به گزارش خبرگزاری حوزه، روز ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ سپهبد رزمآرا نخستوزیر رژیم پهلوی که برای شرکت در یک مجلس ختم در مسجد شاه حضور یافته بود، در حیاط مسجد توسط یکی از اعضای جمعیت فدائیان اسلام به نام خلیل طهماسبی به ضرب گلوله به هلاکت رسید.
نخست وزیری رزمآرا آنقدر که برای جامعه آن موقع غیر مترقبه بود، برای کسانی که در جریان سیاست بودند، تعجب برانگیز نبود. زیرکی و موقع شناسی او آن اندازه بود که همزمان با توافق و هماهنگی با سه سیاست انگلیس، آمریکا و شوروی هر یک از این دولتها، زمامداری او را به نفع خود می دیدند.هر یک از دول سه گانه برای خود دلایل موجهی در به قدرت رساندن رزمآرا داشتند؛ انگلیسی ها در این راه "منصورالملک" را به دلیل اینکه لایحه نفت را معطل می کرد و حاضر به دفاع از آن نمی شد، مجبور به استعفا کردند. با توجه به این نکته آنها امیدوار بودند، رزمآرا با زیرکی خاص خود این لایحه را به نفع آنها به سرانجام رساند.
روسها نیز با شناختی که از سوابق رزمآرا در نزدیکی با حزب توده داشتند، در پی کسی بودند که نقشه نزدیکی شوروی یا فرار برخی از زندانیان سیاسی حزب توده را خوب اجرا کند. آمریکاییها نیز به یک نظامی موفق احتیاج داشتند که بتواند موقعیت جغرافیایی ایران را حفظ کند. بعد از استعفای علی منصور ، "محمدرضا شاه" بر خلاف میل باطنی، سه ساعت بعد فرمان نخست وزیری رزمآرا را صادر کرد.او نخست وزیری ماجراجو بود؛ البته شاه هیچ نخست وزیر قوی و سیاستمداری را بر نمی تابید و حتی او را تهدیدی برای تاج و تخت خود می دانست.
رزمآرا قبل از گرفتن فرمان نخست وزیری سعی کرد به هر صورت ممکن با "دکتر مصدق" از در آشتی برآید تا شاید بتواند همراهی او را در تصویب لایحه نفت به نفع انگلیسی ها به دست آورد. او در ۶ تیر ۱۳۲۹ کابینه خود را در میان اعتراض های گسترده نمایندگان تشکیل داد. مهمترین مسأله پیش روی رزمآرا لایحه الحاقی نفت و تلاش برخی نمایندگان برای ملی کردن صنعت نفت بود. چند ماه بعد مبارزات طرفداران ملی شدن نفت شدت یافت و تظاهرات موافقین در مجلس و خارج از آن و نیز اعتراض در محافل داخلی و خارجی شدت گرفت؛ تزلزل خاطر انگلیسی ها در تهران و لندن بر اثر رد «لایحه گس گلشاییان» فشارها را بر رزمآرا بیشتر کرد. نخست وزیر در پاسخ ملیون که تقاضای ملی کردن نفت را داشتند، توضیح داد که این پروژه در کشور ما عملی نیست و ممکن است ما نتوانیم از عهده آن برآییم آن هم مایی که فقط قدرت ساخت لولهنگ(آفتابه) را داریم!!
انگیزه رزمآرا را باید در حس جاه طلبی بیش از حد او که فقط رسیدن به جایگاه نقش اولی در مملکت آن را ارضا می کرد، جست و درباره همکاری های داخلی و خارجی او می توان گفت او برای رسیدن به موفقیت به شدت خود را به سفارتخانه های دول دیگر نزدیک می کرد و سعی داشت هوای همه را داشته باشد. به حزب توده اعتقادی نداشت؛ ولی احساس می کرد حزب توده می تواند به موفقیت او کمک کند و با آنان در تماس دائم بود؛ اگرچه سران حزب منکر این ارتباط می شوند؛ اما به قول طلوعی، "کیانوری" از سران حزب آنقدر از رزمآرا تعریف می کند که دم خروس را نشان می دهد. همچنین "دکتر انور خامه ای" یکی دیگر از سران توده ای دست انگلیس را پشت این برنامه می بیند؛ او می گوید: «اکنون پس از سالها و افشاگری های فراوان مسلم گردیده که رزمآرا گرداننده اصلی ترور شاه و کودتا بوده است و انگلیسی ها به دست او این برنامه را پیاده کردهاند تا یک دیکتاتوری نظامی روی کار بیاورند و جنبش مبارزه با امتیاز نفت جنوب در نطفه خفه شود. مهمترین سودی که رزمآرا در این ترور به آن می رسید این بود که اگر شاه کشته می شد، به احتمال قوی قدرت مطلق به دست رزمآرا می افتاد. دولت و وزرا به قدری بی عرضه بودند که حتی پیش از این حادثه هم از او حساب می بردند.
شاه در اوایل اسفند ۱۳۲۹ش. از ارتباطات پنهانی نخست وزیر با انگلیسی ها مطلع شده و این بدگمانیِ شاه را نسبت به او افزود. همزمان عوامل شاه در ارتش، از تحرکات نظامی مشکوک و قصد رزمآرا برای ترور، شاه آگاه کردند. شاه که از قدرت گرفتن رزمآرا سخت نگران شده بود در نامه ای او را از دست زدن به این کار بر حذر داشت؛ مضمون نامه شاه این بود که نه تو سردار سپه هستی و نه من احمد شاه، این سودا را از سر به در کن وگرنه سر خود را به باد خواهی داد.
خلیل طهماسبی عامل ترور اطرافیانش استاد خلیل صدایش میکردند. او در مجالس سید ابوالقاسم کاشانی با نواب صفوی آشنا شد و در ۱۳۲۶ به عضویت فدائیان اسلام درآمد.در پی مخالفتهای آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی و شهید نواب صفوی با رزمآرا نخستوزیر ایران، طهماسبی در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ رزمآرا را در مسجد شاه با شلیک سه گلوله ترور کرد. مجلس شورای ملی در دوره هفدهم در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۳۱ به درخواست شمس قناتآبادی (از یاران آیت الله کاشانی) در ماده واحدهای وی را قهرمان ملی نامید و چنین تصویب کرد:چون خیانت حاجعلی رزمآرا بر ملت ایران ثابت گردیده هرگاه قاتل او استاد خلیل طهماسبی باشد به موجب این قانون مورد عفو قرار میگیرد و آزاد میشود.( به نقل از متن مربوطه در مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۶ مرداد ۱۳۳۱ نشست ۲۴) به این ترتیب طهماسبی در ۲۴ آبان ۱۳۳۱ از زندان آزاد شد.
موضع آیت الله کاشانی
آیت الله کاشانی به صراحت اعلام کرد این عمل بنفع ملّت ایـران بـود و ایـن گلوله و ضربه عالیترین و مفیدترین ضربهای بود که به پیکر استعمار و دشمنان ایـران وارد آمـد.
قاتل رزمآرا بـاید آزاد شود زیرا این اقدام او در راه خدمت به ملّت ایران و برادران مسلمانش عملی شده اسـت و چـون در حکومت ملی قضاوت افکارعمومی محترم اسـت و رزمآرا را افـکار عمومی ملّت ایران محکوم کرده است در حـقیقت حـکم اعدام را افکار عمومی ملت ایران صادر کرده است و شما می دانید که هیئت حـاکمه و قـوانین اجتماعی هر کشور مولود افـکار عـمومی مردم آن کـشور مـیباشد و خـلیل طهماسبی مجری اراده قاطبه ملت ایـران بـوده است....نخستوزیر مقتول در زمان حیات خـود از مـنافع شرکت نفت جنوب سیاسیت استعماری انـگلستان بشدت حمایت میکرد.چـون عـموم طبقات مردم ایران با تـصمیم قـطعی و خللناپذیری برای کوتاه کردن دست طمع سیاست استعماری شرکت نفت جنوب قیام کـرده بـودند،پافشاری رزمآرا برای مقاومت در مـقابل افـکار عـمومی ملّت ایران و حـمایت از شـرکت نفت باعث خشم شـدید عـمومی مردم ایران گردید و جوانی غیور وطنپرست و متدین از میان مردم ایران برخاست و نخستوزیر بیگانهپرست را بـجزای اعـمال خود رسانید.
اگر پافشاری و موضع صریح و بـه جـای آیـة الله العظمی بروجردی(رحمة اللّه علیه) نبود، رژیم شاه آیت الله کاشانی را بـه جرم صدور این حکم سرنوشتساز، بیتردید به جوخه آتش میسپرد.
منابع:
موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
ناگفته ها، شهید مهدی عراقی ، ص ۷۷.
نظر شما