بازار ماهیفروشان رسیدند، فرمودند: «در بازار اسلامی، ماهیای که در آب، مُرده باشد، فروخته نمیشود.»(احقاق الحق، قاضی سید نورالدین حسینی مرعشی تستری، جلد۱، صفحه۶۶۳). و بر اساس روایات صحیح، در بازار کوفه، غُرفههایی وجود داشت که ملک دولت اسلامی بود، اما آن حضرت کراهت داشت که در مقابل استفاده از آن غرفهها کرایهای بگیرد و کرایهای نیز نمیگرفت.(وسائلالشیعه، جلد۱۷، صفحه۳۲۱).
همین مسئولیت را شاگردان امامان و اصحاب آنان در دوره خودشان، و همچنین روحانیت شیعه در طول دویست سالة اخیر بر عهده گرفتند و ادامه دادند. زیرا در آن زمان، حکومت در دست حاکمان مستبد و ظالمی بود که هیچ گونه دلسوزی برای مردم نداشتند. ولی عالمان شیعه به سبب جایگاه رفیع اجتماعی و سیاسی خود در جامعه ایران و بر اساس مبانی نظری دینی به اموری از قبیل: حمایت از اقشار نیازمند، هدایت دینی تاجران، نظارت بر بازار، حراست و حمایت از سرمایههای ملی این کشور پرداختند. تأسیس مساجد و حوزههای علمیه در کنار بازارها و تشکیل جلسات وعظ و کلاسهای آشنایی با احکام تجارت برای بازاریان، تا حدودی اخلاق و رفتار بازاریان را اصلاح و ارتقاء بخشید.
همچنین عالمان شیعه از جمله مرحوم آیتالله آقا نجفی اصفهانی و برادرشان شهید حاج آقا نورالله اصفهانی، آیات عظام ملّا محمدکاظم خراسانی، سیدمحمدکاظم یزدی، میرزا حسین نجل میرزا خلیل، محمد الغروی الشربیانی، ملّا محمدحسن مامقانی، میرزا فتحالله شیرازی اصفهانی(معروف به شریعتمدار)، میرزا محمدحسین نوری(معروف به محدث نوری) و صدر اصفهانی، مرحوم شیخ محمداسماعیل محلاتی(از علمای نجف در دوره مشروطه)، آیتالله سیدعبدالحسین لاری(از شاگردان میرزای شیرازی و عالم برجسته منطقه فارس و لارستان) و صدها عالم شیعی با تشویق بازاریان به تأسیس شرکتهای اقتصادی اسلامی و حمایت عملی از تولیدات بازار داخلی و صدور اعلامیه و بیانیه مبنی بر تحریم کالاهای خارجی و تعهد عملی خود به پرهیز از مصرف کالای خارجی، نقش مؤثری در مبارزه با قاچاق کالا و حمایت از بازار و حراست از سرمایه مالی ایرانی و رشد اقتصاد ایران داشتهاند.
انتهای پیام/











نظر شما