به گزارش خبرگزاری حوزه، کتاب «داستانهایی از نماز» که با بهرهگیری از میل و علاقهی فراوان انسان به شنیدن و خواندن داستانها به نگارش درآمده است، با داستان های متنوع و آموزنده از نماز نگاشته شده که در شمارههای گوناگون تقدیم شما خواهیم کرد.
آخرین سفیر الهی سفیر الهی در مسجد مدینه نماز ظهر می خواند
جانشین او نیز پشت سر رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) به نماز ایستاده بود فقیری وارد مسجد شد و از مردم تقاضای کمک نمود اما هیچ کس به او چیزی کمک نکرد
فقیر با دلی شکسته گفت : اللهم اشهد انی سئلت فی مسجد رسول الله فلم
«خدایا! شاهد باش من در مسجد رسول خدا از مردم کمک خواستم ، ولی هیچ کس مرا کمک نکرد»
وقتی آن فقیر با خود زمزمه می کرد، حضرت علی ( علیه السلام ) در رکوع نماز بود، با انگشت کوچکش فقیر را متوجه خود نمود، فقیر نزد آن حضرت آمد و با اشاره آن حضرت ، انگشتر را از انگشت آن حضرت بیرون آورد و با
خوشحالی و رضایت ، مسجد را ترک نمود.
در این هنگام رسول خدا فرمودند: رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی،وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی، وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی، یَفْقَهُوا قَوْلِی،
وَاجْعَلْ لِی وَزِیرًا مِنْ أَهْلِی، هَارُونَ أَخِی، اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی.(۱)
. خدایا! سینه مرا گشاده گردان ، کار مرا بر من آسان گردان و وزیری از خاندانم برایم قراد ده و به وسیله او پشتم را محکم کن.
هنوز سخن پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) به پایان نرسیده بود که جبرئیل آیه ۵۵ از سوره مائده را بر او نازل نمود
«انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنو الذین یقیمون الصلاة و یوتون الزکاة و هم راکعون"
(ولی و سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پیامبر او و آنانکه ایمان آورده اند و نماز را به پا می دارند و در حال رکوع ، زکات می پردازند .(۲)
پی نوشت ها:
۱- طه / ۲۵ - ۳۱.
۲_ ناسخ التواریخ ، مرحوم سپهر، ج ۱، ص ۲۷۸ (شرح حال علی (۷)
نظر شما