به گزارش خبرگزاری حوزه، اول اسفند ۱۳۴۸ شمسی مطابق با ۱۳ ذی الحجه ۱۳۹۸ قمری سالروز رحلت علامه ذوفنون جامع معقول و منقول و ستاره بی بدیل آسمان علم و عمل، آیت الله العظمی آقابزرگ تهرانی (ره)، کتابشناس و نویسنده کتاب ارزشمند «الذریعة الی تصانیف الشیعه» مهمترین دایرةالمعارف کتابشناسی شیعه است.
محمدمحسن فرزند علی منزوی تهرانی، معروف به «آقا بزرگ تهرانی» در شب پنجشنبه یازدهم ربیع الاول ۱۲۹۳ قمری در محله پامنار تهران دیده به جهان گشود. پدرش حاج علی بن مولی محمدرضا بن حاج محسن از تجار متدین و فاضل تهران بوده است و کتابی با عنوان "تاریخ الدخانیه" در تاریخچه دخانیات و فتوای تحریم تنباکو به زبان فارسی نگاشته که در کتابخانه شیخ آقا بزرگ در نجف موجود است.
خاندان او اصالت گیلانی داشتند که به تهران مهاجرت کردند. جدِّ بزرگش، حاج محسن نیز بازرگان بود و به همین جهت فرزندانش به محسنی شهرت داشتند. جدش با همکاری منوچهرخان معتمدالدوله گرجی، نخستین چاپخانه ایران را بنیاد نهاد.
آقابزرگ دو بار ازدواج کرد و دارای ۵ پسر و ۴ دختر شد. علینقی منزوی و احمد منزوی از فرزندان اویند که در تألیف و نشر کتاب الذریعه به او کمک کردند.داماد شیخ آقابزرگ، حجت الاسلام سید احمد دیباجی اولین شهید روحانی پس از انقلاب بود که در برخی کارهای علمی یار و همکار ابوالزوجه خود بود.
شیخ آقا بزرگ تهرانی از سال ۱۳۰۳ ق که معمم شد، تا سال ۱۳۱۵ ق در تهران سکونت داشت. نخست مراحل مقدماتی را در مدرسه دانگی آغاز کرد و در مدرسه پامنار و سپس در مدرسه فخریه (مروی) آن را پی گرفت. او در عرض این دوازده سال توانست علوم و فنون مختلفی چون ادبیات، منطق، تجوید قرآن، فقه، اصول، خط نسخ و نستعلیق را یاد گیرد. او در این مدت به جز تحصیل و تکمیل معلومات، کارها و اقدامهای جالبی هم داشته است که از آن میان استنساخ چندین نسخه از کتابهای معتبر و حایز اهمیت است.شیخ آقا بزرگ در سال ۱۳۱۵ ق برای همیشه ایران را ترک کرد و راه نجف را در پیش گرفت. آقا بزرگ، استادان زیادی داشته است.
شیخ آقا بزرگ استادان زیادی داشته است که عبارتند از:
اساتید تهران
با عنایت به نوشتههای شیخ، یادکردی از آن نیک مردان و دانشوران را که همگی از اساتید او در دوره مقدمات و سطوح شمرده میشود و شیخ پیش از هجرت به نجف، در تهران پیش آنان درس خوانده بود ـ لازم دیده، به ترتیب نام میبریم:
۱- شیخ محمدحسین خراسانی (متوفی ۱۳۴۷ق)؛
۲- شیخ محمدباقر تهرانی معروف به معزالدوله؛
۳- شیخ زینالعابدین محلاتی (شیخ در مدرسه صدر صدرنشین نویسی را از دو طرف فرا گرفت)؛
۴- میرزا ابراهیم زنجانی (م ۱۳۵۱ق)؛
۵- شیخ محمدرضا قاری؛
۶- میرزا محمود قمی؛
۷- حاج شیخ ملا محمدعلی نوری ایلکانی؛
۸- شیخ علی نوری ایلکانی (باید همان نوری حکمی و غیر از آن نوری ایلکانی باشد که پیش از این نام برده شد)؛
۹- سید عبدالکریم مدرسی لاهیجی؛
۱۰- میرزا محمدتقی گرگانی (م ۱۳۳۶ق)؛
۱۱- سید محمدتقی تنکابنی (م ۱۳۲۷ق)؛
۱۲- شیخ محمدتقی نهاوندی؛
۱۳- سید حسن استرآبادی؛
۱۴- شیخ عباس نهاوندی؛
۱۵- شیخ عبدالله اصفهانی؛
۱۶- سید محمدتقی قزوینی؛
۱۷- حاج میرزا سید حسن تهرانی؛
۱۸- آقا شیخ مهدی مازندرانی؛
۱۹- آقا شیخ محمد شاه عبدالعظیمی؛
۲۰- آقا شیخ عبدالحسین شیرازی؛
۲۱- آقا میرزا کوچک ساوجی؛
۲۲- حاج محمدعلی عراقی؛
۲۳- آقا میرزا شهابالدین شیرازی؛
۲۴- آقا شیخ عبدالخالق یزدی.
اساتید نجف
اما اساتید بزرگ شیخ در سطوح عالی حوزه علمیه نجف اشرف عبارتند از:
۱. محدث نوری (۱۲۵۴-۱۳۲۰ق)؛
۲. شریعت اصفهانی، معروف به شیخ الشریعه (۱۲۶۶-۱۳۳۹ق)؛
۳. آیت الله سید محمدکاظم یزدی؛
۴. آیت الله شیخ محمد طه نجف (۱۲۴۱-۱۳۲۳ق)؛
۵. سید مرتضی کشمیری (۱۲۶۸-۱۳۲۳ق)؛
۶. حاج میرزا حسین خلیلی (۱۲۳۰-۱۳۲۶ق)؛
۷. آخوند خراسانی (۱۲۵۵-۱۳۲۹ق)؛
۸. آیت الله محمدتقی شیرازی (متوفی ۱۳۳۸ق)؛
۹. سید احمد تهرانی کربلایی (متوفی ۱۳۳۲ق)؛
۱۰. شیخ محمدعلی چهاردهی رشتی (۱۲۵۲-۱۳۳۱ق)؛
۱۱. شیخ احمد شیرازی، معروف به «شانه ساز»؛
۱۲. شیخ حسن تویسرکانی؛
۱۳. سید آقا قزوینی؛
۱۴. شیخ عبدالله اصفهانی؛
۱۵. آیت الله حاج آقا رضا همدانی.
علامه تهرانی اهمیت بسیاری به روایت و نقل حدیث میداد و در کسب اجازه برای نقل احادیث میکوشید. علماء و فقهای بسیاری برای او اجازهنامه روایتی نوشته یا از او اجازه گرفتهاند تا آنجا که او پس از محدث نوری، سرشناسترین شیخ روایت یاد میشود. در اینجا ما نخست از کسانی نام میبریم که پیر پژوهشگران از آنان گواهی نقل روایت داشته است.
از علمای شیعه
محدث نوری: وی نخستین کسی است که برای شیخ آقا بزرگ در حالیکه او هنوز در دوران جوانی بود، اجازه نقل حدیث داده است.
۱- آیت الله سید حسن صدر کاظمی (م ۱۳۵۴ق)؛ ۲- شیخ محمدصالح آل طعان بحرانی (۱۲۸۴-۱۳۳۳ق)؛
۳- شیخ علی خاقانی (م ۱۳۳۴ق)؛ ۴- سید محمدعلی شاه عبدالعظیم (۱۲۵۸-۱۳۳۴ق)؛
۵- شیخ موسی بن جعفر کرمانشاهی؛ ۶- سید ابوتراب خوانساری (۱۲۷۱-۱۳۴۶ق)؛
۷- شیخ علی کاشف الغطاء (م ۱۳۵۰ق)؛
۸- ملا علی نهاوندی؛
۹- شیخ محمد طه نجف؛ ۱۰- سید مرتضی کشمیری؛
۱۱- حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی؛ ۱۲- آخوند محمدکاظم خراسانی؛
۱۳- سید احمد تهرانی کربلایی؛ ۱۴- میرزا محمدعلی مدرسی رشتی؛
۱۵- شیخ الشریعه اصفهانی؛ ۱۶- سید ناصر حسین لکهنوی (فرزند علامه مجاهد میر حامد حسین هندی)؛
۱۷- آخوند محمدتقی نهاوندی؛ ۱۸- علامه سید عبدالحسین شرف الدین عاملی؛
۱۹- آقا سید علی شوشتری؛ ۲۰- حاج شیخ عباس قمی؛
۲۱- سید محمدعلی هبةالدین شهرستانی؛ ۲۲- آقا میرزا هادی خراسانی حائری.
روایت از این پنج بزرگوار همچون روایت از شیخ محمدصالح طعان بحرانی به صورت مْدبجه میباشد. یعنی اجازهای که دو نفر به یکدیگر اعطا کرده باشند.
از علمای عامه
۱. شیخ محمدعلی ازهری مکی، از علمای مالکی مذهب و رئیس مدرسان مسجد الحرام.
۲. شیخ عبدالوهاب شافعی، امام جماعت مسجد الحرام.
۳. شیخ ابراهیم بن احمد حمدی، از عالمان شهر مدینه.
۴. شیخ عبدالقادر خطیب طرابلسی، مدرس حرم شریف.
۵. شیخ عبدالرحمن علیش حنفی، از مدرسان دانشگاه الازهر و امام جماعت در مسجد «رأس الحسین (علیهالسلام)» واقع در قاهره مصر.
دریافت کنندگان اجازه روایت از آقابزرگ
کسانی که از شیخ آقا بزرگ تهرانی اجازه روایتی گرفتهاند «طبقه پس از شیخ» خوانده میشوند و در میان آنان، نام بسیاری از فقها و مراجع تقلید، محدثان و مورخان نامدار معاصر، روایتگران به چشم میخورد و شمارش اسم آنان افزون بر آن است که در این مجال بگنجد. تا آنجا که گفته میشود:
«او استاد مطلق محدثان شیعه بود و بیش از دو هزار اجازه در روایت حدیث از او صادر شد...»
حال به عنوان نمونه تنها برخی از آن بزرگان را نام میبریم.
۱- آیت الله حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی؛ ۲- علامه شیخ عبدالحسین امینی تبریزی «مسند الامین» نامیده میشود.
۳- سید عبدالحسین شرفالدین عاملی؛ ۴- آیت الله سید عبدالهادی شیرازی؛
۵- علامه سید هبةالدین شهرستانی؛ ۶- شیخ محمدمهدی شرفالدین شوشتری؛
۷- شیخ نجمالدین عسکری؛ ۸- سید مصطفی صفایی خوانساری؛
۹- شیخ محمدحسن مظفر؛ ۱۰- سید محمدعلی روضاتی اصفهانی؛
۱۱- آیت الله سید محمدهادی میلانی؛ ۱۲- میرزا حیدر قلی سردار کابلی؛
۱۳- آیت الله شیخ مرتضی حائری یزدی؛ ۱۴- میرزا محمدعلی اردوباری؛
۱۵- میرزا محمدعلی مدرس خیابانی؛ ۱۶-شیخ جعفر محبوبه نجفی؛
۱۷- سید محمد مفتی الشیعه اردبیلی؛ ۱۸- شیخ حسین مقدس مشهدی؛
۱۹- سید محمدصادق بحرالعلوم؛ ۲۰- سید احمد حسینی اشکوری؛
۲۱- سید رضا هندی؛ ۲۲- شیخ جمالالدین نائینی؛
۲۳- سید جلالالدین محدث ارموی؛ ۲۴- سید عبدالرزاق مقرم؛
۲۵- شیخ ذبیحالله محلاتی عسکری؛ ۲۶- شیخ محمد شریف رازی؛
۲۷- شیخ محمدباقر ساعدی خراسانی؛ ۲۸- عبدالرحیم محمدعلی نجفی؛
۲۹- محمدرضا حکیمی؛ ۳۰- شیخ محمد سماوی تنکابنی؛
۳۱- علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی؛ ۳۲- شیخ غلامرضا عرفانیان یزدی؛
۳۳- علامه سید محمدحسین طباطبایی؛ ۳۴- آیت الله شیخ لطفالله صافی گلپایگانی؛
۳۵- سید هادی خسروشاهی تبریزی؛ ۳۶- سید مرتضی نجومی حسینی؛
۳۷- سید هاشم رسولی محلاتی؛ ۳۸- آیت الله سید شهابالدین مرعشی نجفی؛
۳۹- شیخ کاظم مدیر شانهچی؛ ۴۰- حسین عماد زاده اصفهانی؛
۴۱- سید مصلحالدین مهدوی؛ ۴۲- شیخ احمد سبط الشیخ؛
۴۳- علامه شیخ محمدتقی شوشتری؛ ۴۴- سید موسی شبیری زنجانی؛
۴۵- شیخ عبدالجبار اعظمی؛ ۴۶- محمد واعظ زاده خراسانی؛
۴۷- آیت الله علامه فانی اصفهانی؛ ۴۸- سید محمد مشکاه بیرجندی؛
۴۹- سید محمدعلی موحد ابطحی؛ ۵۰- شیخ احمد انصاری قمی
آثار مکتوب
آقابزرگ متخصص شرح حال نگاری و کتابشناسی و فهرست نویسی بود. ولی دامنه تالیفاتش موضوعات دیگری چون تاریخ؛ کلام؛ اخلاق؛ فقه؛ ریاضی و… را نیز دربردارد.
- الذریعة الی تصانیف الشیعة
مهمترین اثر او الذریعة الی تصانیف الشیعة، موسوعه کتابشناسی که شامل ۲۶ جلد است. او به انگیزه ثبت و معرفی آثار مکتوب شیعه این کتاب را در مدت ۶۰ سال با معرفی بیش از پنجاه هزار جلد کتاب نگاشت.
آقابزرگ ۲۵ ذی القعده ۱۳۲۹ق کار نگارش کتاب را آغاز نمود. او در مدت اقامت در سامرا در این مدت هر سال دو یا سه بار به نجف اشرف و سایر شهرهای عراق مسافرت مینمود و کتابهای کتابخانههای عمومی و شخصی را دیده، بر الذریعه میافزود.این کتاب میان سالهای ۱۳۵۷–۱۳۹۷ق/۱۹۳۸–۱۹۷۷م در نجف و بیروت به چاپ رسیده است.
- طبقات اعلام الشیعه
دایرةالمعارف زندگی بزرگان شیعه که شرح احوال و آثار بزرگان شیعه را از قرن چهارم تا چهاردهم قمری معرفی میکند.
- مصفی المقال فی مصنفی علم الرجال
به معرفی مؤلفان کتب رجالی شیعه همراه با شرح کوتاهی از زندگی و آثار رجالی آنان میپردازد. مَصْفَی المَقال شامل شرححال ۶۶۰ تن از عالمان رجال است که به ترتیب حروف الفبا در این کتاب گردآوری شدهاند.
آثار علمی دیگری نیز توسط آقابزرگ تهرانی به رشته تحریر در آمده است:
المشیخه، نجف، ۱۳۵۶ق/۱۹۳۸م
نقباءالبشر
هدیه الرازی الی المجدد الشیرازی، کربلا، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م
النقد اللطیف فی نفی التحریف عن القرآن الشریف (خطی)
توضیح الرشاد فی تاریخ حصر الاجتهاد، قم، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م
تفنید قول العوام بقدم الکلام (خطی)
ذیل المشیخه، نجف، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۷م
ضیاء المفازات فی طریق مشایخ الاجازات، (خطی)
اجازات الطوسی، نجف، ۱۳۷۶ق/۱۹۵۶م، (همچنین در مقدمه تفسیرالتبیان چاپ شده است: بیروت، داراحیاء التراث العربی)
مستدرک کشف الظنون، یا ذیل کشف الظنون، تهران، مکتبةالاسلامیه و جعفری تبریزی ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م
الکشکول، مجموعه است به زبان فارسی و عربی که از سال ورود آقابزرگ به سامرا در۱۳۴۰ ق. به تدریج جمع آوری شده است.
کتابخانه
آقابزرگ تهرانی، کتابخانهای جامع داشت که دارای بیش از ۵۰۰۰ جلد کتاب و ۲۰۰ کتاب خطی در تاریخ، زیستنامه، فهرستهای عمومی، فهرستهای خصوصی، دایرة المعارفها و… بود. در طول حیات وی، طلاب و اهل مطالعه و تحقیق از این کتابخانه بهره میبردند.
خود شیخ با کهولت سن و اشتغال بسیار و ضعف پیری مراجعان را راهنمایی و به آنان کمک میکرد. این کتابخانه را وی به سال ۱۳۵۴ق. تأسیس کرده بود. برای اینکه کتابخانه از پراکندگی و تلف شدن مصون ماند، آقابزرگ در سال ۱۳۷۵ق. آ ن را وقف کرد. سپس در سال ۱۳۸۰ق. در وقفنامه تجدید نظر کرد، و در وقفنامهای که به خط خود وی نوشته شده است قید کرد که اگر برای متولیان و متصدیان، امکان نگهداشت آن منتفی شد، کتابخانه را منتقل کنند و به کتابخانه امیرالمؤمنین واگذارند.
شیخ آقا بزرگ به حقیقت مردی خستگیناپذیر و نستوه بود. همیشه در تلاش و تکاپو و شیفته کار و تحقیق بود. اگر مجموعه آثار ماندگارش یکجا گردآوری و تحقیق شود سر به صد جلد خواهد زد. او از همان نخستین روزهای ایام جوانی دست به استنساخ دهها نسخه کمیاب و کتاب معتبر زد و تا آخر عمرش که قامتش از خمیدگی حالت رکوع دایم یافته باز سر در کتاب و دست در قلم داشت.
با این همه کار و کوشش، خانهای بیآلایش و بسیار ساده داشت و همیشه دور و برش آکنده از اوراق و اسناد و دفاتر بود. خانه ساده او پناهگاه پژوهشگران و مرجع محققان بود. در خانه و کتابخانه او پیوسته به روی محققان باز بود. چیزی که شیخ به آن نمیاندیشید راحتی و رفاه بود. محقق تهرانی حتی فرصت شام خوردن را در شبها نداشت و میگفت: «چهل سال است که شام نمیخورم.»
از سید محسن امین عاملی، نویسنده «اعیان الشیعه» نقل میکنند که گفت:
«برای تهیه اسناد اعیان الشیعه که به شهرها سفر میکردم، در کربلا به کتابخانه شیخ العراقین وارد شدم و از متصدی آن خواستم که یک هفته کتابخانه را در اختیار من بگذارد. پذیرفت مشروط بر این که در این هفته میهمان او باشم. شبی به من اطلاع داد امشب میهمان دیگری هم داریم و آن شیخ آقا بزرگ بود که اسمش را شنیده بودم. هنگامی که او را زیارت کردم و بحثی میان ما در گرفت فهمیدم که او تنها یک فهرستنگار نیست بلکه اطلاعات فقهی و اصولی و فلسفی وسیعی نیز دارد. از اینرو مسرور شدم. ساعت چهار و نیم شب بود که خستگی بر من غالب شد و خوابیدم. از خواب که برخاستم دیدم شیخ آقا بزرگ نخوابیده و همچنان مشغول یادداشتبرداری است. از او پرسیدم نمیخوابید؟ فرمود: من هنوز نشاط دارم و نخوابید. ما هفت روز و شب در آنجا بودیم. ایشان استراحت منظمی نداشت و میفرمود ما برای استراحت اینجا نیامدهایم و من با وجود اینکه پر کار بودم به ایشان غبطه میخوردم.»
رحلت جانگداز
آقا بزرگ تهرانی، اول اسفند ۱۳۴۸ ش برابر با روز جمعه ۱۳ ذی حجه ۱۳۸۹ق. ساعت یک بعد از ظهر، دار فانی را وداع گفت. سیدی از ارادتمندان شیخ و از علمای پارسای نجف ـ که بعدها با نام شهید محراب آیت الله مدنی شهره آفاق شد ـ برای غسل و کفن پیکر آقا بزرگ اقدام کرد.
عصر همان روز، ساعت ۶ بعد از ظهر، پیکر شیخ را برای طواف بر مرقد امام حسین (علیهالسلام) و برادرش حضرت ابوالفضل العباس به کربلا انتقال دادند.
پس از تشییع با ازدحام و احترام مردم کربلا پیکرش به نجف اشرف برگردانده شد و آن شب را در دانشگاه بزرگ نجف، در حلقه دانشوران و دانشجویان دینی سحر کرد. فردای آن روز پیکر شیخ در میان سیل خروشان مردم، روی دستها بلند شد و در حالیکه همه دروس حوزه تعطیل شده و علما و فوج طلاب و دانشجویان در پیشاپیش مردم حرکت میکردند از جامعه النجف به سوی حرم امام علی (علیهالسلام) تشییع شد و پس از آن که در صحن شریف علوی، نماز میت به امامت آیت الله سید ابوالقاسم خویی خوانده شد، شاگردان شیخ، پیکر استاد را به دور ضریح امام علی (علیهالسلام) طواف دادند. سپس بنا به وصیت شیخ، به جایگاهی که نخست قسمتی از خانه مسکونی خودش بود و بعدها قسمتی از کتابخانه موقوفه او شده بود حمل گردید تا در آستانه کتابخانه عمومی خود دفن شود.
و چنین بود که دانشوری نستوه از دانشوران بزرگ شیعی، پس از ۹۶ سال عمر که بیشتر آن در کتابخانهها و با کتاب و قلم گذشته بود، در نهایت نیز در میان کتابها در کتابخانه عمومی خود به خاک سپرده شد. آن روز غمبار، در مدارس رسمی نجف هم برای نخستینبار، به خاطر تکریم مردی از مردان دین و دانش، تعطیل شد و شاعران و سخنوران در مجالس بسیاری که تا چهلم درگذشت او در شهرهای مختلف عراق و ... برگزار شد داد سخن دادند.
در نگاه دیگران
از میان صدها سخن و چکامهای که در تجلیل از شیخ آقا بزرگ تهرانی گفته یا سروده شده است به سخن دو دانشمند بزرگ، یکی از دانشمندان شیعی و دیگری از اندیشمندان مسیحی و شرقشناس، بسنده میکنیم.
علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی (قدسسره) مینویسد:«شیخ مشایخ معاصر، بزرگ پژوهشگران و فهرستنگاران، حجت و دلیل تاریخ ، احیاگر آثار گذشتگان، نمونه ناب تقوا و صلاح، شیخ آقا بزرگ تهرانی (ره) است.»
«شیخ بزرگ ما مرحوم محقق تهرانی روح بزرگی داشت. ۲۵ سال با او بودم اما برای یک بار هم ندیدم پشت سر کسی بدگویی یا غیبت کند ...» استاد این سخن را ضمن مصاحبهای که با صدا و سیما داشت فرمود.
استاد یوسف اسعد داغر، دانشمند و محقق مسیحی و مورخ پر کار و صاحب آثار فراوان از جمله «مصادر الدراسة الادبیه» مینویسد: «به خدا سوگند اگر برای شیعه، در قرن چهاردهم هجری نمیبود جز امینی بزرگ و الغدیرش، و مرحوم سید محسن امین و اعیان الشیعهاش، و علامه کبیر شیخ آقا بزرگ و الذریعهاش، در نظر خردمندان، همین مردان دین برای خدمت به علم و اجتماع و هدایت افکار کافی بود.
منابع:
زندگینامه خود نگاشت آقابزرگ تهرانی
ویکی شیعه
دانشنامه اسلامی
ویکی فقه
نظر شما