*به خبرگزاری حوزه خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ \ الأربعاء ٥ جمادى الثانية ١٤٣٩ \ Wednesday, February 21, 2018
کد خبر: 437248 | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۰/۲۷ - ۰۱:۵۵ | سرویس: علمی، فرهنگی 116
آیه ها و آینه ها (۳۷۱)
تلنگر بهلول به هارون و قدرت دنیوی او
حوزه/ یکی از شدیدترین عذاب‌ها در روایات، برای حکام ظالم ذکر شده است. هر کس که مسئولیتی دارد، باید دقت کند که این مقام و مسئولیت دو لبه دارد که یک‌طرف آن بهشت جاودان و لبه دیگر آن جهنم سوزان است که به‌واسطه عملکرد انسان، تعیین می‌گردد.

* آیه:

إِنَّ ٱلْأَبْرَارَ لَفِى نَعِيمٍ* وَ إِنَّ ٱلْفُجَّارَ لَفِى جَحِيمٍ/ به یقین نیکان در نعمتی فراوان‌اند و بدکاران در دوزخ‌اند. انفطار/13 و 14

* آینه:

حکایت؛ هارون از سفر حج بازگشت و چند روزى در کوفه اقامت کرد. روزى از راهى عبور می‌کرد، بهلول که بر سر راهش قرار داشت سه بار به نام، او را صدا زد: هارون، هارون، هارون. او با تعجب گفت: کیست که مرا با نام صدا می‌زند؟! گفتند: بهلول مجنون. پرده محمل را کنار زد و به بهلول گفت: مرا می‌شناسی؟

 گفت: آرى. گفت: من کیستم؟ 

گفت: کسى هستى که اگر احدى در مشرق ستم کند و تو در مغرب باشى، به خاطر این‌که حاکم کشورى در قیامت از تو بازخواست خواهد شد. هارون گریست و گفت: بهلول حال مرا چگونه می‌بینی؟ گفت: حال خود را بر کتاب خدا عرضه کن «إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِى نَعِیم * وَإِنَّ الفُجَّارَ لَفِى جَحِیم/ قطعاً نیکان به بهشت اندرند و بى شک بدکاران در دوزخ‌اند»

گفت: تلاش و کوشش ما چه می‌شود؟ پاسخ داد:) إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ المُتَّقِین( «فقط خدا از تقوا پیشگان می‌پذیرد » 

گفت: حاجتى دارى؟ بهلول جواب داد: گناهانم را بیامرز و مرا وارد بهشت کن. گفت: مرا چنین قدرتى نیست، ولى به من خبر داده‌اند که به مردم بدهکارى، می‌خواهی بدهکاریت را بپردازم؟

بهلول گفت: بدهکارى را نمی‌توان با بدهکارى ادا کرد! آنچه نزد توست مال مردم است و همه آن را به مردم مدیونى، واجب است به آنان برگردانى .

هارون گفت: فرمان دهم مستمرى برایت مقرر دارند که تا پایان عمر به تو بپردازند؟ گفت: من بنده و روزى خور خدایم، چنین می‌بینی که خدا یاد تو هست و یاد من نیست؟ !1

گنج زرگر نبود گنج، قناعت باقى است                              آن‌که آن داد به شاهان به گدايان اين داد2

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب عبرت‌آموز
  2. حافظ

 

ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال
نمایش نظرات
اوقات شرعی