به گزارش خبرگزاری حوزه، "...خدایا اگر شوقی هست، اگر شجاعتی هست، اگر روحم به تکاپو افتاده است برای رفتن همه و همه به لطف تو بوده و بس...میتوانستی مرا هم در این دنیا غرق کنی...میتوانستی مرا هم آنقدر سرگرم دنیا کنی که فکر جهاد هم نباشد چه برسد به رفتن...میتوانستی آنقدر وابستهام کنی که نتوانم از داشتههایم دل بکنم...اما خدایا، از همه چیز دل بریدهام...
از زن و فرزندم گذشتم...دیگر هیچ چیز این دنیا برایم ارزشی ندارد جز آنچه که مرا به تو برساند...
خدایا، من از همه چیز این دنیا گذشتم تو نیز از من بگذر و این همه را فقط از لطف تو میدانم...
پس: ای که مرا خواندهای؛ راه نشانم بده"
جملات فوق بخشی از دلنوشته ی خواندنی شهید محسن حججی است که آن را در محرم سال ۹۵ و در حال و هوای عزاداری برای سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نگاشته است؛ او که خود در عصر پرفریب دنیای امروز به تعبیر مقتدایمان حجتی شد برای همگان تا راه را نشانمان بدهد و به این واسطه دیگر راه را گم نکنیم و در مسیر حسینی شدن و حسینی ماندن موفق و سربلند باشیم.
هنوز هم پس از گذشت ۷ سال از شهادت مظلومانه این شهید والامقام نمی دانیم او با خدا چه معامله ای کرد و چگونه در برابر معبود، رسم عبد بودن را بجا آورد که آن تحول بزرگ را در جامعه حتی در بین کسانی که کمتر تمایلات دینی و انقلابی دارند، پدید آورد.
باید از روح بلند خود او پرسید که محسن جان تو به راستی چه کرده ای که خیلی ها با وجود تلاش های بسیار دیده نمی شوند و تو یک تنه چون آفتاب درخشیدی و از خیلی ها دلبری کردی و حجتی شدی برای همه ما که وصف آن زمان می خواهد و مجالی مفصل!؟
ای کاش بتوانیم نه صرفاً در حرف و شعار که در عمل و سبک زندگی مان، پیرو راه شهدایی باشیم که با خون خود، راز و رمز سعادت و معرفت و عاقبت بخیری را برایمان تبیین کردند و به خصوص شهید حججی که با آن صلابت و اقتدار در هنگام اسیر شدن به دست وحوش داعشی نشان داد که سرباز امام روح الله و امام سید علی خامنه ای چه کسی است و چه ویژگی هایی دارد.
بی شک آن هایی که ادعای شجاعت و قدرت می کنند با نگریستن به آن عکس معروف و پی بُردن به عمق قضیه خواهند فهمید که کجای کار هستند، البته اگر خود را به نفهمیدن نزنند و در پیِ کشف حقیقت باشند. امید که چنین باشد.
سیدمحمدمهدی موسوی