*به خبرگزاری حوزه خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶ \ الاثنين ٢٩ ربيع الأوّل ١٤٣٩ \ Monday, December 18, 2017
کد خبر: 418480 | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۳/۲۹ - ۰۹:۲۳ | سرویس: علمی، فرهنگی 85
یادگاه شهیدان علم ( ۲۱۷)
شجاعت او در جبهه روحیه بخش رزمندگان بود
حوزه/ رزمندگان با دیدن او روحیه می گرفتند و آن در حالی بود که عمامه سفیدش را نیز در سر داشت.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، دفتر زندگی روحانی شهید مرادعلی(مهدی) عبدالله پور در سال 1341 ش در فریدونکنار مازندران گشوده شد. درس های دبیرستان را که تمام کرد به تحصیل درس های حوزوی روی آورد. قدم هایش به شهر مقدس قم رسید و در جوار حرم دختر موسی بن جعفر(ع) به فراگیری دروس حوزوی مشغول شد و مدتی بعد تاج علم و دیانت یعنی عمامه را بر سر نهاد و در سلک روحانیت در آمد.

*اخلاقیات شهید

شیخ مهدی اهل عفو و گذشت بود. برای پاسخ به سوالات دیگران کمی مکث می کرد سپس پاسخ می داد. وقتی شنید یکی از دوستان قدیمی اش از هواداران منافقین شده با استدلال و منطق به روشنگری او پرداخت و توفیق یافت که با ارائه ایده های امام او را به طرف انقلاب جذب نماید.

اهل مطالعه و فهمیدن بود. دوستانش گفتند که در جبهه علاوه بر شرکت در رزم، هرگاه اوقات فراغتی برایش حاصل می شد به مطالعه مشغول می شد. کتاب هایش همراهش بود به گونه ای که احساس می شد با این کتاب ها در حال زندگی است.

*روحانی زمان شناس

حجت الاسلام عبدالله پور درس را دوست داشت ولی در برهه تاریخی دهه شصت حضور در جبهه را برای خود لازم دانست و از امور جنگ غافل نشد. چندین بار به مناطق جنگی در غرب و جنوب کشور اعزام شد و چندین مرتبه هم مجروح گشت.

شجاعت او در جبهه روحیه بخش رزمندگان بود. یکی از همرزمانش می گفت: در والفجر 8  شب سوم در کارخانه نمک به همراه شهید سرافراز حاج حسین بصیر به درگیری با دشمن مشغول شد که رزمندگان با دیدن او روحیه می گرفتند و آن در حالی بود که عمامه سفیدش را نیز در سر داشت.

بارها با لباس غواصی و به همراه غواصان رزمنده برای عملیات و ضربه زدن به دشمن از اروند رود عبور کرد و با شجاعت جنگید.

*خاطره ای از دوست شهید

در شب دوم عملیات رمضان سال1361 در محاصره بعثی ها قرار گرفته بودیم. در آن زمان شهید عزیز به عنوان فرمانده گروهان المهدی از گردان علی بن ابی طالب بود که بنده به عنوان بی سیم چی در کنارش بودم و دشمن از هر طرف به ما تیراندازی می کرد. با توجه به اینکه مجروح بودم و قدرت حرکت نداشتم، ایشان اسلحه خویش را به من سپرد و با چند نارنجک به سمت تانکی که بر روی  رزمندگان آتش می گشود، رفت او یک تنه با آنها درگیر شد و سرنشینان تانک را به هلاکت رساند که در پی آن، تانک های دیگر دشمن از محل درگیری گریختند.

*هجرتی سرخ

عملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه سکوی عروج آن انسان رشید و روحانی شد، انسانی که به شهادتش افتخار می نمود و آنرا حیات بخش جامعه بشری می دانست. او رفت تا ارزش ها بماند و لذا سهل انگاری در امر فرهنگ خیانت به راه و مرام شهیدان تاریخ است،بدن مطهر شهید پس از تشیع باشکوه در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال
نمایش نظرات
اوقات شرعی