*به خبرگزاری حوزه خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
سه شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۷ \ ۸ محرم ۱۴۴۰ \ Tuesday, September 18, 2018
کد خبر: 461719 | تاریخ مخابره :۱۳۹۷/۶/۲۳ - ۱۱:۰۰ | سرویس: علمی، فرهنگی 30
سنگر حسینی در کارزار اقتصادی (۴)
ضرورت استقلال و اقتدار اقتصادی/ روح الله از طرف آیت الله العظمی بروجردی
حوزه/ هر ماشینی که می خواست وارد دربار شود رنگ آن باید مشکی می بود و حتما یک سرنشین می داشت ... اما حضرت امام سوار ماشین سفید رنگی شد و به درب کاخ که رسید گفت: «روح الله از طرف آیت الله العظمی بروجردی.

خبرگزاری«حوزه»/ با توجه به مباحث و مشکلات اخیر اقتصادی در جامعه مطالبی با عنوان« منبر سنگر حسینی در کارزار اقتصادی» با موضوع  منبر«جنگ اقتصادی و حمایت از کالای ایرانی» در چند شماره تقدیم مخاطبان ارجمند می گردد.

امام حسین(ع) کنار قبر پیامبر(ص) آمد در حالی که غمگین و اندوهناک بود تا از ستم ستمکاران نزد آن حضرت شکایت بَرَد و فرمود: خداوندا! این قبر پیامبرت محمد است و من فرزند دختر محمد، ماجراهایی برایم پیش آمده که تو می‌دانی. خداوندا! من معروف را دوست می‌دارم و از منکر، بیزارم،‌ ای دارنده شکوه و عظمت، به حق این قبر و هر کسی که در آن است از تو می‌خواهم برای من آنچه را موجب رضایت تو و پیامبرت است، انتخاب فرمایی.

نقل کرده‌اند: امام حسین فردای رسیدن خبر مرگ معاویه به مدینه، از منزل بیرون آمد تا از اخبار تازه باخبر شود که با مروان تنها برخورد کرد. مروان گفت: ‌ای اباعبدالله! من خیرخواه تو هستم. سخن مرا بپذیر که به نفع توست. امام فرمود: سخن تو چیست؟ بگو می‌شنوم. مروان گفت: من به تو امر می‌کنم که با امیرالمؤمنین یزید، بیعت کنی که این کار به صلاح دین و دنیای توست. امام فرمود: انالله وانا الیه راجعون. هنگامی که مردم به حاکمی مثل یزید مبتلا شوند، - باید فاتحه اسلام را خواند. وای بر تو! آیا می‌گویی با یزید بیعت کنم؛ در حالی که او مردی فاسق است؟! سخن بسیار بیجایی گفتی؛

امام(ع)  در روز عاشورا خطبه ای خواندند که بخشی از آن چون خطاب به اصحاب خاص خود است، بسیار با اهمیت است. البته برای تاریخ و بقیه مردم هم مفید است؛ چون هم درد دل است و هم کشف اسرار و هم اصل مطلب است. حضرت فرمود:

«ألَا وإنّ الدَعِيَّ ابنَ الدَعِيِّ قدْ رَكَزَ بينَ اثنَتَينِ: بينَ السِّلَّةِ والذِّلَّةِ، وهيهاتَ منّا الذِّلَّةُ، يأبَى اللهُ لَنَا ذلكَ ورَسُولُهُ والمؤمِنونَ، وحُجورٌ طابَتْ وطَهُرتْ، وأُنُوفٌ حَمِيَّةٌ ونُفُوسٌ أبِيَّةٌ مِنْ أنْ نؤْثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ على مصارِعِ الكِرَامِ»[1]. آگاه باشید! این ناپاک زاده، زنا زاده پسر زنازاده، مرا بین جنگ و ذلت مخیر کرده و به راستی چقدر ذلت از ما دور است. خدا، پیامبرش، مؤمنان، دامن های پاکِ [مادران]، غیرتمند مردان و سرافرازان ـ که کشته شدن در قتلگاه جوانمردان را بر اطاعت از فرومایگان بر می گزینند ـ ذلت پذیری و زبونی را بر ما نمی پسندند.

امام حسین(ع) را این ناپاک زاده بین شمشیر ـ که نتیجه آن کشته شدن است ـ و بین اسیری و تسلیم ـ که نتیجه آن خواری است، مخیر کرده است. به معنای امروزی بین جنگ و صلح و تنها دو راه پیش پای او گذاشته است.

لذا امام(ع) برای تحقق این استقلال بسیارتلاش کرد. و اگر بخواهد این استقلال تحقق پیدا کند نیازمند به اقتدار است تا دشمن نتواند به راحتی ضربه بزند و امام (ع) به خوبی می دانست که قرار است در کربلا چه اتفاقی بیافتد به همین خاطر  از ابتدای حرکت خود از مدینه با تاسّی به آیه شریفه: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ»[2] برای کسب اقتدار درصدد تامین عِده و عُده شد. لذا بوسیله نامه و یا  ملاقات هایی از همان زمان آغاز حرکت خود درصدد تامین قوا شد و عِده و نیروی انسانی مناسب را تدارک دید و با همراه کردن ماهرترین و قویترین رزمندگان، تعداد همراهان خود را از مکه تا کربلا با خطبه ها و دعوت علما به تشویق مردم برای جهاد و یارگیری افراد خاص افزایش داد. و همچنین امام (ع) برای کسب اقتدار و قدرت خود در مقابل دشمن در کربلا انجام داد، چیدن آرایش نظامی قوی بود که حتی با وجود حدود 100 رزمنده، در مقابل لشکر عظیم کوفی، باز هم دشمن توان مقابله با یاران حضرت را نداشت با جنگ تن به تن حریف نمی شد بلکه به صورت ناجوانمردانه با حمله دست جمعی یا تیرباران و ... یاران امام(ع) حتی نوجوانان را به شهادت می رساند.

در آیات و روایات تاکید زیادی بر اهمیت استقلال اقتصادی جامعه اسلامی و حفظ عزت مسلمانان در روابط سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي تاکید شده است. شخصیت هر کس در گرو استقلال و عزت اوست، از این رو خداوند متعال اجازه نداده است که هیچ مؤمنی تن به ذلت دهد . امام صادق(ع) فرمود: «ان الله فوّض الی المؤمن اموره کلها ولم یفوض الیه ان یکون ذلیلا . اما تسمع الله یقول: «ولله العزة ولرسوله وللمؤمنین ولکن المنافقین لا یعلمون»،«فالمؤمن یکون عزیزا ولایکون ذلیلا» خداوند تمام امور مؤمن را به خود او واگذار نموده، ولی به او واگذار نکرده است که ذلیل باشد . آیا سخن خدا را نشنیده ای که می فرماید: «عزت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است ولی منافقان نمی دانند» ؟ پس مؤمن همیشه عزیز است و ذلیل نمی باشد یس بن اشعث از امام حسین (ع) خواست که با یزید بیعت کند . حضرت فرمود: «لا والله لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل ولا افر فرار العبید» به خدا سوگند، چون ذلیلان به شما دست ذلت نمی دهم، و مانند بردگان فرار نمی کنم.

در احوالات امام (ره) نوشته اند وقتی که به عنوان نماینده ایه الله بروجردی به دربار شاه رفتند.

هر ماشینی که می خواست وارد دربار شود رنگ آن باید مشکی می بود و حتما یک سرنشین می داشت او باید دم در ورودی از ماشین پیاده می شد و کلاهش را بر می داشت، لباس ملاقات می پوشید و وقتی وارد اتاق می شد می ایستاد تا اجازه نشستن بیابد. حتی وضع طوری بود که چند ساعت قبل به فرد آداب ملاقات را یاد می دادند.

اما حضرت امام سوار ماشین سفید رنگی شد و به درب کاخ که رسید گفت: «روح الله از طرف آیت الله العظمی بروجردی
نگهبان گفت: «باید از ماشین پیاده شوید». امام گفت: «پس بر می گردم».
نگهبان هم بالاجبار درب را باز کرد. و ماشین تا دم در کاخ رفت.
با همان وضعیت و بدون تغییر لباس داخل شدند و روی صندلی شاه نشستند! شاه که وارد شد صندلی نبود و مجبور شد بایستد تا صندلی بیاورند.
به شاه گفت: «آیت الله بروجردی فرمودند که قاتلین بهائیان ابرقو باید آزاد شوند.»
شاه گفت: «شاه مشروطه چنین کاری از دستش بر نمی آید». دوباره پیام آیت الله را تکرار کرده بلند می شوند و می روند.
هیبت امام شاه را گرفته بود و همان روز فرمان آزادی قاتلان بهائیان صادر شد.

این عزتی که امام برای انقلاب به ارمغان آوردند، نتیجه شجاعت بود.
بدون شجاعت مگر کسی می تواند در اعلامیه خود بگوید: «من سینه خودم را برای آماج گلوله ها اماده کرده ام، اگر استقلال و اقتدار در انسان و از آن بالاتر در جامعه حفظ نشود شاهد لگد مال شدن ان جامعه خواهیم بود کشوری مانند عربستان که داعیه ام القراءاسلام را دارد به جایی رسیده که به چشم یک گاو شیر ده نگاه میشود مقام معظم رهبری در این باره میفرمایند: این افتخاری نیست برای یک کشور مسلمان که رئیس‌جمهور آمریکا علناً بگوید «ما نگاه می کنیم به گاو شیرده»! به اینها به چشم گاو شیرده نگاه میکند؛ این افتخار است؟ در همین تبلیغاتِ انتخاباتیِ اخیر در سال گذشته، همین رئیس‌جمهور کنونی آمریکا این حرف را گفت؛ گفت ما به سعودی‌ها به چشم گاو شیرده نگاه میکنیم! ذلّت از این بیشتر؟ برای یک دولت، برای یک ملّت، ذلّت از این بالاتر؟ پولش را بگیرند، بعد به‌عنوان گاو شیرده او را خطاب بکنند، به او توهین بکنند؛ ذلّت یک کشور و یک دولت بیش از این نمیشود؛ اسلام با این ذلّتها مخالف است. «وَلِلَّهِ العِزَّةُ وَلِرَسولِهِ وَلِلمُؤمِنینَ»؛(۱) اگر مؤمن باشند، باید عزیز باشند؛ این ذلیل بودن نشانه‌ی این است که اینها ایمان ندارند، مؤمن نیستند، دروغ می گویند، همچنان‌که اربابانشان دروغ می گویند.

در مقابل" حفظ استقلال و اقتدار باعث سربلندی و وقار می شود که انسان در مقابل کسی سر خم نمی کند، در جنگی که میان لشکر اسلام و روم صورت گرفت عبداللّه بن حذافه که از یاران و فرماندهان دلاور پیامبر (ص) بود به همراه گروهی دیگر اسیر شدند و آن‌ها را به نزد قیصر روم بردند.
قیصر روم به او گفت: آئین مسیحیت را بپذیر وگرنه تو را در دیگ جوشان می‌اندازم.
عبداللَّه گفت: مسیحی نمی‌شوم.
قیصر دستور داد دیگی آوردند و بر آتش گذاردند و در آن روغن زیتون ریختند تا به جوش آمد آن‌گاه به یکی از مسلمانان اسیر گفت: مسیحیت را بپذیر! او که از پیشنهاد قیصر سرباز زد دستور داد وی را در آن دیگ انداختند و گوشت از استخوان‌های او جدا شد.
آن‌گاه به عبداللَّه گفت: مسیحی شو وگرنه تو را هم در دیگ خواهم انداخت.

او هم پیشنهاد قیصر را نپذیرفت و دستور داد وی را در دیگ اندازند. عبداللَّه در این هنگام شروع به گریه گفتند: او گریه و بی‌تابی می‌کند. قیصر گفت: او را برگردانید. وقتی او را برگرداندند گفت: من از این‌که در دیگ می‌افتم گریه نمی‌کنم بلکه به‌خاطر این می‌گریم که چرا به اندازه موهای بدنم جان ندارم که در راه خدا فدا کنم!
قیصر از این سخن در شگفتی فرو رفت و علاقمند شد او را آزاد کند. سپس به عبداللَّه فرمانده رزمندگان گفت: سر مرا ببوس تا تو را آزاد کنم.
عبداللَّه گفت: نمی‌بوسم.
قیصر گفت: مسیحی شو تا دخترم را به عقد تو در آورم و حکومتم را با تو تقسیم نمایم.
عبداللَّه نپذیرفت.
قیصر گفت: سر مرا ببوس تا تو و هشتاد نفر از مسلمانان اسیر را آزاد کنم عبداللَّه که دید آزادی مسلمانان در کار است پیشنهاد سلطان را پذیرفت و با هشتاد نفر از مسلمانان آزاد شد.

دو رکن اساسی اقتدار، ایمان و اعتماد به نفس (روحیه ما می توانیم) افراد است. این دو در امام حسین (ع) و یاران ایشان  موج می زد و حتی یاران نوجوان امام (ع) با رجزهای حماسی سلحشورانه در مقابل دشمن مبارزه می کردند. البته شاید امام  (ع) در ظاهر نتوانست به هدفش برسد، وخود و یارانش به شهادت رسیدند، و آن جنایات سنگین تاریخ بشریت در کربلا اتفاق افتاد. ولی امام  (ع) در واقع با اقتدار و ایستادگی دشمن را خوار و ذلیل کرد. و امروزه ایران اسلامی ما با وجود تمامی مشکلات و تحریم ها و تهدیدها و دشمنی ها به لطف و عنایت خداوند متعال و عنایت اهل بیت (ع) و به برکت الگو گیری از مکتب امام حسین  (ع)  و عمل نکردن به رفتار مردم کوفه، در شرایط کربلا نیستیم، ما مجبور به کشته شدن و یا تسلیم در مقابل دشمن نیستیم. بلکه به قول فرمایش مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای حفظه الله ما در شرایط جنگ بدر و خیبر هستیم. و با این اظهارات، ضمن یک مقایسه کاملاً صحیح موقعیت امروزی جمهوری اسلامی در مقابل استکبار جهانی به سرکردگی امریکا با موقعیت حکومت اسلامی رسول خدا (ص) در برابر استکبار قریش در جنگ بدر و یهودیان خیبر مشخص می شود.کفار قریش در جنگ بدر با تعداد بین 950 نفر تا 1000 نفر با700 شتر[3] و400 اسب[4] و 600 نفر زره‌پوش بودند[5] که روزى يك نفر سپاه آنها را طعام مى‌ داد. و روزانه 9 يا 10 شتر مى‌ كشتند. طعام‌دهندگان هم 12 نفر بودند در مقابل سپاه مسلمانان که 313 نفر با 70 شتر كه هر 2يا 3 نفر به ترتيب بر يك شتر سوار مى ‌شدند. و داشتن یک اسب که به اجماع مورّخان، اسب مقداد بود. [6]و داشتن 6 سپر و 8 شمشير .[7] مقتدرانه شکست سنگینی بر کفار قریش وارد کردند این مقایسه تصریح قاطعی است بر اینکه اگر سردمداران وحشی و عنان‌گسیخته امریکا و رژیم صهیونیستی بخواهند جنگی را به اتکای برتری ظاهری امکانات و تسلیحات خود به ایران اسلامی تحمیل کنند، نتیجه آن به حول و قوه الهی چیزی جز پیروزی بزرگ و مبهوت‌کننده جمهوری اسلامی و شکست و خفت امریکای جهانخوار و نابودی رژیم صهیونیستی نخواهد بود. و همچنین در جنگ خیبر که رسول اکرم(ص)پس از چند اقدام به منظور خنثی‌سازی توطئه‌های یهود در خیبر از جمله اعزام سریع امیرمؤمنان  (ع)  با گروهی از رزمندگان اسلام به فدک برای ممانعت از یاری رساندن یهود آن منطقه به یهود خیبر بر ضد کیان اسلامی، چون خطر یهود را جدی دید و دریافت خیبریان در صورت فراهم شدن شرایط قطعاً به دارالاسلام یورش خواهند آورد،‌ پیش‌دستی کرد و با یک لشکرکشی برق‌آسا و غافلگیرانه چنان به سوی خیبر شتافت که دشمن و عوامل اطلاعاتی و خبرگیری آن تا محاصره قلعه‌های یهود توسط سپاه اسلام، از تحرکات نظامی آن حضرت آگاه نشدند. چون رسول خدا (ص) با پیشدستی و غافلگیری به سوی دشمن در خیبر شتافت، یهودیان مقهور اقتدار اسلام شدند و پس از سقوط پی‌درپی قلعه‌های آنان، آخرین و مستحکم‌ترین قلعه نیز با دلاوری‌های بی‌مانند حیدر کرّار امیرمؤمنان «علیه الصلاة و السلام» فتح شد و بدین ترتیب حاکمیت یهود در جزیرة‌العرب برای همیشه از میان رفت.[8] و این اشاره قاطع و معنی‌دار ولی امر مسلمین حضرت امام خامنه ای (حفظه الله) به قرار داشتن نظام جمهوری اسلامی در موقعیت خیبر نیز پاسخ به تهدیدات رژیم جعلی و جنایتکار صهیونیستی است. که اخیراً، سران سفاک رژیم صهیونیستی بارها جمهوری اسلامی ایران را تهدید به حمله نظامی کرده‌اند. رهبر معظم انقلاب  در مقابله این رژیم پلید با نظام مقدس جمهوری اسلامی، موقعیت خیبر را ترسیم می‌کنند که طی آن با اقدام سریع و پیشدستانه رسول خدا(ص)نه تنها تهدیدات یهود برای همیشه از میان رفت، بلکه حاکمیت یهود در منطقه بکلی مضمحل شد و آنان تحت سیطره کامل اسلام درآمدند.

ولی امر مسلمین، با این مقایسه به دشمن پلید اخطار دادند چنانچه توطئه‌چینی‌ها و تهدیدات بخواهد خطری متوجه جمهوری اسلامی کند، واکنش نظام مقدس ما چنان سریع و کوبنده و کارساز خواهد بود که قدرت هرگونه عملی را از رژیم صهیونیستی سلب خواهد کرد و در آن صورت نام این رژیم از جغرافیای سیاسی جهان حذف خواهد شد. ان شاء الله.

در آیه «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه» به لزوم قدرتمند شدن جامعه اسلامی اشاره شده است.

كلمه «قوّه» نه تنها وسائل جنگي و سلاح‌هاي مدرن هر عصري را در بر مي‌گيرد؛ بلكه تمام نيروها و قدرتهايي را كه به نوعي از انواع، در پيروزي بر دشمن اثر دارد را شامل مي‌شود مقام معظم رهبری، با اشاره به این آیه می فرمایند: «قوه فقط تفنگ و سلاح و مانند اینها نیست؛ قوه اعم است از قوه مادی و معنوی، از قوه اقتصادی و نظامی » در شرایطی که کشور اسلامی درگیر جنگ اقتصادی است، حمایت از کالای وطنی، یکی از مصادیق کمک به افزایش قوت و اقتدار اقتصادی جامعه اسلامی است.

امام خمینی (ره) در مورد اهمیت خودکفایی که یکی از مسائل مهم در اقتصاد مقاومتی است فرموده اند:

آمريکا که دشــمن ماســت، ما اگر محتاج به او باشيم براي ما سرشکستگي است. کاري بکنيد که خودکفا بشويد و خودتان از اين زمين خدا و از اين آب خدا ارزاق خودتان را بيرون بياوريد.[9]

در بیانات مقام معظم رهبری برای مصرف کالای ایرانی، دلایلی از جمله موارد زیر بیان شده است:

١- ايجاد استقلال اقتصادي و سياسي

٢- ايجاد کار و اشتغال

٣- افزايش ابتکارات

٤- افزايش ثروت ملي

٥- کاهش تورم

٦- کنترل نقدينگي

3-حمایت از کالای ایرانی به عنوان ضرورت دینی

الف: ضرورت امنیت و اقتدار اقتصادی

سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که ما می خواهیم باعث اقتدار کشورمان شویم اما آیا واقعا با خرید کالاهای مونتاژ کشورمان را مقتدر نموده ایم؟ مگر کالای ایرانی هم داریم؟ کالاهای داخلی غالبا مونتاژ و بالاخص چینی هستند و با مصرف این کالاها هیچ اقتداری برای کشور ایجاد نمی شود بلکه تولید کننده را تنبل نموده ایم و این باعث تضعیف کشور است تا اقتدار.

سوال دیگه ای که ممکن است برای شما پیش بیاد شاید این باشه که کالاهای ایرانی که داخلی نیستند؟  به طور نمونه، عنوان می‌شود که محصولات شرکت GLX به کشور چین تعلق دارد و بخش زیادی از قطعات استفاده شده در ساخت گوشی‌های این شرکت، چینی است.

این اشکال از چند جهت وارد نیست. اول:امروز انجام تمامی مراحل تولید یک کالا در یک کشور متداول نیست. دوم، توان اشتغال‌زایی صنایع مونتاژ را نباید نادیده گرفت. سوم، ایرانی بودن کالاها درجه‌بندی دارد. چهارم، اطلاعات مطرح شده در مورد میزان داخلی سازی کالاهای ایرانی ناقص است.

ب) متداول‌نبودن ساخت تمامی اجزای یک کالا در یک کشور

امروزه در دنیا کمتر کالایی می‌توان یافت که صفر تا صد درصد آن کالا در داخل مرزهای یک کشور تولید شده باشد. این تصور که یک کالا باید تماما در ایران و توسط ایرانی‌ها تولید شود تا تولید ملی شمرده شود، تصوری اشتباه است. کشورها ممکن است قطعاتی از کالای تولیدی خودشان را از سایر کشورها وارد ‌کنند. کشور ما هم از این امر مستثنا نیست. بسیاری از کشورها در مراحل توسعه و پیشرفت ابتدا اقدام به مونتاژ محصولات تولیدی سایر کشورها می‌کنند؛ در ادامه روند داخلی‌سازی کالا را آغاز کرده و سعی می‌کنند تا ارزش افزوده محصول تولیدی را افزایش دهند. این رویه در بسیاری از تولیدات صنعتی همانند خودرو، گوشی تلفن همراه و مانند آن صادق است.

وقتي از حمايت از كالاي ايراني سخن به ميان مي‌آيد، بايد پرسيد كه هدف از اين اقدام چيست. براي حمايت از كالاي ايراني حداقل چهار هدف اشتغال‌زايي، كمك به رشد اقتصادي، تأمين خودكفايي و تقويت عزت ملي ذكر مي‌شود. هرچند كل اين اهداف در كالاهاي مونتاژي تأمين نمي‌شود، ولي تأثير آنها بر اشتغال و رشد اقتصادي را نمي‌توان ناديده گرفت. مشخص است حمایت حداکثری باید به کالایی تعلق بگیرد كه همه اهداف چهارگانه مورد اشاره را تامین کند.

ج) توان اشتغال‌زایی صنایع مونتاژ

صنایع مونتاژ هرچند ایده‌آل نیستند؛ ولی می‌توانند در مسیر پیشرفت اقتصادی کشور به اقتصاد کشور کمک کنند. این صنایع حداقل باعث ایجاد فرصت‌های شغلی برای کارگران ایرانی می‌شوند. به طور نمونه، جی‌ال‌ایکس به عنوان نخستین تولیدکننده تلفن همراه کشور که در سال 1386 و در اوج تحریم‌های ظالمانه علیه ایران توانست به رقابت با برندهای خارجی بپردازد، ایجاد شغل برای 5000 جوان ایرانی را برنامه‌ریزی کرده است. این شرکت پس از ده سال فعالیت، موفق به اشتغال‌زایی مستقیم برای 2000 نفر شده ‌است. این شرکت در شرایط کنونی با 10 درصد ظرفیت فعالیت می‌کند، و در صورت حمایت مردم و دولت شاهد افزایش ظرفیت فعالیت و به دنبال آن افزایش ظرفیت اشتغال و بهبود کیفیت محصولات تولیدی آن خواهیم بود.

د) درجه‌بندی داشتن کالای ایرانی

همان‌گونه كه در مباحث قبل گفته شد، ايراني بودن يك كالا امري تشكيكي است. يك كالا مي‌تواند صد درصد ايراني باشد و مي‌تواند درصد كمي از آن ايراني باشد. مشخص است که كالاهاي صد درصد ايراني كه تمامي ارزش افزوده آن به كشورمان مي‌رسد در اولويت اول حمايت هستند. در مرحله بعدی کالاهایی قرار می‌گیرند که درصد داخلی‌سازی بیشتری دارند.

 

 

 

[1]. تحف العقول - ابن شعبة الحراني - الصفحة ٢٤١

[2]. سوره انفال آیه 60

[3]. بحار الانوار، 19/ 323

[4]. تفسير قمى، 1/ 262.

[5]. مناقب خوارزمى، 102

[6]. بحار الانوار، 19/ 323؛ حياة الصحابة، 1/ 439

[7]. بحار الانوار، 19/ 323؛ حياة الصحابة، 1/ 439

[8]. یعقوبی، ج 2، صص 56 تا 58 و طبری، ج 3، صص 9 تا 17

[9]. صحيفه امام خميني(ره)، جلد ١٢ ص 77، سخنرانی در جمع راهپیمایان کفن پوش الیگودرز، 17/10/1358.

ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال
نمایش نظرات
اوقات شرعی